بررسی میزان شیوع اختلال یادگیری ریاضی در دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه راهکار

نویسنده:شیدا زبیدی

چکیده

هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان شیوع اختلال یادگیری در درس ریاضی برای دانش آموزان دوره ی ابتدایی و همچنین تبیین راهکارهایی برای درمان و کاهش علائم ناشی از این اختلال می باشد. به همین منظور ابتدا میزان شیوع این اختلال را در پژوهش های داخلی و خارجی متعدد مورد بررسی قرار داده و سپس به معرفی انواع روش های درمانی می پردازیم. یکی از روش های درمانی در این زمینه، بازی می باشد که در این پژوهش سعس شده است به تفصیل در رابطه با مزایای این روش و نقش آن در بهبود و درمان اختلالات یادگیری مربوط به ریاضی پرداخته شود. همچنین در پایان پیشنهاد شده است که به منظور بررسی میزان اثرات بلند مدت آموزش در این زمینه، توجه و مطالعات پیگیرانه انجام و از نتایج برای اطلاع رسانی به والدین و معلمان استفاده شود.

واژگان کلیدی: اختلال یادگیری – اختلال ریاضی – شیوع اختلال – ارائه راهکار

 مقدمه

اختلال یادگیری ریاضی یکی از موضوعهای بنیادی مرتبط با یادگیری علوم است که بررسی ها و نظریه های بسیاری به آن اختصاص یافته است. اختلال یادگیری ریاضی برطبق ملاک های آسیب شناسی روانی یکی از زیرمجموعه های ناتوانی یادگیری است. یک ناتوانی یادگیری می تواند در قلمروهای تحصیلی متعدد از جمله در رمزگشایی واژه یا شناسایی آن، درک خواندن، عملیات حساب، استدلال ریاضی، هجی کردن و یا بیان نوشتاری نمایان شود. ناتوانی یادگیری در یک موقعیت تحصیلی ممکن است پیامدهایی را در سایر زمینه ها به همراه داشته باشد. برای مثال این ناتوانی می تواند فعالیت روزمره فرد را نیز تحت تاثیر قرار دهد زیرا حافظه، استدلال و توانایی ضعف حل مسئله فرد به دلیل مشکلات عصب-زیست شناختی اوست. ناتوانایی یادگیری بنا به تعریف، اختلال در یک یا چند فرایند روان شناختی بنیادی است که فهم یا کاربرد زبان نوشتاری یا گفتاری را درگیر می سازد و می تواند به شکل ناتوانی کامل در گوش کردن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی نمایان شود. در همین چهارچوب،اختلال یادگیری به مشکلاتی اطلاق می شود که در آن میزان و سرعت یادگیری با آنچه به شکل بهنجار در سن و سطح آموزشی خاص، از شخص انتظار می رود، فاصله دارد. اختلال یادگیری ریاضی دربرگیرنده چهار گروه اختلال است: مهارت های زبانی (درک اصطلاح های ریاضی و تبدیل مسائل نوشتاری به نمادهای ریاضی) چهار گروه اختلال است: مهارت های زبانی (درک اصطلاح های ریاضی و تبدیل مسائل نوشتاری به نمادهای ریاضی)؛ مهارت های ادراکی (شناسایی و درک نمادها و مرتب سازی مجموعه اعداد)؛ مهارت های ریاضی (توانایی انجام چهار عمل اصلی) و مهارت های توجه (کپی کردن درست شکل ها و مشاهده درست نماد های عملیاتی). اختلال یادگیری ریاضی می‌تواند تنها یا توأم با اختلال‌های خواندن و زبان بروز کند. این اختلال اساسا ناتوانی در انجام عملیاتی است که بر حسب توانایی هوش و سطح آموزش کودک از وی انتظار می رود و از طریق آزمون های استاندارد و انفرادی ارزیابی می شود. با توجه به این که هر دانش آموزی منحصربه فرد است، ویژگی های کودکانی که مشکلات ریاضی دارند متفاوت است. اما به هر حال، ویژگی هایی وجود دارد که در آن ها اشتراک دارند مانند آشفتگی در روابط فضایی، حس ضعیف در مورد تصویر بدنی، مشکل در توانایی ادراکی-بینایی و حرکتی-بینایی، ضعف در مفاهیمی چون زبان و جهت گیری، اشکال در حافظه و اضطراب ریاضی. عمده ترین مشکل کودکان مبتلا به این اختلال، اضطراب ریاضی است. برخی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی در حل مسائلی که صورت مسئله دارند با دشواری زیادی روبه رو هستند . بنابراین مداخله، درمان و آموزش به کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی، بر اصلاح شناختی و بهبود خودآگاهی تأکید دارد. برای آموزش به کودکان مبتلا به اختلال های یادگیری چهار رویکرد عمده وجود دارد: الف) آموزش شناختی ب) تقویت محتوا ج) آموزش مستقیم د) آموزش از طریق همسالان. استفاده از وسایل آموزش عینی، متنوع و جالب، اختصاص دادن زمان بیشتر به آموزش، کاستن از حجم مطالب آموزشی و استفاده از روش چند حسی در آموزش به آنان مورد تأکید است . یکی دیگر از روش های آموزشی که مورد علاقه ی کودکان است و می توان از آن برای کمک به یادگیری کودکان استفاده کرد، بازی است. بازی زمینه ی افزایش توجه کودکان و درگیر شدن بیشتر آنها را در تکالیف درسی فراهم می کند. از بازی برای آموزش و تغییر نگرش ها استفاده می شود. مطالعات زیادی نشان داده اند که می توان از بازی برای آموزش درک مفهومی دانش آموزان از نظریه ها مثل نظریه ی انتخاب طبیعی استفاده کرد. بنابراین در آموزش به این کودکان باید با صرف زمان طولانی تر و با به کارگیری روش های آموزشی مناسب که با ویژگی های خاص آنها هماهنگ باشد، زمینه ی موفقیت بیشتر آنها را فراهم کرد. سادوکو سادوک (۲۰۰۷) میزان شیوع اختلال یادگیری ریاضی در کودکان سن مدرسه را تقریبا یک درصد گزارش کرده اند. برمبنای بررسی آنان از هر پنج کودک مبتلا به اختلال یادگیری تقریبا یک نفر به اختلال ریاضی مبتلاست. این مؤلفان به مطالعات همه گیری شناسی اشاره دارند که شش درصد کودکان سن مدرسه به نوعی در ریاضی مشکل دارند. میزان این اختلال را در دختران دانش آموز بیشتر گزارش کرده اند. آنها براین باورند که بسیاری از بررسی های مربوط به شیوع اختلال یادگیری در کودکان، چندین اختلال را با هم بررسی کرده اند. در ابن بررسی ها عدم تفکیک اختلال های مختلف طیف یادگیری از یکدیگر، برآورد دقیق شیوع اختلال یادگیری ریاضی را دشوار می کند. براساس بررسی ملی تحول کودک در سال ۱۹۸۷ در ایالات متحده آمریکا، ۲۶ درصد افراد مبتلا به اختلال یادگیری، فقط اختلال یادگیری ریاضی، پنج درصد تلفیقی از اختلال یادگیری ریاضی و خواندن، هفت درصد تلفیقی از اختلال یادگیری خواندن، نوشتن، هجی کردن و ریاضی، ۵/۵ درصد تلفیقی از اختلال یادگیری نوشتن، هجی کردن و ریاضی دارند. به عبارت دیگر، حدود ۴۰ درصد این افراد یک مشکل ریاضی را به تنهایی یا همراه با سایر اختلال های یادگیری دارند . در ایران براساس گزارش شیرمحمدی فروز(۱۳۷۸) ۶/۲۲ درصد افراد دارای اختلال یادگیری، به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا بودند. پژوهش های انجام شده در مورد تفاوت های دو جنس در اختلال یادگیری متناقص اند؛ برخی از پژوهشگران براین باورند که فراوانی این اختلال در پسران بیش از دختران است  و برخی دیگر، میزان شیوع این ناتوانی را در دو جنس برابر می دانند. در بسیاری از بررسی ها نشان داده شده است که طبقه اقتصادی-اجتماعی پایین تر، اختلال های یادگیری شیوع بیشتری دارند. بدین ترتیب، با وجود آن که پژوهش های فراوانی در مورد میزان شیوع اختلال یادگیری ریاضی انجام شده، نتایج این بررسی ها در زمینه میزان شیوع و تأثیر متغیرهای جمعیت شناسی مانند جنس و طبقه اجتماعی-اقتصادی متفاوت است. افزون بر این، نمی توان نتایج پژوهش های قبلی را با توجه به تفاوت جامعه پژوهش به تمام جوامع تعمیم داد. 

شیوع اختلال ریاضیات

اختلال ریاضیات اغلب همراه با مشکلات خواندن و یا املاء رخ می دهد. اما همچنین می تواند مستقل از مشکلات مبتنی بر زبان رخ دهد. صرف نظر از این که با دیگر مشکلات یا به تنهایی رخ دهد، برخی از پژوهشگران استدلال کرده اند که اختلال ریاضیات نسبتا در بین کودکان کم سن و سال رایج است. برایانست و همکاران شیوع ضعف ریاضیات را در میان دانش آموزانی که دارای اختلال های یادگیری شناسایی شده بودند، برآورد کردند. مطالعات بادیان و کوسک در میان بررسی های ادبیات پژوهش در رابطه با برآورد شیوع اختلال ریاضیات، به طور فراوان ذکر شده اند. توجه به این نکته جالب است که دو مطالعه مذکور در کشورهای مختلف و ظاهرا در زمان های مختلف انجام شده اند. با وجود این، آنها نتایج یکسانی را ارایه نمودند (یعنی، ۴/۶ درصد). گروس-تیسور، مانور، و شالی همچنین صورت شیوع مشابهی را برای محاسبه پریشی رشدی گزارش کردند (یعنی، ۵/۶ درصد). بادیان در مطالعه طولی خود که به تازگی منتشر شده، دگربار با یک نمونه بزرگ (بیش از ۱۰۰۰دانش آموز) معلوم کرد که شیوع اختلال ریاضیات –شامل هم صرفا اختلال ریاضیات و هم اختلال ریاضیات با همبودی اختلال خواندن-۹/۶ درصد بود. بسیاری پژوهشگران پذیرفته اند که بین شش هفت درصد کودکان مدارس ابتدایی و راهنمایی، از کمبودی که با توانایی آنها برای به دست آوردن سطح پایه (یا سطح سنی) شایستگی ریاضیاتی مداخله می کند، در رنج هستند. به هرحال، برخی مطالعات میزان شیوع را مقداری بالا گزارش کرده اند. برای مثال، یک پژوهش اجرا شده در نروژ نشان داد که خدمات پشتیبانی مدارس در حدود ده درصد کودکان پایه دوم مدرسه ابتدایی را به عنوان کودکانی که مشکلات یادگیری در ریاضیات دارند، انتخاب کرده اند. اما مطالعه مذکور ملاک مورد استفاده خدمات پشتیبانی مدارس را در انتخاب کودکان نشان نمی دهد. شاره، موفیت، و سیلوا همان میزان شیوع بالا را در میان نمونه ۴۵۹ نفری کودکان ۱۱ ساله نیوزیلندی که از هنگام تولد مورد تعقیب قرار گرفته بودند، گزارش کردند. مخصوصا، مطالعه آشکار کرد که ۵/۸ درصد کودکان دارای اختلال ریاضیات همراه با اختلال خواندن بودند، و از آنجا که ۵/۶ درصد اختلال ریاضیات ویژه داشتند، لذا به طور کلی ۱۵ درصد در ریاضیات ضعیف بودند.

تشخیص و ارزیابی

ارزیابی فرایندی است که در جریان آن به منظور خاصی اطلاعات جمع آوری می گردد؛ فرایندی است که با تهیه نیمرخی از توانایی ها و نیازهای کودک به تصمیم گیری در مورد او یاری می رساند. فرایند ارزیابی معمولا بر کودک متمرکز بوده است و از نظر متخصصان امر به چند مرحله تقسیم می شوند، اما عمدتا راه های موردنیاز تشخیص از چهار مسیر به دست می آید: (۱)پیشینه کاوی و مصاحبه (۲)مشاهدات بالینی (۳) آزمون های غیررسمی (۴)آزمون های میزان شده رسمی .

انواع ارزیابی

ارزیابی های رایج در حیطه ناتوانی یادگیری معمولا به دو شکل زیر دیده می شود:

۱-ارزیابی غیر رسمی: معمولا از روشها و فنونی به شرح زیر استفاده میشود:

(۱-۱) بررسی و تحلیل تکالیف و تمرین های این بررسی می تواند به عنوان آئینه تمام نمایی از فرایندهای تفکر و کمی دانش آموز عمل کرده و ما را به نارسایی ها و کاستی ها هدایت کند. این بررسی به نوعی تحلیل خطا منتهی می شود. اسپنسر و اسمیت اظهار می دارند سه شیوه بررسی تکالیف کتبی، پرسش شفاهی و کار روی تخته سیاه، به خوبی با شیوه های ارزیابی های غیر رسمی همخوانی دارد. واشلاک پیشنهاد کرده که تمرین های کتبی ریاضی را نباید فقط تصحیح کرد؛ بلکه باید تحلیل کرد و نمونه خطاهای آن را به دقت مورد بررسی قرار داد. موران اشاره کرد که خطاهای ریاضی دست کم در سه رده عمده قرار می گیرند که عبارتند از: الف) انتخاب نادرست (در این نوع خطا دانش آموز با بهره گیری از شیوه و اعمال صحیح، راه درست انتخاب می کند یا به علت انتخاب ارقام نادرست در جمع، تفریق یا ضرب به پاسخ های صحیح دست نمی یابد و این خطا متداولترین خطا می باشد.) ب) اعمال نادرست (در این نوع خطا، دانش آموز ارقام را به درستی برمی گزیند، اما به جای جمع، تفریق می کند یا به جای ضرب، تقسیم می کند). پ) شیوه ی ناصحیح (در این نوع خطا، دانش آموز ارقام و نوع عملی که باید انجام بگیرد به درستی انتخاب می کند، اما از مسیر خود منحرف می شود؛ یعنی برخی اعمال را حذف می کند یا راه حلی را انتخاب می کند که به جواب صحیح نمی انجامد. این نوع خطا، جدی تر تلقی می شود، زیرا از عدم درک و به کارگیری نادرست محاسبه های رقومی مایه می گیرد).

(۱-۲)استفاده از سیاهه های رفتاری؛ سیاهه رفتار به مجموع پرسش هایی اطلاق میشود که با جهت گیری های خاص در طرح پرسش ها می کوشد امکان وضوح و حساسیت بیشتری را جهت تشخیص و ارزیابی تفکر ریاضی برای متخصصین فراهم کند.

(۱-۳)مصاحبه ی ساخت یافته (در این رویکرد به صورت نظام دار، مسائلی برای کودک مطرح می شود که هدف از طرح آنها ارزیابی توانایی ها و مشکلات اوست).

(۱-۴)تحلیل تکلیف (در این روش تکلیفی که به کودک داده می شود بعنوان مجموعه ای در نظر گرفته می شود که دارای زیر مجموعه های مختلفی است و هدف از آن، تجزیه یک تکلیف بزرگتر به مجموعه ای از تکالیف کوچکتر است).

(۱-۵)تمرین پای  تخته ای یا مشاهده عملکرد.

(۱-۶)آزمون های غیررسمی (به مجموعه آزمون هایی اطلاق میشود که معمولا محقق ساخته یا معلم ساخته است).

۲-ارزیابی رسمی :فرآیندهای مبتنی بر آزمون است.

(۲-۱)آزمون های استعداد: این آزمون به دو دسته تقسیم میشود؛ آزمون های استعداد کلی و آزمون های استعداد خاص. آزمون های استعداد کلی همان آزمون هایی هستند که تحت آزمون هوش است. توانش های ریاضیاتی آزمودنی ها را در زمینه های مختلف می سنجد؛ اما نتیجه ای که از آن حاصل می شود نمی تواند راهنمای قابل اعتمادی برای مربی باشد که با مشکلات ریاضی در درس ریاضی روبروست.

(۲-۲)آزمون های پیشرفت: این آزمون ها برای اندازه گیری توانایی فعلی آزمودنی براساس هدفهای آموزش رسمی به کار می رود که از تنوع و کاربرد بیشتری برخوردار است.

(۲-۳)آزمون های تشخیصی: این آزمونها معمولا برای تشخیص نقاط قوت و ضعف و نارسایی های آموزشی و یادگیری دانش آموزان مورد استفاده واقع میشوند. نمونه این آزمون،آزمون توانایی های ریاضی،آزمون تشخیصی ریاضی استانفورد،آزمون تشخیصی بازول جان ویژه ی فرآیندهای بنیادی ریاضی و آزمون کی مت است. 

بیان نظرات در مورد کودکان مبتلا به اختلال ریاضیات :

-نمی توانند اشیا را به ترتیب و با اشاره به توالی آنها مثلا با گفتن ۴-۳-۲-۱ بشمارند.

-به آسانی قادر به تشخیص تعداد اشیاء و یک گروه یا یک مجموعه نمی باشد و چنانچه یک مجموعه چندتایی هم به آن گروه اضافه کنیم برای به دست آوردن حاصل جمع، همه اشیاء را یک به یک از اول می شمارند.

-نمی توانند با دیدن یک شکل هندسی آن را به صورت یک طرح همبسته به ادراک در آورند. مثلا مربع را چهار خط ناپیوسته تصور می کنند.

-نمی توانند صور هندسی، اشکال، اعداد و حروف را به نحو مطلوب کپی کنند.

-نمی توانند روابط اساسی اندام های مختلف بدن را در یابند (مثلا در کشیدن تصویر از انسان، تنه را فراموش می کنند).

-فهم درستی از جهت و زمان را ندارند.

-نمرات بلوغ اجتماعی در آنان پایین است.

-کودکانی که در حساب ناتوانند، فهم درستی از جهت و زمان ندارند و خیلی زود نشانه را فراموش می کنند.

-چلفانت و شفالین عوامل مربوط به ناتوانی کمی سازی را در ۵ طبقه بندی جای دادند که شامل: (هوش- استعداد فضایی- استعداد کلامی- استعداد حل مساله- همبستگی های عصبی- تنی است).

-در مساله نسخه برداری یا رونویسی از اشکال و اعداد گوناگون، مشکل دیگری است که کودکان مبتلا به شناسایی دیداری در آن دچارند، کودکی که به علت درک نادرست دیداری قادر نیست از اشکال هندسی نسخه بردارد، در انجام کارهای گوناگون حساب دشواری دارد.

-برای برخی کودکان، تشخیص تفاوتهای فاحش میان اعداد(۳و۵) دشوار است و در حالی که برای برخی دیگر ادراک تفاوتهای جزئی تر سخت است.

برای درمان اختلال یادگیری ریاضی چه باید کرد ؟ متاسفانه جواب کوتاه، خلاصه و فراگیری برای این سوال وجود ندارد زیرا نه تمام دانش آموزان کاملا مشابه یکدیگرند و نه مشکلات آنها لزوما همسان است. بدیهی است باید برای درمان اختلال یادگیری ریاضی اقداماتی انجام داد که ما اینجا بعنوان گام از آنها نام می بریم:

اولین گام: باید از طبیعی بودن دانش آموزان مطمئن شویم (کودک فاقد عقب ماندگی ذهنی و ضایعه مغزی بوده و به لحاظ روانی عادی باشد).

دومین گام: اگر کودک ضایعه مغزی ندارد و به لحاظ هوشی و روانی نیز طبیعی است، پس چه دلایلی وجود دارد که در درس ریاضی با همسالان خود متفاوت باشد؟ همه ما از زمان تولد تا دوره دبستان و دبیرستان گسترده انبوهی از تجارب داریم این تجارب باعث می شوند که تمام اعمال بدنی و ذهنی که برای رشد مغز و ذهن مفاهیم بنیادی ریاضی را برای ما قابل فهم می کند. تجاربی این چنین باید در دوران های مختلف رشد و با ترتیب معینی صورت پذیرد. موفقیت در تشکیل مفاهیم در هر دوره برای موفقیت در ادراک مفاهیم دوره بعدی ضرورت دارد و باید پلکان نردبان رشد را طی کرد.

سومین گام: برنامه باز پروری. این کار با تنظیم پرسشنامه ها صورت می پذیرد که با جواب بلی یا خیر توسط مربی ارزیابی میشود. در اینجا پاسخی که با خیر مشخص می شود از مواردی است که مربی باید برای بازپروری آن اقدام نماید.

چهارمین گام: برنامه آموزشی براساس موارد ناتوانی کودک طرح کنیم.

روش های درمان اختلالات یادگیری ریاضی

۱-مداخله های ترمیمی: مانند برنامه های ترمیمی حساب محاسبه ای و اصلاحی ریاضیات .

۲-افزایش دقت و تمرکز: شایان ذکر است که اگر توجه و دقت دانش آموز هنگام تدریس معلم به حد کافی نباشد، آموزش به خوبی اتفاق نمی افتد. اولین قدم در افزایش تمرکز و دقت، از بین بردن عوامل مخل آن است؛ مانند رفع مشکلات جسمانی، انتخاب کردن جای مناسب برای تدریس که محل رفت و آمد نباشد و یا نور کافی داشته باشد.

۳-اثربخش کردن تدریس : به گفته استیونس و روزن شاین آموزش اثربخش دارای چند خصوصیت است:

۱-در گروه ها انجام می شود (دانش آموز با دیگران تعامل دارد).

۲-هدایت شده از سوی معلم است (معلم محور است).

۳-متمرکز بر مطالب آکادمیک است (مبتنی بر علم و پژوهش است).

۴-انفرادی شده است (به گونه ای است که مناسب برای دانش آموزان مختلف است).

۴-تربیت خودآموزی: معلم می تواند از دانش آموزان بخواهد که صورت مسأله را با صدای بلند بخوانند و این کار را پیش از نوشتن پاسخ انجام دهند یا راهکارهایی دیگر…. یعنی در این نوع روش برای دانش آموزان تدبیراتی در نظر گرفته می شود که به کمک آن نکات مقدور به حل ادامه مسأله بدون دخالت معلم باشند.

۵-راهبرد آموزی: آموزش راهبردی که دامنه گسترده ای از روش ها را در بر می گیرد، نیز در بهبود بخشیدن عملکرد ریاضی دانش آموزان اثربخش است. در راهبرد آموزی، یک تحلیل تکلیف از عملیات شناختی صورت می گیرد به طوری که گام هایی که منجر به راه حل می شوند بتواند مشخص شود، بعد به دانش آموزان مهارت هایی را می آموزند که لازمه برداشتن هر گام است .

۶-بازی درمانی: در مواجهه درمانی با کودکان، از آنجا که بازی وسیله ای طبیعی برای ابراز احساس ها و عواطف کودکان است، می توان با اتخاذ روش بازی درمانی به کودک این فرصت را داد تا در روند بازی احساس های درونی خود را که ناشی از تنش ها، ناکامی ها، ناامنی ها، پرخاشگری ها، ترس ها، آشفتگی ها و سردرگمی های اوست به نمایش بگذارد و با آشکار کردن اینگونه احساسات ضمن مواجهه با عواطف خویش و یافتن بصیرتی عمیق تر نسبت به ویژگی های درونی اش، کنترل و یا اصلاح آن را برعهده بگیرد و در نهایت راه رشد روانی خویش را هموارتر سازد.

مزایا و تأثیر بازی بر کودکان

۱-افزایش توجه و تمرکز: در بازی کودک به تعامل مختار با محیط اطراف خود می پردازد و این خود کودک و یا دانش آموز می باشد که نوع فعالیت خود را انتخاب می کند، پس حتما آن را با توجه و تمرکز بیشتری انجام خواهد داد. این تمرکز بعدا در فعالیت های دیگر نیز خود را معین خواهد ساخت که در واقع می توان گفت دانش آموز به توجه کردن و متمرکز شدن شرطی خواهد شد و آن را در شرایط مشابه (درگیری با یک فعالیت) تکرار خواهد کرد.

۲-افزایش قدرت یادگیری: دانش آموزان در حین بازی کردن و یا شروع بازی جدید با شور و شوق قوانین جدیدی را یاد می گیرند و همچنین به مهارت های جدیدی دست یافته و مفاهیم ذهنی جدید و بیشتری را تجربه می کنند. محققان دانشگاه روچستر اعلام کرده اند بازیکنان بازی ها، با افزایش قدرت استنباط احتمالی روبرو می شوند، قابلیتی که به آن ها اجازه می دهد با دریافت اطلاعات از محیط اطرافشان، تصمیم های درست و سریع بگیرند؛ پس با افزایش قدرت استنباط، قدرت یادگیری شان نیز افزایش خواهد یافت.

۳-افزایش میزان خلاقیت: به هنگام بازی کردن اولا کودک با توجه به اینکه با قوانین و دستورالعمل ها آشنا می شود و مهارت های جدی کسب می کند، نتیجه می شود که حافظه کودک در اثر این امر تقویت می شود و همچنین در هنگام بازی مختار بوده و هیچگونه اجباری نیست و تفکر کودک آزاد می باشد و از طرفی دیگر کودک با وسایل مختلف و متنوع محیط اطراف در تعامل است؛ این عوامل باعث می شوند کودک بتواند رابطه ها و مهارت های جدیدی را در ذهن خود بسازد که این نشانگر روشن شدن چراغ خلاقیت او است .

۴-رشد اجتماعی و عاطفی: بازی باعث رشد اجتماعی و عاطفی شخصیت کودک می شود. او در بازی گروهی ناگزیر با رعایت نکات اجتماعی و قواعد بازی است و بدین وسیله در خلال بازی با مفاهیمی همچون نوبت گرفتن، صبر و حوصله نشان دادن، احترام به حقوق دیگران، پیروزی و شکست و … آشنایی پیدا می کند و البته که در موارد مشابه و در جامعه ای بزرگتر آن را اجرا می کند.

نقش بازی در بهبود و درمان اختلالات یادگیری مربوط به ریاضی

عوامل مختلفی در بازی از جنبه های متفاوت می توانند در زمان اختلالات ریاضی نقش داشته باشند؛ در ادامه چند مورد بیان می شود:

۱-افزایش تحریکات لازم برای رشد و بهبود: یکی از حیطه های بازی، برای کودکان با اختلال یادگیری است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. از جمله علل روی آوردن به بازی ها برای این مشکل کودکان، می توان به این مسأله اشاره کرد که رشد و کیفیت آن رابطه مستقیمی با میزان تحریکاتی دارد که فرد در معرض آن قرار می گیرد و البته فلسفه بازی های هدفمند و طراحی طیف وسیعی از آن ها نیز ایجاد همین تحریکات لازم و ضروری برای رشد در زمینه بدکارکردهای رایج در کودکان با اختلال یادگیری است. در بازی کردن مفاهیم انتزاعی به صورت عینی مدلسازی می شوند و با اینکه مفاهیم انتزاعی درکشان سخت است ولی با این روش این مفاهیم در ذهن دانش آموز تجسم می یابد و درکشان خودمانی تر و ساده تر می شود.

۲-ایجاد انگیزه در فراگیر در جهت درمان: در یادگیری ریاضیات و آموزش آن به گونه ای هم دانش آموزی که دارای اختلال یادگیری است و هم معلم دچار زدگی و بی انگیزگی خواهند شد زیرا از یک طرف درس ریاضیات درسی عموما سخت است و هم دانش آموز مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی آن را به خوبی فرا نمی گیرد؛ در این موارد روش های خشک و معمول برای رفع این اختلالات خسته کننده، کم تأثیر و حتی بی نتیجه خواهد بود. در مطالب قبلی اشاره شد که بازی هم برای رشد دانش آموز از جنبه های مختلف کمک می کند و هم برایش بسیار لذت بخش بوده و طبق میل او انجام می شود. پس اگر در رفع اختلالات ریاضی از بازی استفاده کنیم قطعا مؤثرتر و پربازده تر خواهد بود زیرا که موارد ذکر شده باعث ایجاد انگیزه و رغبت (مستقیم یا غیرمستقیم) در دانش آموز می شوند تا مراحل درمان را به خوبی طی کند.

۳-امکان بروز و خروج احساسات آزاردهنده: با توجه به گفته لاندرث و براتون، بازی درمانی، روشی است که به یاری کودکان پرمشکل می شتابد تا آن ها بتوانند مسائلشان را حل کنند و در عین حال، نشان دهنده این واقعیت است که بازی برای کودک، همانند یک وسیله طبیعی است، با این هدف که او بتواند، خود و همچنین ویژگی های درون خودش را بشناسد و به آن ها عمل نماید. در این نوع درمان، به کودک فرصت داده می شود تا احساسات آزاردهنده و مشکلات درون خود را از طریق بازی بروز دهد و آن ها را به نمایش بگذارد همانند آن گونه از درمان هایی که در آن ها بزرگسالان با سخن گفتن عقده ها و مشکلات درونی خود را تخلیه می کنند. یعنی عوامل روانی درونی که بعضا باعث ایجاد چنین اختلال هایی می شوند، با بازی کردن کودک، تخلیه می شوند و تأثیرشان بر روی او کم تر می شود .

اقداماتی که آموزگاران برای پیشرفت بیشتر دانش آموزان دچار اختلال ریاضی انجام می دهند غالبا به شرح زیر می باشد:

۱-پند و اندرز به دانش آموزان برای فعالیت درسی بیشتر.

۲-متوجه نمودن دانش آموزان به نقش ریاضی در کاربردهای زندگی آنان (اصل اهمیت).

۳-آگاه ساختن دانش آموزان از این که خوشبختی آینده آن ها در گرو پیشرفت تحصیلی است.

۴-سرزنش و مؤاخذه دانش آموز.

۵-مقایسه دانش آموز با سایر دانش آموزان به منظور تحریک او به فعالیت بیشتر.

۶-نسبت دادن صفاتی مانند تنبلی، بی استعدادی، بی مسئولیتی به دانش آموز.

نتیجه گیری

اختلال در ریاضی، یک اختلال در رشد است که ریاضی را مختل می سازد و این در حالتی است که در توانایی های کلی ذهن مشکلی وجود ندارد. ضعف در مهارت های ریاضی باعث افت تحصیلی و مشکلات طولانی مدت تحصیلی (در مقایسه با همسالان، با پیشرفت کندتر و تکرار پایه ی تحصیلی بیشتری همراه می باشد.) به رغم هوشبهر طبیعی آنان می گردد. علاوه بر آن باعث بوجود آمدن خود پنداره ی ضعیف و کاهش عزت نفس آنها شده و چه بسا، آنان را به مکانیزم های دفاعی ناموفق بکشاند. نقص در مهارت های ریاضی به عوامل متعددی  بستگی دارد. این عوامل نظیر: نقص در درک روابط فضایی، نقص بینایی و شنوایی، ضعف در مهارت های پیش نیاز، آموزش ناکافی و نادرست و…. در تبیین یافته های پژوهش می توان چنین گفت که کودکان برای یادگیری تکالیف ریاضی باید بر یک سری مهارت ها تسلط داشته باشند که این مهارت ها شامل توجه، حافظه و… می شود.اکتساب این مهارت ها از طریق تجربه، آموزش و یادگیری می باشد. اکثر این کودکان این مهارت ها را به صورت خودکار انجام می دهند، ولی کودکان با ناتوانی یادگیری ریاضی در یادگیری این مهارت ها با مشکل مواجه هستند و باید به آن ها آموزش داد. لذا معلمان دبستان باید در آموزش ریاضی به کودکان به ویژه کودکان با توانایی یادگیری ریاضی به پیشایندهای یادگیری ریاضی همچون توجه و دقت، توجه نمایند. بهبود توجه تا حدود زیادی به تجارب کودک ارتباط دارد. کودک تجارب خود را از طریق گوناگون به ویژه بازی ها در طی دوران رشد به دست می آورد. بنابراین اگر بتوان به غنی سازی محیط و رواج بازی های گروهی و حرکتی اقدام نمود، احتمالا به رشد و بهبود توجه کودک کمک خواهد شد. لذا پیشنهاد می شود جهت درمان مشکلات آنان از این روش درمانی و آموزشی استفاده کنند. مهمترین کاربردهای بازی درمانی برای کمک به کودکان با اختلالات یادگیری ریاضی، به ابعاد شناختی، رفتاری، هیجانی و اجتماعی رشد مربوط می شود که با کمک بازی درمانی به خوبی می توان بر این جنبه های رشدی در این گروه از کودکان اثر گذاشت. با توجه به اینکه بازی مزیت های خاص نسبت به دیگر روش ها هم برای معلم و هم برای دانش آموز دارد، نتیجه می گیریم که اگر اختلالات مربوطه را با روش های بازی محور درمان کنیم و یا بهتر بگوییم بازی درمانی کنیم، مؤثرتر واقع می شود. لذا پیشنهاد می شود به منظور بررسی اثرات بلند مدت آموزش توجه، مطالعات پیگیرانه انجام و پژوهش های مشابهی در پایه های مختلف تحصیلی و سایر ناتوانی های یادگیری با استفاده از آموزش توجه انجام شود. می توان از نتایج چنین پژوهش هایی با استفاده از امکانات موجود در مراکز آموزشی برای اطلاع رسانی به والدین و معلمان و دانش آموزان استثنایی استفاده کرد.

منابع و مآخذ

اکبری، مهدی، جهانگیرزاده ککاور، مرتضی، ۱۳۹۷، نقش بازی در درمان اختلالات یادگیری ریاضی دوره ابتدایی، کنفرانس ملی تازه های روان شناسی با تاکید بر کاربردهای آن در کار و زندگی.

بیگدلی، ایمان ا…، محمدی فر، محمدعلی، رضایی، علی محمد، عبدالحسین زاده، عباس، ۱۳۹۵، اثر آموزش حل مسئله ریاضی با روش بازی بر توجه،حل مسئله و خودکارآمدی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی، فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی، دوره چهارم، شماره۲، صفحه ۵۶-۴۵٫

تبریزی، مصطفی، ۱۳۹۳، درمان اختلالات ریاضی، چاپ بیست و چهارم، فراروان.

خوارزمی، پریسا، ارین، فهیمه، ۱۳۹۸، نگاهی اجمالی به تأثیر اختلالات ریاضی در روند یادگیری: از تشخیص تا ارزیابی، رویش روان شناسی، دوره هشتم، شماره۵، صفحه ۲۳۲-۲۲۳٫

عابدی، احمد، پیروز زیجردی، معصومه، یارمحمدیان، احمد، ۱۳۹۱، اثربخشی آموزش توجه بر عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی، مجله ی ناتوانی های یادگیری، دوره دوم، شماره۱، صفحه ۱۰۶-۹۲٫

عرفانی، نصرا…، ۱۳۸۷، اختلال های یادگیری در ریاضیات، تعلیم و تربیت استثنایی، شماره ۷۹ ، صفحه ۳۵-۱۸٫

علیپور، احمد، شقاقی، فرهاد، احمدی ازغندی، علی، نوفرستی، اعظم، ۱۳۹۱، شیوع اختلال یادگیری ریاضی در دوره ابتدایی، فصلنامه روان شناسی تحولی: روانشناسان ایرانی، دوره هشتم، شماره۳۲، صفحه ۳۵۳-۳۴۳٫

میری، انور، ملکی، بهرام، ۱۳۹۳، تأثیر آموزش راهبردهای شناختی بر کاهش اختلال یادگیری ریاضی در دانش آموزان پسر پایه ی دوم و سوم، فصلنامه ی علمی- پژوهشی مطالعات آموزشی و آموزشگاهی، دوره سوم، شماره۸، صفحه ۱۲۷-۱۱۵٫

نادری، حبیب الله، رستمیان، مریم، مؤمنی، فاطمه، اثربخشی مهارت های ادراکی- حرکتی بر عملکرد خواندن، نوشتن، و ریاضی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص، مجله مطالعات ناتوانی ۱۳۹۷؛ (۸) : ۱۰۷

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *