تحلیل جامعه شناختی سفرنامه خوزستان؛ اثر عبدالغفار نجم الملک

نویسنده: محمد نبهان


مقدمه
سفرنامه خوزستان تالیف عبدالغفار نجم الملک را نمی توان تنها به عنوان یک اثر ادبی و متن روزنگار،جهت شرح یک ماموریت عمرانی برشمرد، آن چه که تمایز این اثر را از دیگر سفرنامه های مربوط به خوزستان بیشتر مشخص می کند، متد و شیوه بررسی، تحلیل و نوع چاره اندیشی وی در خصوص مسائل و بحران های اقلیم خوزستان است. او در پشت نقاب این نص، سیاست نامه ای را تنظیم می کند که نهایتا همگام با آشفتگی سیاسی – اجتماعی حکومت قاجاریه، توانست تسلط و اقتدار دولت قاجار را در منطقه تقویت کند.

مشخصا تحلیل و بررسی دقیق جامعه شناختی کتاب سفرنامه خوزستان اثر حاج عبدالغفار نجم الملک در قدم اول نیازمند آشنایی مناسب با شخصیت، نحوه زندگانی، نظرگاه فکری و نوع اندیشه ورزی وی است، از سوی دیگر فهم دقیق شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره و تاثیرش بر فضای این کتاب بسیار حائض اهمیت است. نگارنده این مقاله نیز می کوشد به موازات بررسی، شناخت و تحلیل این اثر نسبت به درک صحیحی از محیط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخ شفاهی اقلیم مورد بحث غافل نماند، چرا که فهم آن سوی روایت این اثر نیازمند روشی تحقیقی – میدانی و تحلیلی – توصیفی است.
این اثر در عین روانی و سادگی دارای ابعاد خاص و ویژه ای ست که به ما اطلاعات بسیار دقیق و ارزنده ای در خصوص فهم شرایط حساس ایران در آن عصر را گوشزد می کند.

 

عبدالغفار نجم الملک

میرزا عبدالغفار اصفهانی حدودا متولد سال ۱۲۵۹ ه. ق. است که به شهادت یادداشت خود در کتاب اصول اوایل هندسه و عملیات آن،به تصدیق ثابت می کند متولد سال ۱۳۵۶ و یا کمی بعد تر از آن است.[۱]
او به واسطه پدر به مدرسه دارالفنون راه پیدا کرد و به تحصیل علم پرداخت، میرزاعبدالغفار، به مدت چهار دهه، معلم کل علوم ریاضی دارالفنون بود. [۲] او، علاوه بر ریاضی و کارتوگرافی، جغرافیا را نیز تدریس می کرد. در روزنامه دارالفنون که شامل گزارش های روزانه مدرسه می باشد، اطلاعات سودمندی از دروس و نحوه تدریس نجم الملک درج شده است.
در روزگار خود در حساب و هندسه و نجوم و نقشه‌برداری سرآمد بود. پدر او ملا علی مهندس اصفهانی (یا ملا علی محمد اصفهانی) ملقب به غیاث الدین جمشید ثانی از رجال به نام آن دوره به شمار می رفت. ميرزا عبدالغفار به دلیل توانای و ذکاوت فراوان مورد توجه ناصرالدین‌شاه قرار گرفت و در سال ۱۲۹۰ق لقب نجم‌الملک و در سال ۱۳۱۳ق لقب نجم‌الدوله را دريافت كرد.

 

عبدالغفار تألیف کتابهای درسی و متون جغرافیای نوین، یکی از مهمترین اقدامات علمی او به شمارمی آید. تسلط اش به شاخه های مختلف علوم همچون نجوم، ریاضیات، نقش هنگاری، و جغرافیای قدیم و جدید تأثیر بسزایی در ترجمة متون داشت؛ زیرا نجم الدوله را قادر می ساخت تا با توجه به اصطلاحات قدیمی، معاد لهای مناسبی برای واژگان جدید بیابد. در برخی آثارش از جمله اصول هندسه به چگونگی به کارگیری اطلاعات جغرافیای سنتی برای یافتن اصطلاحات لازم در ترجمة متون اروپایی اشاره می کند:

«در این عصر و زمان در فرنگستان، علوم و فنون و صنایع مختلفه، به اعلی درجه کمال و تکمیل رسیده و در هر فن و هر علم، کتا ب های عدیده مختصر و مطول درهر زبان مدون گشته و برای انتقال آن، زحمتی تازه لازم نیست جز نقل و ترجمه آن مطالب از آن لسان به لسان خود ما. ولی دو سه شرط  در کار است، اول احاطه و اطلاع از هر دو زبان، ثانی، اهل آن علم بودن و از اصطلاحات آن، در هر دو زبان خبر داشتن شرط دیگر نیز دارد.
این بنده چون در فنون حساب و نجوم و نقشه کشی و جراثقال و قلعه سازی و جغرافیا زحمت ها کشید ه ام، آن چه اصطلاحات قدیم بود، اختیار نمودم و هر قدر باقی داشت از روی ماخذ وضع کردم و در کتا ب های این فنون مندرج ساختم  »

نجم الدوله، با بهره گیری از محاسبات ریاضی و آمار، شاخة جغرافیای اقتصادی وجمعیت شناسی را پایه گذاری نمود و با کمک محاسبات نجومی و توأم ساختن آن با اطلاعات جغرافیایی، شاخة کارتوگرافی مدرن و جغرافیای طبیعی را بنیان نهاد و بدین ترتیب گام بلندی در جهت انتقال دانش جغرافیای سنتی به جغرافیای نوین برداشت. [۳]

آشنایی نجم الملک و تسلط او به زبان فرانسه، تألیف کتاب هایی به سبک اروپایی و فعالیت های علمی وی، نقش انکارناپذیری در انتقال دانش جغرافیای سنتی به دوره نوین برجای گذارد. او با بررسی ویژگی های گیاهان، حیوانات، صنایع، کشاورزی، تجارت، نژاد، مذهب، و معادن هر ناحیه و به کارگیری آن ها در متون جغرافیایی، شیوه نوینی در دریافت اطلاعات جغرافیایی پدید آورد و موجب شکل گیری جغرافیای طبیعی، انسانی، و اقتصادی در ایران عهد قاجار شد. همچنین، با انجام نخستین سرشماری علمی در ایران، شاخه جغرافیای جمعیت و علم آمار و نیز با بهره گیری از نظریه مالتوس، به کارگیری چارچوب نظری در پژوهشهای علمی را رواج داد.

وی، از آگاهی خویش بر متون سنتی برای یافتن معادل اصطلاحات فرنگی در ترجمه متون جغرافیایی بهره گرفت و کتا بهای درسی به خصوص متون ریاضی را به صورت کاربردی و برای استفاده در محاسبات نجومی و جغرافیایی تدوین نمود و با این روش، طرحی نوین در آموزش جغرافیا ابداع کرد تا محصلان، مفاهیم نوظهور غربی را بهتر درک کنند و طریقه استفاده از مفاهیم ریاضی و کاربرد آن در جغرافیا را فراگیرند. [۴]
ازجمله آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: [۵]

  • اصول هندسه: سال نشر (۱۸۷۵-۱۲۹۲)
  • اصول مثلثات: سال نشر (۱۸۷۵-۱۲۹۲)
  • بدایةالجبر: سال نشر (۱۹۰۱-۱۳۱۹)
  • کفایت الحساب (اصول حساب): سال نشر (۱۸۷۴-۱۲۹۱)
  • بدایةالحساب (حساب مقدماتی): سال نشر (۱۸۷۵-۱۲۹۲)
  • واسط الحساب (حساب متوسطه): سال نشر (۱۹۰۰-۱۳۱۸)
  • نهایت الحساب (حساب پیشرفته)
  • تحویل تاریخ هجری و مسیحی از ابتدای هجرت تا هزار و چهارصد سال.
  • تشخیص نفوس دارالخلافه تهران: سال نگارش (۱۸۶۹-۱۲۸۶)
  • اصول علمی جغرافیا: سال نشر (۱۸۸۰-۱۲۹۸)
  • اطلس تازه جغرافیا: سال نشر (۱۸۹۰-۱۳۰۸)
  • دورۀ اصول حکمت فلسفه (ترجمه، ۱۳۰۸ق)
  • بدایةالنجوم: سال نشر (۱۹۰۱-۱۳۱)
  • کفایت الجغرافیا (اصول جغرافیا)

نجم الدولـه در چهـاردهم جمـادی الاولی ۱۳۲۶ق درگذشت و در شهرری دفن شد.

 

سفرنامه خوزستان

گزارش های مأموريت نجم الملک (عبدالغفارخان اصفهاني) از خوزستان در سال ۱۲۹۹ هجری قمری مصادف با ۱۲۶۱ هجری شمسی ست که با هدف ويژۀ بازديد از سد اهواز و را ه اندازي آن انجام گرفت. او سفر خود را از طهران آغاز کرد و سپس با گذر از کاشان، اصفهان، بروجرد، خرم آباد به خوزستان رسید. در این سفر طولانی اش که حدود ۹ ماه به طول انجامید، در کنار مسائل عمرانی و مهندسی، بازدید و برآورد میزان هزینه و کیفیت بنای سد اهواز، به فرهنگ ها، آداب و رسوم، روابط اجتماعی – سیاسی، فضای محیطی واقلیمی و حتی عادات و رفتار های هر طایفه پرداخت.

احمد کسروی در کتاب تاريخ پانصد سالۀ خوزستان در ذکر سفر نجم الملک و اقدامات او درخوزستان از نسخۀ اصلي سفرنامه و نقشه هاي منضم به آن در کتابخانۀ سلطنتي ايران و رونوشتي از آن در وزارت دارايي ياد کرده است.  اما دکتر دبيرسياقي عليرغم پيگيري براي دسترسی به نقش هها و نسخۀ اصلي سفرنامه از کتابخانۀ سلطنتي و ملي به آن دست نيافته است. [۶] این سفرنامه به همت محمد دبیر سیاقی توسط چاپ و انتشارات علمی منتشر شد. در این مقاله چاپ دوم سال ۱۳۶۲ مورد بررسی قرار گرفته شده است.

 

 

قاجاریه، ناصر الدین شاه و نظرگاه سیاسی اجتماعی نجم الدوله در آن عصر

خاندان قاجاریه، از خانواده‌های بزرگ ایران بودند. و سالیانی دراز بر ایران حکومت راندند. (۱۱۷۴-۱۳۰۴) بنیانگذار این سلسله، آقامحمدخان است. او، رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران، تاجگذاری کرد. و آخرین پادشاه قاجار احمدشاه می‌باشد، که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی جای او را گرفت.
اما مشهورترین پادشاه قاجار؛ ناصرالدین شاه قاجاراست، که پیش از پادشاهی، ناصرالدین میرزا خوانده می‌شد، در تاریخ ۲۵ تیر ۱۲۱۰ به دنیا آمد. اوچهارمین پادشاه از دودمان قجر بود و طولانی‌ترین دوره پادشاهی را، از میان خاندان قاجاریه داراست. همچنین نخستین پادشاه ایرانی است که خاطرات خود را نوشته است. [۷]  ناصرالدین شاه در حدود هجده سالگی به پادشاهی رسید و حدود پنجاه سال پادشاهی کرد. [۸] شاه به شکار و هنر علاقه بسیار داشت [۹] و تا حدودی با زبان فرانسه آشنا بود. [۱۰]

دوران ناصری عصر تحولات جهانی و کشمکش میان سنت و مدرنیته بود. شاه خود نیز مشتاق تمدن جدید غربی بود و حتی در این محدوده اصلاحاتی را نیز به وجود آورد، با این حال موانع بسیاری برای این امر وجود داشت. چه موانعی از لحاظ زیر ساخت های عمرانی، ایجاد امنیت یکپارچه داخلی و چه موانعی از لحاظ سیاسی در حوزه دین و قومیت در سطح ملی اما با این تفاسیردولت قاجاریه را باوجود نقاط ضعف گوناگون، در نیمه اول قرن نوزدهم به عنوان پشتیبان و پرورندهٔ یک فرهنگ شاخص و قابل توجه در طول تاریخ ایران یگانه بود و قاجاریه در مقایسه با کشورهای دیگر دنیای اسلام در خاورمیانه از جمله مصر و حتی دولت عثمانی کارنامه روشن و جذابی دارد. [۱۱]

نجم الملک تحلیلی مبسوط درباره شرایط کشور در حوزه های مختلف در دوران ناصری ارائه می دهد و می گوید:
در اوایل این دولت ابدمدت (ناصرالدین شاه) صنایع ایران خیلی زیاد بود و هم هجوراجناس از ایران به روسیه می رفت و در عوض وجه نقد می آمد. رفته رفته صنایع ایران تنزل نمود و تجارت ایران شکست خورد و حال، تمام مایحتاج ایران بیشتر از روسیه  می آید و اگر با اجناس خام ما معاوضه نمی شد حالا یک دینار نقد در ایران باقی نمانده بود.

در جبال ایران، معادن بسیار است مثل طلا، نقره، آهن و مس که به سبب خرج گزاف استخراج، همگی متروک مانده است.همچنین ایران با وجود حاصلخیزی، فقط یک عشر خاکش زیر زراعت است و علت آن چند چیز است، یکی جنگ های داخلی که قر نها است مملکت را خراب کرده است، سبب دیگر، بی اعتدالی در اخذ خراج است و سبب سیوم، قلت امنیت است و تعدی ملاکین قوی بر ضعفا و امثال اینها که باعث شده خاک مستعد ایران به حال خود افتاده و روز به روز در اکثر ولایات، حاصلش کمترشود .

نجم الدوله، آشکارا، از دست رفتن سرحدات کشور، که نقاط اصلی حفظ امنیت واستقلال ایران به شمار می آمدند را ناشی از بی کفایتی حکام وقت و رجال سیاسی به شمارمی آورد و با به میان کشیدن این گونه مباحث در کتاب درسی جغرافیا، از یکسو، انتقاد خویش را به دولت وارد ساخته و از سوی دیگر تلاش می کند تا نوآموختگان دارالفنون و مدارس نوین را از اوضاع سیاسی مملکت و سیاست استعماری کشورهای خارجی، آگاه نماید:
در اواخر عهد شاه شهید (ناصرالدین شاه)، بعضی مأمورین دولت چنان عمل کردند که هر جا آب و آبادی در ایران است، آن خاک تعلق گرفت به دولت بهیه روس. حاصل آن که (مرز ایران) که در شمال منتهی بود به ارمنیه و شیروان، در عصر خاقان مغفور تعلق گرفت به دولت روسیه. ترکستان، در عصر ما جزء دولت روس شد و از طرف مشرق، هرات و کابل و بلوچستان که تا این اواخر جزء ایران بود (توسط دولت انگلیس) از خاک کشور جدا شد.

وی درباب مسئله و نگاه جمعیتی می افزاید:
مسئله تشخیص نفوس متعلق به علمی است که به فرانسه، استاتیستیک، می گویند و در آن علم بحث می شود از وسعت، جمعیت، زراعت، صناعت وتجارت هر مملکت.  نجم الملک، علاوه بر شرح علم آمار، به بررسی علل افزایش جمعیت می پردازد و برای تبیین این مسئله از نظریة مالتوس بهر ه می گیرد:
مالتوس یکی از حکمای متأخر انگلیس و اول شخصی است که به طریق علمی درصدد تحقیق مسئله جمعیت برآمد. قاعده مالتوس مبتنی بر دو قضیه است.
قضیه اول می گوید که اگر در مقابل جمعیت هیچ گونه مانع ظاهر نشود، درهر بیست و پنج سال، جمعیت مضاعف می شود و قضیه دوم  می گوید اگر بخش معموره زمین به حالت کنونی بماند، محصولات ارزی و اسباب معیشت ممکن نیست یعنی جمعیت میل به افزایش دارد آنقدر که از حد آذوقه تجاوز می کند. [۱۲]

 

تحلیل جامعه شناختی کتاب سفرنامه خوزستان

با مطالعه این کتاب در خواهیم یافت که این اثر تنها از وجوه گوناگوني جغرافياي تاريخی روستا ها، شهرها،کوه ها، دشت ها، رودخانه ها، حدود و مرزها، اطلاعات ارزنده اي به ما نمی دهد؛ درست است که نقشه های ملحق به آن، موقعيت، شکل و اجزاي شهر گرفته تا طرز بيان و شيوۀ ترسیم خود بخش قابل توجهی ازمحتوای ثمین آن را فرا گرفته است، اما درمیان انبوه چنین اطلاعاتی می توان اساسا از زاویه ای دیگر به این مسئله نگریست که سفرنامه ها فی الواقع مهم ترین منبع ادبی یک ملت اند وانگهی  ادبیات انگلیسی در قرن نوزدهم به دلیل سفرنامه‌هایی که دربارهٔ ایران نوشته شد، بسیار غنی گشت. نویسندگان بسیاری از این سفرنامه‌ها کسانی بودند که صرفاً از ایران عبور می‌کردند یعنی از مأموران لشکری و کشوری بودند که از بریتانیا به هندوستان می‌رفتند یا از هندوستان به بریتانیا بازمی‌گشتند. [۱۳]

متن پیش روی ما با کالبد عمران و آبادانی در بخش های زیادی به مباحث جغرافیایی و مهندسی پرداخته است اما در همان حین اشارات شایان الذکری را به روابط اجتماعی و فرهنگی مردم مناطق مختلف ایران علی الخصوص خطه خوزستان اختصاص داده است.

نظرگاه نجم الملک در سراسر این سفرنامه با مفهوم عمران گره خورده است همان گونه که در مقدمه از ماموریت اصلی خود تحت عنوان برآورد ساختن سد اهواز نام می برد ولی اذعان دارد که می باید ملاحضه نمود که چون در هر حال باید مسافت را پیمود و با طبقات مختلفه مردم معاشرت نمود، اولی آن است که به قدر امکان از عمر و سفر بهره برداشت ….و {نهایتا} اطلاعاتش برای دولت خالی از فایده نیست به عنوان سفرنامه در این کتابچه مندرج نمود. [۱۴]
در این سفرنامه وی در باب مسئله پایبند ساختن رعیت از بیداد ماموران و بعضی از خانواده های پر نفوذ به صورت کاملا مشخص مداقه نموده و به پرسشگری می پردازد. در باب مسئله مالکیت زمین، تقسیم اراضی با تنظیم قباله معتبر به قیاس با دول مجاور می نشیند و نتایج به بار آمده از عمران و توسعه تجارت، بهداشت، امنیت و آموزش در ممالک محروصه ایران را مورد تحلیل و آسیب شناسی قرار می دهد.
پس از ورود به هر شهری به ساختار های دفاعی همچون حصار های شهر می پردازد و از امنیت شهر و طرق آن، از منابع ثروت و پتانسیل های بالقوه مناطق، و  نهایتا جمعیت سخن به میان می آورد.
او پس از ورود به قم نام برخی از علمای برجسته را به میان می آورد و حکومت آن را که رضایت عموم مردم را جلب کرده، یاد می کند. در کاشان نیز در ابتدای یادداشت خود از حصار خوب آن ذکری به میان می آورد این نوع نگاه همواره در تمام شهرها با نجم الملک همراه بوده است. چرایی این نوع نگارش و نگرش تنها نسبت به ماموریت مذکور – برآورد ساخت سد اهواز – او را از این مسئله باز نداشته که به وضعیت عمران و مسائل مربوط به آن در دیگر شهر ها و ولایات نپردازد از این روست که می توان نگرش وی را در حوزه عمران با نگرش ابن خلدون گره زد که تاکید می کند از تمایزات انسان با دیگر جانوران عمران یا اجتماع است یعنی باهم سکونت گزیدن و فرود آمدن در شهر یا جایگاه اجتماع چادرنشینان و دهکده ها برای انس گرفتن به جماعات و گروه ها و برآوردن نیازمندی های یکدیگر چه در طبایع انسان برای کسب معاش سر رشته شده است.
ابن خلدون در علم عمران (اجتماع) بحث شکل گیری شهرها، حصارها و دیوار ها را جهت مصون ماندن انسان از هر گزندی تفسیر می کند و آن را در شش باب به شکل مبسوط شرح می دهد. [۱۵] نجم الملک نیز در این اثر با تمرکز بر مفهوم عمران ابن خلدون به طور مشخص به دنبال پیدا کردن راه حل رونق بخشی شهرها و ایلات ممالک محروسه علی الخصوص محل ماموریت خود خوزستان می کوشد همان گونه که در قیاس دو شهر محمره و بصره دولت عثمانی به دو پیامد عمران و تجارت می پردازد و می نویسد:
آیا خاک محمره برای نخلستان مناسب نیست؟ آیا آنجا پست تر از بصره شورزار است؟ که حال دولت عثمانی سیصد و پنجاه هزار تومان می گیرد و از نخیل تنها ! [۱۶]
ابن خلدون مسئله عمران(اجتماع)، حاکمیت و سپس معاش را از ضروریات طبیعی بشر می پندارد، پس در صورت عدم تامین این ضرورت عملا عمران و توسعه ای در منطقه شکل نخواهد گرفت، وی در مقدمه خود بیان می کند در صورتی که عمران و اجتماع شهر توسعه یابد بر جمعیت آن افزوده می شود ابزار و وسائل آن نیز هم به سبب کارهای فراوان و بسیاری صنعتگران فزونی می یابد از این روی همین که عمران آن انحطاط یابد از ساکنان آن کاسته شود، [۱۷] نجم الملک معتقد بود می توان از این طبیعت فی ذات بشریت که در این محیط، بالقوه وجود دارد بهره جست و از عمران آن به منافع کثیری دست پیدا کرد، و این پرسش را چندین مرتبه تکرار می کند که:
آیا آب و زمین فلاحیه کمتر از مازندران است که هم نخیل دارند و هم شلتوک کاری و از عهده جزئی مالیات بر نمی آیند؟ آیا مثل رامهرمز در عالم پیدا می شود چندین فرسخ در چندین فرسخ آب فراوان چندین رودخانه به آن مسلط است؟ با وجود آن رعیت ندارد و جزوی مالیات به زحمت وصول می شود.
نجم الملک یکی از دلایل اصلی خرابی و عدم آبادی محمره با وجود کمال استعداد و رجحانش بر خاک بصره را خالصه بودن این خاک ذکر می کند: اطمینان برای رعیت نیست در آبادی آنجا به واهمه آن که مبادا وقتی، دولت تصرف کند و زحمات و خسارات آبادی از کیسه او برود. [۱۸]

او دلایل دیگری را نیز ذکر می کند که می توان آن ها را نیز بر شمرد:
اعراب خوزستان که به همه جهت از روی تحقیق زیاده از بیست هزار خانوار نمی شوند باطنا راضی نیستند به ساختن سد اهواز و به آبادی آن مملکت و ظاهرا عدم رضایت آن ها نظر به این نکته است که البته آن وقت عجم در آن جا رخنه می کنند و تسلط می یابند و تعدادشان زیاد می شود، اقتدارشان می افزاید و این همه منافی طبع آن هاست. (نجم الملک،۱۳۴۱: ۳۸ )

نجم الملک هنگام حضورش در شادگان (فلاحیه) می نویسد:
ملک خوزستان کلیه و فلاحیه مخصوصا اسما جزء ایران است، از فرط بی اعتنایی خودمان و به طوری ما را بیگانه می دانند که بدیدن یکنفر کلاه سیاه] کلاه مورد استفاده در عصر قاجاریه[ استعجاب می کنند. (نجم الملک،۱۳۴۱: ۱۰۷ )
نگرانی دیگر نجم الملک ستم و تعدی حکام و مامورین به مردم آن مناطق است به طوری که می گوید آنها اطفال خود را از ابتدا به عجم می ترسانند و اضافه می کند:

این مسئله ذهنی آن ها شده است که کلیه عجم ظالم است و متعدی و دشمن عرب (نجم الملک،۱۳۴۱: ۳۸ )

نجم الملک نگاه مردم را در این خصوص با آوردن نقل قولی تکمیل می کند:
این بنده که تمام خوزستان سیر نمود و با تمام اعراب شهری و بدوی مراوده و معاشرت نمود وضع و سلوکش مایه عبرت و حیرت آن ها بود، می گفتند که تو یا عجم نیستی و یا مامور دیوان نیستی چون که هرگز مامور ملایم خلیق دهان پاک و بی طمع ندیده بودند که خود مطالبه حقی نکند، چه جای آن که تعارفات بدهند و قبول نکند. (نجم الملک،۱۳۴۱: ۳۹ )

 

تحلیل جامعه شناختی مردم عرب، از نگاه نجم الملک

نجم الملک در تحلیل جامعه شناختی مردمان عرب می نویسد: ]عرب[ نوکری و رعیتی آن ها را اعتباری نیست (نجم الملک،۱۳۴۱: ۴۹ )، از رسومات عرب ها این است که بدون سلاح راه نمی روند، نجم الملک  ذکر می کند که اعراب همه رشیدند و جنگی و از کشته شدن پروا ندارند و غالبا دست سواری دارند و علاوه بر آن تنگ معیشتند و قانع (نجم الملک،۱۳۴۱: ۴۸ )در باره زنان هم اشارات جالبی به مسئله حجابشان دارد برای نمونه وی وضعیت حجاب زنان عرب را در فلاحیه توصیف می کند او می نویسد:

زن هاشان حجابی ندارند؛ جز از عجم که گریزانند و متنفر، این همه از عدم معاشرت است (نجم الملک،۱۳۴۱: ۱۰۷ )

مادام دیولافوا که چند سال پس از نجم الملک وارد خوزستان می شود آن قدر از فضای به دور از نگاه جنسی در خوزستان به شگفت می آید که درهنگام رسیدن به محمره (خرمشهر) این چنین می نویسد :
در اینجا من به قضیه ای فوق العاده بر خوردم و آن این است که در این جا نوکران مرد هم در اندرون داخل می شوند بدون این که رسوایی و بدنامی برای خانم ها تولید شود و عجیب تر این که خانم ها هم از نوکران روی نمی پوشند در صورتی که درب اندرون های اعیان و اشراف ایرانی آریائی نژاد بروی هرکس به استثنای صاحب خانه و زنان و خواجه سرایان بسته است و ابدا مرد بیگانه جرئت نگاه کردن به آن طرف را ندارید ” [۱۹]

 

طرح های پیشنهادی نجم الملک جهت ایجاد یکپارچگی حد و مرز های کشور، ایجاد بستر تجارت و امنیت

۱- گمرک از اهواز برداشته شود  (نجم الملک،۱۳۴۱: ۸۰)

۲-  راه های مواصلاتی به خوزستان یعنی خرم آباد به دزفول و بختیاری به شوشتر ساخته و آباد شود (نجم الملک،۱۳۴۱: ۱۸)

۳- ضرورت اسکان رعیت در میان این راه ها جهت ایجاد امنیت (نجم الملک،۱۳۴۱: ۲۰)

۴- ایجاد حس تعلق در رعیت و کمک در آبادی منطقه با فروختن اراضی به رعایای ایرانی از قرار قباله معتبر (نجم الملک،۱۳۴۱: ۸۷)

۵- واجب است از هر طبقه عجم کسبه و اهل صنعت و فلاح و ملا و نظام و تجار و غیره آنقدر آن جا پراکنده شده باشند که تعداد آن ها بر اعراب غلبه نماید. (نجم الملک،۱۳۴۱: ۱۰۷)

 

 

نتیجه گیری

آشنایی نجم الملک با محاسبات آماری، جمعیت شناسی و جغرافیا، تسلط او به زبان فرانسه، تألیف کتا بهایی به سبک اروپایی و فعالیتهای علمی وی، نقش انکارناپذیری در انتقال دانش ,و تحولات پس از خود همچون جنبش مشروطه داشت.

وی در ایران، در عهد قاجار، با انجام نخستین سرشماری علمی در ایران، شاخه جغرافیای جمعیت و علم آمار و نیز با بهر هگیری از نظریة مالتوس، به کارگیری چارچوب نظری در پژوهش های علمی را رواج داد.

و نیز به نظر می آید او همان راه کنت و سن سیمون را در ایران با سبک و متدولوژی دیگری آغاز کرد، کنت با الهام گرفتن از علم فیزیک و ملاحظهٔ موفقیتِ آن، هدفش را یافتن قوانین همواره صادق حاکم بر جوامع انسانی توسط یک روشی علمی تعریف کرد.

کنت در ابتدا علم‌اش را فیزیک اجتماعی نامید، اما بعدها نام آن را به جامعه‌شناسی تغییر داد. او می‌خواست چیزی مشابه آنچه در فیزیک انجام شده بود را در جوامع انسانی پیاده‌سازی کند [۲۰] حال آن که می بینیم درسراسر این سفرنامه، نجم الملک می کوشد تا با ارائه بخشی قابل توجهی از گزارشات جغرافیایی و آمار های جمعیتی و تحلیل های اجتماعی به یک متدولوژی مشخصی در شناخت و حل مسئله عمران خوزستان و بنای سدی بپردازد که بسیاری از سنت گرایان سیاسی چون اعتماد السلطنه این کوشش ها را غیر واقعی جلوه می دادند.

اعتماد السلطنه در برخی از نوشته هایش تلاش می کرد که مقام علمی نجم الدوله را بـیارزش جلـوه دهد. در نوشتۀ مربوط به مثلا ۲۱ صفر ۱۳۰۶ میگوید:

حاجی نجـم الملـک مـنجم باشـی کـه از معلمـین مدرسـۀ دارالفنـون اسـت و بعضـی اطلاعات از هندسه دارد، اما ناقص، و فقط چیزی کـه او را جلـوه می دهـد ریـش انبـوه فلفل نمکی است، مأمور به بستن سد اهواز شد. تفصیلی هم در این باب امـین السـلطان نوشت که در روزنامه بنویسم. من از حالا عقیدۀ خودم را می گویم.

اولا نجم الملک مـرد بستن این سد نیست. البته دویست هزار تومان به گردن دولت خرج می اندازد، یا کلیۀ سد بسته نخواهد شد، یا اگر هم چیزی ساخته شود، در طغیـان آب کـارون معـدوم میشـود. خلاصه به من چه ! [۲۱]

نظرگاه نجم الملک در مواجه با گزارش احوالات انسان ها، تاریخ و عمران همان نظرگاه ابن خلدون را دارد. ابن خلدون معتقد است تاریخ، علمی برای گزارش احوالات انسان و عمران معیاری برای تجزیه و تحلیل این احوالات است. از بیانات ابن خلدون مشخص می‌شود که او درصدد بیان و کشف رابطهٔ علت و معلولی بین پدیده‌های انسانی و آن چه با شرایط سیاسی و اجتماعی پیش آمده بوده‌است. وی در مورد علم عمران و رابطهٔ آن با تاریخ می‌گوید:

قانون بازشناختن حق از باطل، دربارهٔ ممکن بودن و محال بودن اخبار چنان خواهد بود که به اجتماع بشری یا عمران درنگریم و این مسائل را از یکدیگر بازشناسیم [۲۲]

 

همچنین نجم الملک متاثر از دیدگاه های روز فرانسه همچون سن سیمون در خصوص علم اخلاق، روابط سیاسی-اجتماعی و مفاهیم مدرن آن سال ها همچون دولت و ملت نیز بود، سن سیمون معتقد بود که نظام اجتماع، بدون اصول مشترک اخلاقی میسّر و مقدور نیست؛ ولی دو نقیصه در علم اخلاق وجود دارد؛ که یکی مربوط به‌روابط بین‌الملل و دیگری به روابط میان حکومت و افراد هر کشور است. اگر مردم، حکومت را به‌عنوان عاملی که از طرف اجتماع، مامور نظم امور است، تلقی کنند، نقیصه دوم مرتفع خواهد شد.

کتاب سفرنامه را می توان کوششی منسجم جهت چاره اندیشی مولف در خصوص مسائل و بحران های اقلیم خوزستان دانست که نهایتا مبدل به سیاست نامه ای درخور اعتنا، در مواجه و تنظیم رابطه سیاسی صحیح حاکمیت با ایلات ممالک محروسه از جمله خوزستان، در دوران قاجاریه شد.

 

محمد نبهان، ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱

 

 

توضیحات؛ شرح و بسط برخی مفاهیم سفرنامه نجم الملک

عقال؛ یک وسیله جانبی است که برای نگه‌داشتن چفیه در سر جای خود به‌کار می‌رود.
عقال یک حلقه بافته‌شده از نخ یا لیف گیاهی است که اعراب در گذشته برای نگهداشتن چفیه بر روی سر قرار می‌دادند.

عقال جزو لباس رسمی مردان عرب در بسیاری از کشورهای عربی است و از پارچه‌های مخمل یا نخ‌های گرانقیمت نقره و طلا و سنگها و نگین‌های قیمتی همچون عقیق و فیروزه و یشم تزئین می‌شود. انواع مختلفی از عقال در امپراتوری عثمانی وجود داشته و بهترین نوع آن در شام و حجاز ساخته می‌شد.

امروزه هم در بسیاری از مناطق عرب نشین همچون سوریه عراق فلسطین اردن عربستان کویت و قطر و بحرین و امارات و ایران به خصوص در استان خوزستان بوشهر وهرمزگان نقاطی از ایلام از عقال در پوشش مردان استفاده می‌شود.


شیخ؛ همچون حاکم، رهبری طائفه یا قومی را بر عهده دارد در صورتی که این شیخ چندین شیخ را در زیر مجموعه و تابعین خود داشته باشد به او لفظ  شیخ المشایخ اطلاق می شود.

عموما انتقال شیخیت به نفر بعدی … از پدر به پسر بزرگ است اما گاها معتمدین و بزرگان طائفه و یا قبیله و یا حتی از سوی پدر پسر کوچک تر این امکان را برای بدست آوردن این سمت پیدا می کند و در صورت عدم داشتن فرزند پسر این انتقال به سمت برادر دیگر صورت می پذیرد.

مضیف؛ در فرهنگ عرب همواره شیخ دارای مضیف است که درآن به سوی همه باز است این مضیف محلی ست جهت پذیرایی از میهمان، حل مشکلات، محل مشورت و تصمیم گیری، و حتی محلی جهت آموزش ..
عجم؛ به غیر عرب اطلاق می شود، اما در زبان عامیانه مناطق عرب نشین ایران مراد از آن فارس نژاد است.

 

منابع:

  1. موسوی، سید امیر، مقاله “میرزا عبدالغفار نجم الدوله از پیشگامان ورود علوم جدید به ایران – میراث علمی اسلام و ایران؛ سال چهارم، شماره دوم ۱۳۹۴٫ نجم الدوله، کتاب اصول اوایل هندسه و عملیات آن، ص۱۳۲٫
  2. اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۷ ،ج ۱،ص ۵۴۵ ؛ یغمایی، ۱۳۷۶ ،صص ۱۱۴ – ۱۶۱ .
  3. ثقفی، مریم، علوم ریاضی که در دارالفنون تدریس می شد، کاربرد وسیعی در جغرافیا، نجوم، ڪنجینۀ اسناد،شمارۀ ۶۷ ۹۸٫
  4. ثقفی، مریم، مقاله “عبدالغفار نجم الملک و نقش او در دورۀ گذار از دانش جغرافیای سنتی به جغرافیای نوین”؛ – فصلنامۀ گنجینۀ اسناد: سال بیستم و پنجم، دفتر دوم، )تابستان ۱۳۹۴).
  5. Ekhtiar, 1994, p. 314.
    Ekhtiar, Maryam, 1994, “The Dar al-Funun: Educational reform and cultural development in Qajar Iran”, Ph.D Dissertation, New York University, USA.
  6. داناي يفر، مطهره، تهراني، فرهاد، معرفي نقش ههاي نجم المُلک )ميرزا عبدالغفا رخان اصفهاني (در سفر خوزستان: اراضي مُحمّره؛ فصلنامه علمی فنی هنری اثر شماره ۶۹٫
  7. روزنامه مشرق؛ سلسله خوشگذرانی که مملکت را ویران کرد، تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ – ۱۱:۰۴.
  8. نظرپور، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۹۰ش، ص۱۶.
  9. رمضانی، ناصرالدین شاه قاجار، ۱۳۸۳ش، ص۶۵
  10. «ناصرالدین شاه قاجار»، ضمیمه نامه فرهنگستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۵.
  11. نظریه‌ای از عباس امانت در یک سخنرانی در دانشگاه لاس آنجلس با موضوع: از سرسره فتحعلیشاه تا تکیه دولت؛ آیا هنر در دوران قاجار رشد نکرد؟
    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2013/05/130523_l41_art_amanat_lecture.shtml
  12. ثقفی، مریم، “عبدالغفار نجم الملک و نقش او در دورۀ گذار از دانش جغرافیای سنتی به جغرافیای نوین” رساله دکتری مریم ثقفی؛ از دانشگاه تهران تحت راهنمایی دکترمحمدباقر وثوقی و مشاور دکتر رسول جعفریان می باشد.
  13. Wright، Denis – ۱۳۵۹. انگلیسی‌ها در میان ایرانیان. انتشارات امیرکبیر.
  14. نجم الملک، عبدالغفار، سفرنامه خوزستان، به همت محمد دبیر سیاقی، انتشارات علمی، چاپ دوم ص ۱٫
  15. ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون؛ جلد ۱، ترجمه محمد پروین گنابادی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص۷۵٫
  16. نجم الملک، عبدالغفار، سفرنامه خوزستان؛ به همت محمد دبیر سیاقی، انتشارات علمی، چاپ دوم ص ۴۰٫
  17. ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون؛ جلد ۲، ترجمه محمد پروین گنابادی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص۷۱۱٫
  18. نجم الملک، عبدالغفار، سفرنامه خوزستان، به همت محمد دبیر سیاقی، انتشارات علمی، چاپ دوم ص ۸۷٫
  19. مادام دیولافوا، ژان، از کتاب ایران کلده و شوش، مترجم علی محمد فره وشی به کوشش دکتر بهرام فره وشی ، چاپ و انتشارات دانشگاه تهران و نیز وب سایت رسمی موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران (نشريه الکترونيکي زنان) ، از سفرنامه مادام ديولافوا (ايران و کلده) ، ترجمه و نگارش: فره‌وشي (مترجم همايون سابق)،تهران،خيام، ۱۳۳۲،ص ۵۰۹-۵۱۱٫).
  20. ریتزر، جورج، کتاب نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی.
  21. اعتماد السلطنه، روزنامه خاطرات ،ص ۵۹۹.
  22. شرف‌الدین، روش‌شناسی ابن خلدون، ۶۲–۶۴. و نیز مدرسی چهاردهی، فلسفه تاریخ و اجتماع پیش از ابن خلدون، ۱۹.

 

 

 

هر گونه کپی‌برداری از این مقاله، با ذکر نام منبع و مؤلف آن بلامانع است. copyright©

اشتراک گذاری:

۲ دیدگاه برای “تحلیل جامعه شناختی سفرنامه خوزستان؛ اثر عبدالغفار نجم الملک”

  1. مقاله محققانه ای بود. نویسنده بسیاری از منابع را دیده و مقاله کتابشناسی پر و پیمانی دارد. امیدوارم پژوهشگران عرب از این مقاله های روشنگرانه زیاد بنویسند. در مورد سفرنامه خوزستان یاد آور میشوم چاپ تازه ای از آن توسط انجمن آثار و مفاخر ملی عرضه شده (۱۳۸۵)،که اکنون نایاب است، چاپش تمام شده. به هر حال دست مریزاد به نویسنده و رسانه شط پرس

  2. نگاه بسیار دقیق و علمی همراه با مستندات کافی وتحلیل اوضاع واحوال ایران خصوصا در مناطقی که اثر سلطه قاجار کمتر دیده شده از شاخصهای این مقاله است ……

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *