تاریخ دلتنگی

محمود درویش یکی از شاعران بزرگ فلسطینی و جهان عرب است که توانسته با استعانت از شخصیت کاریزماتیک خود عصاره بسیاری از جریان ها حامل اندیشه – مقاوت و نبرد علیه ظلم ستیزی – در جهان عرب را با قلم سحر انگیزه اش بر روی برگه های سفید بچکاند و آن چنان مخاطب را با خود درگیر کند که بی اراده با او هم داستان شود، مفاهیم عمیق چنان در سروده هایش غرق شده که هر غواصی نخواهد توانست در اعماق دریای اش به سادگی شنا کند.
اساس سروده های محمود درویش را عشق و مسائل سیاسی فلسطین تشکیل می دهد، آن گونه به نظر می آید که بدون عشق نمی توان جنگید .. نمی توان ادامه داد و حیات ادامه پیدا نخواهد کرد، آن چنان که گویی تفنگ اکنون میان او و عشق اش قرار گرفته و هر لحظه ای در میان این دلهره می بایست مخاطب بلرزد ..

محمد فکری الجزار شعر محمود درویش را به سه بخش تقسیم کرده است . مرحله ی اول شامل حضورش در وطن می شود، که ابتدای شکل گیری [شخصیت] شاعر و آگاهی اش به مسئله وطن و [نیز]  پیدایش تعلق به این وطن در سایه اشغال آن است.
اما مرحله دوم، مرحله آگاهی انقلابی بود که تا سال ۱۹۸۲ ادامه داشت تا این که از بیروت خارج شد و در آن احساسات شاعر که در مرحله اول شکل گرفته بود سروسامان گرفت.
اما مرحله سوم، مرحله ی آگاهی امکان پذیر و رؤیای انسانی بود.[۱]

درویش در میان فلسفه غوطه ور شده بود اما شعر می گفت و نه فلسفه، زندگی را می سرود، همان گونه که مرگ را فریاد می کشید (.. و نگاه می‌ کردم که چطور/ زندگی از من رخت می‌بندد/ و به دیگران داده می‌شود…)، و آن را با سادگی کلمات و انبوهی ازمفاهیم ژرف، به چالش می کشید، سخن از عشق و درد، گه گاهی هم چون قیس سر به بیابان می زد .. و با خودش می گفت: “از یاد می‌روی، انگار هیچ‌گاه نبودی”.
فلسفه را برای خودش نگاه داشت و بیان و لحن را بر شعر حکم فرما کرده بود؛ شعر های ساده، کلماتی که عرب ها هر روز گوش شان عادت شنیدنش را داشتند، به رقص وا می داشت؛ حتی از زیبایی وحشی بدیهیات عرب نمی گذشت .. تنها و تنها با وطن اش آرام می گرفت و آن عشقی که ظاهرا همیشه در نبردها و تضاد ها آن سوی جبه، آن طرف خاکریز دشمن، خانه اش بود، به زندگی نشاط می بخشید ..

محمود درویش همانند دیگر شاعران عرب نبود، کمی وقیح به نظر می آمد، کمی بی چشم وروی، او همه را از تیغ نقد گذرانیده و در نیام احساسات شاعرانه خود نشانده بود

درویش یک بار در سال ۱۹۴۱ به دنیای عرب امد و تا آخر هم زنده ماند، تنها بخش کوچکی از خود را در سال ۲۰۰۸ به خاک سپرد.

پی نوشت:
محمود درویش از درچه اهواز، محمد نبهان
۱-الجزار، محمد فكري/ الخطاب الشعري عند محمود درويش. القاهرة: ايتراك للطباعة والنشر والتوزيع، ۲۰۰۱٫

گفتگوی اختصاصی شط پرس با شاعر و مترجم اهوازی، سعید هلیچی

۱- همان گونه که مطلع هستید، برگردان آثار محمود درویش شاعر مشهور فلسطینی حساسیت ها و دقت خاصی را در بین مترجمین – عربی به فارسی – کشور بر می انگیزد، چرا که چهره های بسیار مشهور و متبحر در این حوزه دست به ترجمه آثار وی زده اند، چه چیزی سبب شد سعید هلیچی دست به ترجمه این آثار پُر مغز شعری بزند؟

هلیچی: سلام و احترام / در ابتدا سپاسگزار مجله‌ی وزین شط پرس هستم بابت محبتهای فراوان و بی کرانشان.

آنچه باعث شده بنده به ترجمه‌ی اشعار محمود درویش روی بیاورم فارغ از شعرهای بی‌نظیر عالیجناب درویش، تعلق خاطر بنده به شخصیت و کاریزمای این شاعر است و شاید سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است، محمود درویش با آن شخصیت رهبر گونه در اشعارش و در وطنش فلسطین، و بعد شعر خود شاعر، و محرک بعدی برای ترجمه‌ی اشعار جناب درویش آوردن زبانی نو با واژگان نو در ترجمه بود، چرا که نسل کنونی محتاج ترجمه‌های نو، روان و سلیس است، کما اینکه در جهان کنونی علم و پیشرفت برای راحتی انسان قدم بر میدارد ادبیات نیز نباید از این قافله عقب باشد ولی این بدین معنا نیست که از ذوق ادبی و رعایت بعضی نکات مهم غافل بمانیم.
و معتقدم بعد از بنده اگر نیاز باشد مترجم دیگری با زبانی جدیدتر و قابل فهم‌تر برای نسلهای بعد، می‌تواند به ترجمه آثار جناب محمود درویش و دیگر شاعران جهان روی بیاورد.

۲- ضرب المثل ایتالیایی وجود دارد که می گوید مترجم خائن است «Traduttore, traditore»؛ آیا به واقع می توان گفت: مترجم همان گونه که دست به ترجمه می زند، در آن واحد یک مؤلف نیز محسوب می شود ؟

هلیچی: آبراهام كولي(A. Cowley) ، شاعر انگليسي قرن هفدهم، شخصي است كه اشعار پيندار (Pindar ) شاعر كلاسيك يوناني را به انگليسي ترجمه كرده است. تا آن زمان اصولاً همه پاي بند به ترجمه «كلمه به كلمه» بودند و كولي كه اين سنت را شكسته بود سخت مورد انتقاد واقع شد . كولي در پاسخ به اين انتقادها مي‌گويد:
هر كسي شعرهاي پيندار را كلمه به كلمه ترجمه كند بدان مي‌ماند كه ديوانه‌اي سخن ديوانه‌اي را نقل كرده باشد. بنابراين در ترجمه آثار او ، من آنچه را خواسته‌ام به متن افزوده‌ام و آنچه را كه زايد دانسته‌ام حذف كرده‌ام.
دقیقا نظریه مخالف این، یعنی پایبند بودن به شعر یا متن مبداء نیز وجود دارد و هر دو نظریه در ستیز با یک دیگرند.
بنده با هیچکدام اینها موافق نیستم یعنی نه پایبند به متن اصلی هستم و نه از خود جز حلاوت دادن و زیباتر کردن متن با آوردن واژگان مترادف زیبا، به شعر چیزی اضافه نخواهم کرد.
و می‌توان مابین این دو نظریه حرکت کرد و موفق بود.
و به اعتقاد بنده مترجم در زبان مقصد شاید مولفی جدید باشد می‌گویم “شاید”…

۳- شما به عنوان مترجم عرب اهوازی میان دو درگاه جهان عرب و جهان فارسی زبان قرار گرفته اید؛ از تفاوت ها و نگاه های این دو جهان در حوزه ترجمه بیشتر برایمان بگوید ؟

هلیچی: در ترجمه عربی به فارسی قواعد زبان عربی باید طبق دستور زبان فارسی ترجمه شود تا متن ترجمه دارای کیفیت مناسب و قابل فهم باشد و نکته‌ی مهم دیگر آشنایی با آدب و رسوم و فرهنگ عربی در هر کشور از نکات مهم در ترجمه است همانطور که می‌دانید گستردگی زبان عربی بسیار است و در بیست و پنج کشور رواج دارد و با آن سخن می‌گویند و هر کشور آداب و رسوم منحصر به فرد خود را دارد و این موارد قطعا به ادبیات آنها وارد شده است.
پس اگر درک درستی از شعر عرب فرهنگ و آداب و رسوم آن نداشته باشیم ترجمه ما تفاوت چشمگیری با ترجمه‌ای که تمام این عوامل را در نظر بگیرد دارد زیرا دراین صورت ترجمه مانند یک درخت خشکی که انعطاف و شاخ برگی از خود ندارد میماند و به ظاهر نماد یک درخت است.
در ترجمه فارسی به عربی نیز همین قواعد حکم‌فرماست گرچه زبان عربی از لحاظ قواعد و دستوری و واژگان از زبان فارسی جلوتر است شاید مترجمی که از زبان فارسی به عربی ترجمه می‌کند در اختیار واژگان مترادف به لحاظ تعدد آن در زبان عربی کار آسانتری داشته باشد.
نکته‌ی مهمی که باید عرض کنم در ترجمه این دو زبان به همدیگر، زبان عربی به لحاظ همان مواردی که خدمتتان عرض کردم از زبان فارسی بسیار جلوتر است کما اینکه شما می‌بینید ترجمه عربی به فارسی در کشور ما چه مقدار گسترده‌تر است ولی از فارسی به عربی محدود به چند شاعر نامی همچون خیام، حافظ و سعدی است گرچه در سالهای پیشین ترجمه‌هایی از شاعران معاصر به عربی انجام شده است ولی چشم گیر نبوده و مستلزم هم اندیشی و تشکیل گروهی برای این کار است. اگر بخواهیم ادبیات فارسی را بین‌المللی‌تر بکنیم. اگر…

۴- سعید هلیچی شاعر فارسی سرای، کتاب “تاریخ دلتنگی” را چگونه می بیند؟
و از دید وی جِنس شعر های نوی عرب های فارسی سرای از چه ویژگی هایی برخوردار است؟

هلیچی: در کتاب تاریخ دلتنگی مقدمه‌ی این کتاب منحصر به فرد بوده و بیش از این هیچ مترجمی در ایران، زندگی شخصی و ادبی عالیجناب محمود درویش را اینچنین نیاورده بود.(طبق تحقیقات بنده و گفته‌ی کارشناسان حاضر در رونمایی کتاب)
مقدمه‌ای که بیش از پنجاه صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است و زندگی محمود درویش را به صورت کامل بیان کرده است که این امر طاقت فرسا طی مطالعه‌ی منابع مختلف عربی در سایتهای اینترنتی، کتابها و مصاحبه‌های جسته و گریخته‌ی شاعر با افراد مختلف رخ داده است و بعد ترجمه‌ای روان، سلیس و انتخاب اشعاری اجتماعی سیاسی و عاشقانه بوده که مخاطب را در این محور قرار داده، محور یا محورهایی که مخاطب کنونی همیشه با آنها درگیر بوده.
همچنین کتاب تاریخ دلتنگی با استقابل خوب مخاطبان علاقه‌مند به شعر و ترجمه مواجه شده است و به زودی چاپ دوم این کتاب روانه‌ی بازار خواهد شد.

در مورد سوال بعدی شما که در یک سوال گنجانده شده است باید عرض کنم
شاعر عربِ فارسی سرا همیشه دغدغه‌مند بوده و اکثریت شعرهای وی از زندگی اجتماعی و سیاسی خود خبر می‌دهد و حتی در شعرهای عاشقانه این موارد به چشم می‌خورد.
و همانطور که می‌دانید شاعر عربِ فارسی سرا به دنبال ارائه و تثبیت هویت خود در شعرهاست و این همان نماد گرایی یا سمبولیسم است.
و سمبولیسم پیوسته از قلمرو نقد گریزان است و ماهرانه خود را از تشریح و توصیف نجات می دهد گروهی در آن تصوف می بینند و اثری از عرفان شرق و غرب،عده ‌ای آن را راهی برای ایجاد زبانی تازه در شعر و بلاخره بعضی آن ‌را کوششی برای گرفتن وسیله‌ی بیان از هنر‌های دیگر می‌دانند، با وجود این شاعران و نویسندگان سمبولیست مشخصاتی دارند که به سادگی قابل تشخیص است.
و شاعران عربِ فارسی سرا در کنار نمادگرایی به دنبال آنند که شعرهای خود را از تصویرسازی‌های بکر و خلاقانه خالی نگذراند و همچنین تاریخ را در شعرهای خود بگنجانند.

۵- کمی از ایده ها و کارهای جدیدتان بگویید ..

هلیچی: و اما ایده ها…
و کارهای جدید
آه.. این آه را بر حسب شرایط زندگی یک شاعر و مترجمی بگذارید که در کنار انبوه مشکلات شخصی و اجتماعی هنوز در تلاش است که به ایده‌ها و کارهای جدید بیاندیشد و خود را از منجلاب مشکلات رها سازد و به سوی موفقیت قدم بردارد.
کارهای مختلفی در لیست بنده وجود دارد و به نزدیکترین آنها که ترجمه‌ی مجموعه‌ای از اشعار جناب عدنان الصائغ عراقی است اشاره می‌کنم که امیدوارم امسال روانه‌ی بازار نشر بشود
این کتاب نیز پیرو کتاب تاریخ دلتنگی‌ست با مقدمه‌ای مفصل از زندگی شاعر و انتخاب اشعاری که به سلیقه‌ی مخاطب کاملا نزدیک است.
از کارهای بیشتر در مصاحبه‌‌ی بعد از انتشار کتاب عدنان الصائغ برایتان خواهم گفت.
نکته‌ی مهمی که در خصوص ترجمه باید به شما بگویم و شاید می‌شد یکی از سوالها باشد
بنده ترجمه را پُلی فرهنگی می‌بینم، پُلی که می‌توان دو فرهنگ را به هم نزدیکتر کند،
و تمام کدورتهای تاریخی که بعضی‌ها قصد دارند همیشه در ذهن مردم عادی فرو کنند را محو کند.
و چه چیزی بهتر از ادبیات و شعر و آشنایی مخاطبان از این راه.
بنده طی این سالها تلاش خود را کرده‌ام که این امر را محقق سازم و تا حدودی موفق بوده‌ام(به زعم مخاطبان و منتقدان واساتید بنده)
و این امر در انتشار ترجمه‌های بنده و برخورد مخاطب قابل لمس است.
به امید روزهایی سرشار از
عشق و انسان دوستی..

تشکر فراوان

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *