اهواز و سینماهایش

به باور من همانند کتاب که معمولأ در تنهایی خوانده می شود، فیلم را هم باید در سالن سینما دید. این که در سال های اخیر حجم تولید فیلم های غیرقابل دیدن بیش از فیلم های قابل دیدن است، بحث دیگری ست وچه بسا من هم در طول سال به ندرت به سینما می روم.

در عین حال معتقدم سینما بشدت در امر آموزش فیلم سازی(همانند ناصرتقوایی که معتقد است سینما را از تماشای فیلم در سینما نفت آبادان آموخت) ویابه عنوان تماشاگر عادی، در امر لذت بردن از فیلم مهم است. دردوران کودکی ام خوشبختانه «سینماپارادیزو» را با تمام وجود در اهواز تجربه کرده ام. زمانی که صف های عریض و طویل برای تماشای فیلم سروشکل می گرفت (آن هم در دوران جنگ).

زمانی که هرسینما فقط یک فیلم را برای مدت زمان طولانی نمایش می داد ونه همانند امروز که یک سینما چند فیلم را در طول روز نمایش می دهد. تبلیغات سینما فیزیکی بود ومی شد پوستر فیلم را در همه جای اهواز دید. اکران فیلم خارجی هنوز ممنوع نشده بود وشانس داشتم چندین فیلم خارجی را روی پرده ی عریض با بلیت پنج تومان وشش تومان ببینم که پول بلیط محصول آب یخ فروشی ام بود و بماند که بعضی وقت ها هم بدون بلیت ودزدانه وارد سینما می شدم. ویترین عکس های فیلم هم سنتی بود که بشدت تخیل را در ذهن مخاطب تقویت می کرد که همان هم دیگر نیست.

به یاد دارم دوطرف ویترین عکس های فیلم را قبل ازخرید بلیط ورفتن داخل سالن سینما، با دقت نگاه نگاه می کردم وبعد وقتی درهنگام تماشای فیلم پلانی را که عکسش را دیده بودم در فیلم نمی دیدم فورأ متوجه می شدم. عکاس های فیلم جایگاه مهمی داشتند، چرا که تا حدودی موفقیت فروش فیلم در گرو عکس هایی بود که می گرفتند. آنونس هایی که قبل از فیلم پخش می شد، سینمایی بودند واطلاعات عمومی مخاطب را بالا می بردند. مثل حالا نیست که آنونس های پفک نمکی قبل از فیلم پخش می شود!! تیتراژ فیلم ها حتمأ باید تاپایان پخش می شد و کنترلچی سینما حق نداشت تاقبل از آن مخاطب را بیرون کند.

بنابراین من از همان کودکی که چشمم به پرده ی سفید سینما افتاد، تتیراژ را کامل می خواندم و شده بودم دایرةالمعارف سینمایی! به یاد دارم مرتب در تیتراژ یک نام بود :«سینه موبیل»! با خودم می گفتم :«این سینه موبایل چقدر پرکاره!توی همه ی فیلم ها هست!». بعد فکرکردم ازاسمش پیداست ارمنی ست! سال ها بعد متوجه شدم سینه موبیل وسیله ای ست که مخصوص حمل و نقل تجهیزات فنی ست وتعویض نگاتیو سرصحنه است،و.. هنوز سنت خواندن تیتراژ تاپایان فیلم را حفظ کرده ام. باری، تعطیلی سینما در روزهای کرونایی مرا سوق داد به صف های طولانی سینماهای اهواز ویقه جردادن ها وبلیط آزاد درکوچه پس کوچه های اطراف سینما وسوت زدن ها و زندگی که جاری بود و دیگ نیست.

حبیب باوی ساجد (کارگردان سینما)

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *