تئاتر بر لبه ی تیغ تیز کرونا

تئاتر برای فرهنگ انسانی یک ضرورت است. مردم به تئاتر نیاز دارند همان طور که آدم ها به یکدیگر نیازمندند. آدم ها دور هم جمع می شوند تا درباره ی مسائلی حرف بزنند، تا داستان های مشترکی داشته باشند، تا دوستان و دشمنان مشترکی داشته باشند، آدمها نیازمند تماشا کردن و تماشا شدن اند. این یک امر انسانی ست. تئاتر ویژگی بارز یگانه ی انسان است.
انسان نیازمند پایه های اصلی فرهنگ است. تئاتر یکی از پایه های بنیادین و اصلی فرهنگ است.
تئاتر هنری ست که با آن انسان ها کردار و گفتار و رفتار یکدیگر را تماشایی می کنند. هر لحظه از زندگی ما برگرفته از تئاتر است. چرا که این هنر والا در تار و پود زندگی ما نقش بسته است. سرشت واقعی تئاتر چیزی فراتر از یک نیاز روانشناختی ست. هر جامعه ای برای هم بستگی و درمان، نیازمند رخدادهای جمعی ست. تصور کنید مردمی را که به باغ وحش می روند برای دیدنِ حیواناتِ در بند!
آیا این خود یک تئاتر نیست؟ هر چیزی که تماشا کردنی باشد تئاتر است. چرا که تئاتر بدون تماشاگر معنایی ندارد. (اگر تئاترِ باغ وحش ها بدون تماشاگر باشد، به طور حتم آزادی حیوانات زیباترین لحظه ی دراماتیک خواهد بود)
اما هنر تئاتر بر روی صحنه بی تماشاگر تراژدی ست.
تراژدی امروز خودِ تئاتر است. و کرونا ضد قهرمانی ست که قهرمان قصه را با ضربه ای مهلک به کام مرگ کشانده است.
آیا تئاتر در حال مرگ است؟
سالها تلاش بر این بود که مردم با تئاتر آشتی کنند، به تماشا بنشینند و با این فرهنگ انسانی هم بستگی اعلام کنند. چه سالهایی که سالنهای تئاتر خالی از تماشاگر بود. چه سالهایی که تئاتر با جمعیت اندکی چراغ صحنه را روشن نگاه می داشت.
هنوز هم در بسیاری از شهرستانها تئاتر کودکِ بی سرپرست و بد سرپرستی ست که نه تماشا می شود، نه برای تماشا شدن صحنه ای دارد.
حالا کرونا و تیغ تیز اوست که برای تئاتر این سرزمین خط و نشان میکشد.
تئاتر بر لبه ی تیغِ تیز کرونا ایستاده است. نه می تواند تکانی بخورد، نه می تواند فریادی بزند.
کوچکترین اشتباه او را برای همیشه خواهد کشت.
اما واقعیت چیست؟ آیا باید بپذیریم که تئاتر کارش تمام است؟ و یا ساز و کارش بعد از کرونا به کل تغییر خواهد کرد؟
کرونا ویروسی که امروز جهان را به جدی ترین چالش خود دعوت کرده است، آیا به این هنر فاخر و رنج دیده رحم خواهد کرد؟ آدم می ماند چه بگوید: کرونا، هر دو را بر لبه ی تیغ خود نگاه داشته است: تئاتر رانتی و تئاتر شریف و زحمت کش!
تئاتر در حال مردن است. باید فکری جدی کرد. برای هنرمندانی که جز صحنه چیز دیگری ندارند، با مرگ و سکوت تئاتر خواهند مرد.
مثل کودکی که در جنگ زیر آوار مانده باشد و هیچ کس سراغی از او نگیرد. کرونا همه ی مشاغل را فلج کرده است. اما تئاتر که پیش از کرونا کودکی بی کس بود، بعد از کرونا چه سرنوشتی خواهد داشت؟
آیا چراغ صحنه های خاموش دوباره روشن خواهد شد؟
به طور حتم بعد از شکست کرونا تا ماه ها شاید کسی برای دیدن تئاتر به سالنها نیاید. و این نقطه ی اوج یک تراژدی سهمگین است.
امروز سرنوشت تئاتر از هر چیزی برای هنرمندان تئاتر نگران کننده تر است. هنرمند تئاتر تنها امیدش صحنه است. کرونا با تئاتر چه کرد؟
این هنر انسانی به زنده بودن اش زیباست.
به تئاتر فکر کنیم که سر آغاز همه ی خوبی ها و اخلاق هاست.
اگر تئاتر زنده بماند، حتم به یقین، کرونا را آنگونه که لایقش است به صحنه خواهد کشید.
تئاتر برای فرهنگ انسانی یک ضرورت است. اگر نباشد به خواب تاریخی عجیبی فرو خواهیم رفت.
وحید فقیهی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *