آذرخش

نویسنده: نسرین صفری


داستان شروعی شوکه‏ کننده دارد. دختری جوان، تحصیلکرده و موفق فراخوانده شده به کلانتری در مقام یک متهم. خانواده‏ای بی اصل و نسب و بی ارزش از او شکایت کرده اند به اتهام توهین و تهدید. او اکنون در سالن کلانتری قدم می‏زند به انتظار خوانده شدن نامش. اما ماجرا چیست؟

آذرخش روایت زندگی دختری است به نام سارا آذرخش. سارا در سن چهارسالگی والدین خود را در اثر تصادف از دست می ‏دهد. از آن پس تربیت او به دست خانواده مادری می‏ افتد و ارتباط با خانواده پدر قطع می ‏شود. دراین میان، دایی سارا بیشترین حمایت را از او دارد. سارا دورانی طولانی از زندگی خود را با دایی می‏ گذراند.

در رمان آذرخش دو داستان عاشقانه توصیف شده. یکی ماجرای خود ساراست که در آموزشگاه زبان رخ می‏دهد. اما ماجرای دوم، قصه تلخ و غم انگیز دایی است که همواره اصرار به پنهان کردن آن دارد و بهترین راه رویارویی با آن را فرار دیده است. او که از عشق لطمه ای سخت خورده، سارا را از برقراری هرگونه روابط عاطفی برحذر می‏ دارد. سارا رودرروی این طرز فکر دایی می‏ ایستد و درنهایت، تلاش به بازکردن صندوقچه قدیمی و زنگ زده داستان زندگی دایی می‏ کند.

آذرخش در سه فصل نوشته شده. فصل نخست برشی از دوره شانزده سالگی ساراست. او دختری دبیرستانی است درحال رشد، تحت حمایت و جدیت دایی. هنوز اجازه دیدار با خانواده پدری را پیدانکرده، اما قرارنیست روزگار برای او همیشه به یک شکل بگذرد. سارا سوالات زیادی راجع به اقوام خود دارد.

وقت ثبت نام، منشی جوان پس از نوشتن اسمم نگاهی به چهره ام انداخت و گفت: “شما با اون آقا نسبتی دارین؟”

متعجب پرسیدم: “کدوم آقا؟” منشی از گفته خود پشیمان شد و گفت: “هیچی”،  و سریع مشغول به انجام کارهای خودش شد.

 

در فصل دوم، سارا بیست و سه ساله است و آماده ورود به بخش‏های جدید زندگی خود. او که هنوز دانشجوست در آموزشگاه زبان مشغول به تدریس می‏شود و در آنجا درگیری‏های عاطفی پیدا می ‏کند. وحشت دایی روزبه روز بیشتر شده و تلاش برای حفظ خواهرزاده خود از اتفاقاتی دارد که زمانی برای خودش روی داده.

از لحن گفتنش خوشم نیامد؛ انگار در بازپرسی اش موفق شده و بالاخره توانسته متهم را مجبور به بازکردن مشتش بکند.

گفتم: “بله، احساس می کنم به یه نفر علاقمند شدم. حالا مگه عشق جرمه؟”

انتظار نداشت اینطور جوابش را بدهم. یک لحظه شوکه شد، بعد خودش را کمی جمع کرد و گفت: “نه، جرم نیست. اما کمتر از جرم هم نیست …

 

آذرخش و پاندورا تنها رُمان‏های ایرانی‏ اند که در آن ها به مفاهیم هیپنوتیزم پرداخته شده. سارای رمان آذرخش برای بازشدن بسیاری اسرار برای خود و دایی به روانشناسی زبده به نام دکترصحت مراجعه می‏ کند و از زبان او چیزهایی را می‏ شنود کاملاً متفاوت از چیزی که توقع داشته.

مانتو و روسری ام را درآوردم و روی صندلی خودم نشستم. دکتر بالای سرم آمد، دستش را روی سرم گذاشت، از من خواست چشمانم را ببندم و تا سرحد امکان خودم را شل و رها کنم.

گفت: “هیچ عضله ای تو بدنت نباید منقبض باشه. خودت رو کاملاً رهاکن، تمام اندام های بدنت رو شل کن. بگذار بدنت هرشکلی که دلش می خواد باشه، تو کاملاً رهاباش.”

به گفته او خودم را رهاکردم. بدنم لحظه به لحظه شل تر شد. گردنم کمی به سمت پایین خم شد. دستها و پاها این سو و آن سو آویزان؛ انبساط را در تمام اندامها حس می کردم. احساس خوبی بود.

 

در فصل سوم آذرخش به ریشه یابی قصه تلخ و کهنه عشق دایی پرداخته شده.

اصلی‏ترین نکته روانشناسی که در رمان آذرخش به چشم می‏خورد نوع وابستگی عاطفی بین دو محرم غیرهمجنس، یعنی همان دایی و خواهرزاده است. رابطه‏ ای که اگر در آن حد و مرز رعایت شود فوایدی فراوان، اما مشکلاتی هم در بر خواهد داشت.

دایی سارا، بهرام، نمونه فرزندی است که از والدین کمالگرا به وجودآمده. رفتارهای مادربزرگ سارا در خلال داستان نشان می‏دهد او والدی کمالگراست و از فرزندان خود توقع زیادی دارد. معمولاً نتیجه رفتاری این نوع والدین، فرزندانی با ظاهری مرتب و شسته و رفته، اما از درون ویران و دارای پایین‏ترین سطح از اعتمادبه نفس است. بهرام با یک بار شکست عشقی، برای همیشه از ارتباط عاطفی گریزان شده و به ایفای نقش پدر برای خواهرزاده خود رو آورده. این کار به ظاهر برای او آرامش‏بخش است اما درحقیقت گره‏های روحی او را نمی‏گشاید. درنهایت، این ساراست که با تاکیدهای خود ماجرا را روکرده و همه‏چیز به کمک او و روانشناس حل می‏شود.

آذرخش به نویسندگی در نمایشگاه کتاب سال ۹۸ برای نخستین بار چاپ شد. این رمان توانست خیلی زود در دل مخاطبین جا بازکند و به چاپ دوم برسد. طرفداران آذرخش دلیل جذابیت آن را در شخصیت قوی سارا، مضامین روانشناسی و سبک پرداخت به عشق در این رمان دانسته اند.

 

نسرین صفری؛ کارشناس ارشد روانشناسی، استاد دانشگاه، مشاور و نویسنده مطبوعاتی

 

هر گونه کپی‌برداری از این مطلب، با ذکر نام منبع و مؤلف آن بلامانع است. copyright©

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه برای “آذرخش”

  1. بسیار عالی، ممنون از تحلیل تون من آذرخش رو مطالعه کردم و با این نگاه روان شناختی شما هضم اصل داستان برام جالب و هیجان انگیزتر شد ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *