انسان در انحصار تکنولوژی

نویسنده: ابتسام فاخر


انسان، امروزه در عصری به سر می برد که ارتباطات و وسایل مربوط به آن روز به روز همپوشانی بیشتری با  زندگیش پیدا می کند. از اینرو، نه تنها به استفاده ی هر چه بیشتر از آن ها روی می آورد بلکه دست به اختراع و ساخت ابزارهایی با راندمان بهتر و بیشتر می زند. به همین جهت، افزایش تصاعدی تکنولوژی بویژه در زمینه دیجیتال، سیر روزانه و حتی ساعتی دارد و در هر لحظه ایده ای جدید برای خلق و ساخت وسیله ارتباطی جدیدی در مغز هزاران هزار انسان ساخته و پرداخته می شود.

هر کدام از وسایل ارتباطی و سازنده های آن ها بدون شک در پیشی گرفتن از یکدیگر گوی سبقت می گیرند و با هر اختراعی، انسان به دنیال اختراع بعدی و در نتیجه دایره خواسته هایش وسیعتر می شود.

در اینکه انسان خالق و سازنده وسایل ارتباطی است، و اینکه آن ها را جهت استفاده و بهره برداری بوجود آورده، شکی نیست لیکن همین وسایل و ابزارهای ارتباط کم کم بر انسان چیره شده، تمام ابعاد زندگی او را به تصرف خود درخواهند آورد. و شاید به همین دلیل است که آقای مک لوهان (۱) می گوید: “وقتی یک اجتماع، از وسیله ارتباطی معینی استقاده می کند یا مجبور به استفاده از آن می شود، از جهات مختلف تحت تاثیر آن وسیله بخصوص قرار می گیرد.” و در اینجاست که جمله معروفش را بیان می کند: وسیله، همان پیام است.(۲) بدین معنی که رسانه ها یا وسایل ارتباطی، جدا از پیام مندرج در آن ها، خود، عامل تغییر اجتماعی هستند.

آقای مک لوهان، اعتقاد دارد که تمام وسایل ارتباطی که مورد استفاده بشر قرار می گیرد، توسعه ی یکی از حواس آدمی بشمار می رود. این نظریه که تحت عنوان “نظریه امتداد” معروف است، بیان می دارد که هر کدام از اختراعات در واقع امتداد یکی از حواس انسان و نیروهای جسمی و روحی ما می باشند. مثلا: چرخ، توسعه پا است؛ کتاب، توسعه چشم؛ لباس، توسعه پوست؛ والخ… بنابراین تمام وسایل ارتباطی بر ما نفوذ دارند و با اختراعات جدید و به روز و با پیشرفت تکنولوژی چنان این تاثیر شدیدتر می شود که هیچ گوشه ا ی از وجود فیزیکی و روحانی انسان دست نخورده باقی نخواهد ماند.

در این زمینه پژوهشگران علوم اجتماعی و متخصّصان علوم ارتباطات، تعاریفی را ذکر کرده اند که یکی از بهترین تعاریف، متعلق به چارلز کولی (۳) است. کولی در کتاب خود به نام «سازمان اجتماعی»، ارتباط را چنین تعریف می کند: «ارتباط، ساز و کاری است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسائل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط، حالات چهره و رفتارها و حرکات و طنین صداها و کلمات و نوشته ها و چاپ و راه آهن و تلگراف و تلفن و تمام وسایلی را که اخیرا در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند، همه را، در برمی گیرد».(۴)

بنابراین، هر کدام از وسایل ارتباطی با توجه به امتداد هر کدام از حواس ما، محیط جدیدی را خلق می کند که تفکر انسان و نحوه رفتار و عملکرد او را در مقابل محرکات خارجی تحت تاثیر قرار می دهد. آقای مک لوهان در کتاب “درک رسانه” (۵) می نویسد: «وسایل ارتباطی محیط را تغییر می دهند و از اینرو در هر یک از ما رابطه و نسبت معینی از ادراکات حسی بوجود می آید. هرگاه یکی از حواس بدلیل استقاده بیشتر از یکی از وسایل ارتباطی توسعه پیدا می کند، نحوه تفکر و رفتار ما تغیییر پیدا می کند. در نتیجه جهان را با آنچه در او است به گونه ای متفاوت درک می کنیم». بنابراین، هر گاه نسبت و رابطه حواس برهم می خورد، انسان تغییر پیدا می کند. آقای ژان کازنوو (۶)، در کتابش، “قدرت تلویزیون” (۷) می نویسد: «تاثیر رسانه ها حتی می تواند به تغییر عقیده، ترک عقیده و گرایش به عقیده متفاوت و یا حتی متضاد بینجامد».

پیشرفت چشمگیر دنیای دیجیتال تا آنجا بر دنیای امروز سایه گسترانیده، که صنایع ماقبل خود را نیز در تصرف خود قرار داده و ماهیت آن ها را بصورت نوین درآورده است. برای مثال، کتاب و محصولات چاپی که در عصر ماقبل الکترونیک ظاهر شد و بنام عصر گوتنبرگ شناخته شد، امروزه بصورت دیجیتالی و با استفاده از وسایل الکترونیک قابل استفاده می باشند، که من آن را «گوتنبرگ دیجیتالی» می نامم.

پیام هر وسیله ارتباطی سوایِ محتوای آن است. بعنوان مثال: کتاب، پیامی را در قالب هدف نگارنده به خواننده منتقل می کند و محتوای آن، تفکر و تعمق در مطلب یا همان پیام انتقالی است. در مورد تلویزیون و سایر وسایل مشابه، یک پیام صوتی تصویری را از طریق پخش برنامه ای به سمع و نظر مخاطب می رساند اما مساله این است که آیا با وجود حجم بالای اطلاعات وارده از سوی رساه ها و تاثیر همزمان بر جچندین حس، فرصتی جهت تعمق و تفکر به شخص مخاطب می دهد و یا به مرور زمان او را به فردی مصرف کننده و پیرو پیام هایش تبدیل می کند؟

متاسفانه در عین سودمند بودن وسایل ارتباطی، امروزه آسیب های وارده از سوی آن ها نه تنها بدلیل سوءِ استفاده از این ابزار، بلکه با گنجاندن مطالب و پیام های از پیش تعیین شده و غیرمحدود (غیرقابل کنترل)، انسان را در دریایی از اطلاعات دیجیتال غیرضروری و کم اهمیت و غالبا غیرواقعی غرق کرده که با تزریق هر چه بیشتر این پیام ها (برنامه های ارائه شده)، نیاز به آن ها محسوس تر شده و انسان توانایی جدایی از آن ها را از دست داده است. بعبارتی، رابطه انسان با ماشین بصورت عکس هدف ایجاد آن ها به پیش می رود و ماشین (وسایل) بر انسانِ بوجود آورنده اش سروری می کند و او را در تصرف کامل خود قرار داده است.

گزینش: محیط بوجود آمده و نگرش انسان، کاملا به تصمیم و گزینش وی به اینکه از کدام یک از وسایل ارتباطی استفاده و در نتیجه، کدام یک از حواس خود را توسعه دهد، بستگی دارد. در هزاره پیشین، با پیدایش صنعت چاپ، چشم انسانِ شفاهی، توسعه پیدا کرد و با خلق محیطی جدید، از شنواییِ صِرف وارد مرحله ارتباط چشمی بوسیله حس بینایی شد که نوشتار چاپی این مهم را برایش میسر ساخت و اینگونه تمدن بصری شکل گرفت. ویژگی محصولات تمدن گوتنبرگی، جدا از پیام آن ها، محتوای تفکر و تعقل بود که با خود به ارمغان داشت. دیری نپایید که با گسترش و پیشرفت هر چه سریعتر تکنولوژی و پیدایش عصر الکترونیک، زمینه ایجاد محیطی نوین پس از دوره تمدن خطی-بصری، گردید و ابزارهای ارتباطی جدیدی در امتداد و در جهت توسعه حواس دیگر اختراع شد و همانگونه که پیش تراشاره شد، امروزه تمام ابعاد انسانی را درگیر خود کرده و تحت تاثیر مستقیم خود قرار داده است. این وسایل نوین، بعضاً هر کدام از آن ها دو یا سه حس را همزمان تحت تاثیر خود قرار داده و فرصت تحلیل و پردازش به حواس داده نمی شود و بعیارتی دیگر، این وسایل، حواس انسانی را مورد بمباران اطلاعاتی خود قرار داده و به تدریج انسان تبدیل به فردی سطحی اندیش و سطحی نگر و مصرف کننده ی صِرف می شود.

پی نوشت ها و منابع جهت مطالعه بیشتر:

  1. هربرت مارشال مک لوهان، متفکر و جامعه شناس کانادایی است که مرکز مطالعات رسانه ای را در دانشگاه تورنتو تأسیس کرد. مشهورترین آثار مک لوهان عمدتاً در مورد ارتباطات کهکشان گوتنبرگ، شناخت وسایل ارتباطی، برای درک رسانه ها، پیام و ما ، ساز جنگ و صلح در دهکده جهانی و جنگل الکترونیک قرن بیستم نام دارد.
  2. «رسانه، خودِ پیام است (The media is the message‎)، عبارت مشهوری از مارشال مک ‌لوهان است که پیام را به شکل رسانه نسبت می‌دهد، نه آنچه توسط رسانه منتشر می‌شود.
  3. چارلز هورتون کولی، جامعه شناس آمریکایی بود که معروفترین نظریه اش، مفهوم خودِ آینه سان است.
  4. وسایل ارتباط جمعی، کاظم معتمدنژاد، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص ۳۸ .
  5. درک رسانه ها، نوشته مارشال مک لوهان، ترجمه سعید آذری، منتشر شده از مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما« سال ۱۳۷۷٫
  6. ژان کازنوو، جامعه شناس و انسان شناس فرانسوی بود. وی غیر از دانشمند بودن، در سطح اجرایی با رادیو و تلویزیون درگیر بوده است. وی در سال ۱۹۸۳ رئیس جمهور شد.
  7. قدرت تلویزبون، نوشته ژان کازنوو، ترجمه علی اسدی، منتشر شده از انتشارات امیرکبیر، سال ۱۳۶۴٫

 

هر گونه کپی‌برداری از این مقاله، با ذکر نام منبع و مؤلف آن بلامانع است. copyright©

 

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه برای “انسان در انحصار تکنولوژی”

  1. با سلام به نویسنده
    اینکه وسائل اختراع شده امتداد حواس انسان هستند نظریه قابل تامل و‌جالبیست .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *