از آرمان شهر تا آرمان روستای دورافتاده

آرمان شهر، مدینه فاضله یا اتوپیا، یک جامعه ی تخیلی است که دارای ویژگی های بسیار مطلوب یا تقریباً عالی برای شهروندان است. این اصطلاح توسط سر توماس مور در كتابی با همین عنوان (اوتوپیا) در سال ۱۵۱۶ به کار گرفته شد.۱

افلاطون، فیلسوف یونانی، اندیشه آرمان گرای خود را در کتاب جمهوریش۲ به تصویر کشیده و آرمان شهری را بنا می کند که می توان از آن بعنوان اولین آرمان شهر غربی نام برد. آرمان شهر جایی است که وجود ندارد و بعبارتی دیگر یک ناکجا آباد و فقط نمادی از یک واقعیت عینی آرمانی و رویایی می باشد که حتی می تواند دست نیافتنی باشد و فقط بعنوان یک وسیله اندازه گیری برای محاسبه فاصله یک پدیده عینی با نمونه موردنظر باشد. که این نمونه همان جامعه ای است که فرد در آن زیست می کند. به گفته ژولین فروند، نمونه آرمانی با وجود غیرواقعی بودن این خاصیت را دارد که ما را با یک ابزار مفهومی مجهز سازد، همان ابزاری که با آن می توانیم تحول واقعی را اندازه گیری کنیم و مهمترین عناصر واقعیت تجربی را روشن سازیم.۳ این گفته بدین معناست، با توجه به شرایطی که جامعه در آن قرار دارد، یکسری حداکثرها و حداقل هایی بصورت مبنا در نظر گرفته می شود تا براساس میزان نزدیکی یا دوری واقعیت جامعه با آن فاکتورهای الگو شده، رشد و یا پسرفت یک جامعه را اندازه گیری کرد. با توجه به غیرواقعی بودن نمونه آرمانی یا صورت نابی به تعبیر جورج زیمل، غالبا حداقلی که در آن الگو می شود، نقش یک فاکتور حداکثر را در نمونه واقعی جامعه ایفا می کند.

به عقیده ماکس وبر، جامعه شناس کلاسیک آلمانی، یک نمونه آرمانی با واقعیت عینی هرگز مطابقت ندارد، بلکه همیشه دست کم یک گام از آن دور است. وی در تعریف نمونه آرمانی می افزاید: این نمونه بر پایه ی برخی از عناصر واقعیت ساخته می شود.۴ بنابراین واقعیت جامعه و شرایط آن، مبنای ساختن نمونه آرمانی جهت نیل به آرمان شهر ذهنی می باشد. براین اساس، آرمان شهرهای موردنظر هر کشور، هر ملت و هر جامعه می تواند متفاوت از دیگری باشد.

همانگونه که آرمان شهر جهان غرب با شرق از حیث تفاوت در ساختارهای جوامع باهم بیگانه هستند، نمی توان هیچکدام را به دیگری تعمیم داد. چرا که هر کدام از دو جهان شرق و غرب، ویا بعبارتی دیگر، جهان پیشرفته با جهان در حال توسعه یا جهان سوم و یا حتی کم توسعه، دارای حداقل ها و حداکثرهایی با مبناهای کاملا متفاوت هستند.  در مقیاس کوچکتر، برای مثال، در میان کشورهای جهان سوم و در حال توسعه نیز، این ساختارها (شرایط جامعه) باهم تفاوت داشته و بعضا غیر قابل مقایسه هستند. کشورها یا جوامعی که از شرایط بهتری برخوردارند، قطعا نمونه آرمانی آن ها با نمونه تعریف شده در کشورها و جوامع ضعیف تر و کم برخوردار متفاوت خواهد بود.

در جوامع جهان سوم، در کشورهایی مانند: ایران، افغانستان، پاکستان، عراق و سایر کشورهای منطقه خاورمیانه که شرایط زیست در آن ها روز به روز مشکل تر و طاقت فرساتر می شود، نمونه های آرمانی ذهنی نزد این ملت ها، پیوسته در حال تنزل و به قهقرا رفتن است. چرا که با توجه به شرایط حاکم بر جامعه، حداکثری که یک دهه پیش آرمان یک ملت بود، اینک غیرممکن و الگوی حداقلی تعریف شده در گذشته، حال نقش فاکتور حداکثری آرمانی را برای آن ها ایفا می کند که سعی در رسیدن و نیل به آن می باشند. و بدین منوال، این سیر قهقرایی با تنزل روند کیفیت و کمیت زندگی در جوامع جهان سوم، روز به روز در حال سرعت گرفتن است.

فلسفه وجودی و یا دلیل بوجود آمدن مفهوم آرمان شهر، اساسا جهت رسیدن به یک کمال و نمونه جامعه پیشرفته از هر لحاظ (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و…) می باشد که ملت ها با توجه به آن، واقعیت عینی خود را بهبود می بخشند تا هر چه بیشتر به نمونه تکامل یافته ذهنی تعریف شده دست یابند. لکن، در کشورهای جهان سوم، این روند، به جای تصاعدی بودن، سیر نزولی دارد. هرچند از لحاظ تئوریک، می بایست چالش نمونه آرمانی در کشورهای در حال توسعه روز به روز بهبود یابد و مسیر تعالی را در پیش گیرد، اما متاسفانه همانگونه که ذکر شد، عملکرد کشورهای جهان سوم و بویژه کشورهای درگیر جنگ های داخلی و خارجی منطقه خاورمیانه، در جهت عکس تئوری توسعه پیش می روند.

ویژگی های آرمان شهر در کشورهای جهان سوم به حدی تنزل پیدا کرده است که شرایط اولیه زیستن که در قاعده هرم مازلو جای دارد، تبدیل به یک نمونه آرمانی و حتی شاید دست نیافتنی شده است.

در سایه اوضاع دشوار بسیاری از جوامع جهان سوم، نمونه آرمانی الگو شده در آن ها، به هیچ وجه ویژگی های یک آرمان شهر نیستند بلکه بیشتر به آرمان روستای دورافتاده شباهت دارد! حال، جوامعی که در اندیشه دست یابی به نیازهای ضروری خویش هستند و تمام انرژی خود را در راه رسیدن به آن ها سرمایه گذاری می کنند، چگونه می توانند در جریان توسعه قرار گرفته و آینده روشنی را برای خود رقم بزنند؟

پانوشت ها:

  1. Giroux, Henry A. (2003). “Utopian thinking under the sign of neoliberalism: Towards a critical pedagogy of educated hope” (PDF). Democracy & Nature. Routledge. 9 (1): 91–۱۰۵٫ doi:10.1080/1085566032000074968
  2. کتاب جمهور به انگلیسی : ( Politeia) اثر سترگ فلسفی افلاطون است که از مشهورترین و تأثیرگذارترین متون کلاسیک فلسفه سیاسی در غرب به شمار می‌آید. کتاب شامل ۱۰ نمایشنامه به صورت گفتگو میان سقراط و افراد دیگر است و در آن به مسایلی از قبیل عدالت، نوع حکومت و حقیقت پرداخته شده‌است.
  3. Talcott Parsons, The structure of Social Action (New York, The Free Press, 1958)., p.69
  4. زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، لوئیس کوزر. ترجمه: محسن ثلاثی. چاپ پانزدهم، ۱۳۸۸٫ صفحه ۳۰۷٫

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *