توسعه از متن تا اجراء

نظام اسلامی معتقد به یک جامعه‌ی ثروتمند است، نه یک جامعه‌ی فقیر و عقب‌مانده. معتقد به رشد اقتصادی است؛ ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسأله‌ی اوّل نیست. آنچه در درجه‌ی اوّل است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد.(رهبر انقلاب)

کلانشهر اهواز برآیندی از تنوع قومیت هاست اگر بگویم اختلاف قومیتی نداریم، خلاف واقع سخن گفته ایم.
ما تبعض داریم، اختلاف طبقاتی داریم، اختلاف جنسیتی داریم و این جریان تنها به بحث قومیت اختصاص نمی یابد، اما ضروری ست اشاره کنیم منشاء این اختلاف نه دولت است، نه نظام و نه خود مردم ..
هنگامی پای قومیت به میان می آید، که سنجش وضعیت مالی و اقتصادی منجر به دیده شدن تفاوت ها می شود .. آن وقت می بینیم در تقسیم مناصب، خدمات رفاهی شهری، وضعیت اشتغال، شرایط زیست محیطی و .. کاملاً تبعیض مشهود و عیان است.

هنگامی پای جنسیت به میان می آید، که ریشه تفاوت و تبعیض نسبت به جنس مؤنث در فضای اقتصادی و مالی جامعه بیشتر نمود پیدا می کند، بدین سبب عملاً وی قادر نخواهد بود بخش اعظمی از استقلال و توانایی دفاع از حقوق خود را به دست آورد، لذا این شکاف در جامعه عمیق تر و گسترده تر از پیش خواهد شد.

هنگامی بحث آزادی، جنبش های مدنی و آموزش در سطح مناسب و قابل قبول به میان می آید که نقش عدم توسعه یافتگی بشدت پر رنگ و بارز خود را به عرصه نمایش می گذارد، عدم توانایی در «تولید» ثروت و نحوه «توزیع» عادلانه آن سبب می شود جریان ها و جنبش های اجتماعی نقش «آن دیگری» را پیدا کرده و بحران را کِش دار کنند، بحرانی که حاصل تعمد سیستماتیک نیست؛ بلکه منشاء ناکارآمدی اشخاصی ست که در میزان عملکرد، در سطوح کلان تصمیم گیری«عَلیل» ظاهر شده اند.
در حقیقت مسئله اصلی، ناکارآمدی برخی اشخاص است که نتوانسته اند آن گونه که باید به ولی نعمتانِ خود، به آنانی که دیّن خود را به اسلام و انقلاب اداء کردند خدمت رسانی کنند.

مسئله، امروز کلانشهر اهواز نه تبعیض قومی ست و نه تبعیض نژادی، نه جنسی و نه دینی ست بلکه  «عدم توسعه یافتگی ست»، این عدم توسعه یافتگی به این معناست که برخی مناصب، صاحبان نامناسب پیدا کرده اند، به جای آن که به توسعه یافتگی بپردازند به قومیت پرداخته اند، به جنسیت و مذهب پرداخته اند و هرکسی از سویی برای اهداف عاری از توسعه یافتگی و فارغ از خط مشی علمی، در نبردی نابرابر در سطوح کلان مدیریت ایستاده و این جامعه متلونِ متکثر را با ملاقه ای از جنس«گعدیه» هَم می زند.
امروز به شدت گرفتار جامعه ای سنت زده و مسئولانی گم کرده راه هستیم که نگاه شان بر حاشیه ای ست که سال ها در آن به دنبال متن می گردند.
هنگامی که می بینیم هیچ کس نمی کوشد تا بلا های اخیر این استان چون سیل و قحطی را علمی کنترل و مهار کند، هیچ کس نمی کوشد«بافت های تاریخی» را به عنوان فضای تولید اشتغال و ثروت باز زنده سازی کند، تا بزرگترین موتورهای توسعه و تحول شهری را جهت تولید ثروت بدون اتکاء به منابع انرژی [نفت و گاز]، به حرکت در آورد، هیچ کس نمی کوشد که جلوی تجاوز شهرسازی را به محیط زیست گاومیش ها در «کوت عبدالله» بگیرد و آن منطقه را به قطب شیر کشور و بیس گردشگری ویژه مبدل کند، هیچ کس نمی کوشد تا«شهرستان باوی» مرکز پرورش اسب و محصولات کشاورزی و دارویی شود و یا در «عین دو»، «سیاحی» و «ملاشیه» بستری جهت تاسیس مراکز صنعتی کلان و یا بازارچه های سنتی لباس و پارچه با رویکرد گردشگری شکل گیرد، هیچ کس نمی کوشد از «ملاثانی» تا «غراویه» از فضای بِکر «رودخانه کارون» جریان های اقتصادی فوق العاده عظیم را با کمترین سرمایه های ممکن به یک صنعت تجاری و گردشگری بی نظیر در خاور میانه تبدیل کند، به این معنی ست که این اشکال در نوع نگرش است و نه ساختار .. !

اگر امروز در لشکرآباد برند «فلافل»، در سُوق العریانِ اهواز قدیم برند «قهوه و کافه نشینی»، در ملاثانی برند «بستنی» و در بازار فرحانی برند «لباس عربی»، بدون حمایت های دولتی برجسته شده و هزاران نفر بی نیاز از صنایع نفت و گاز به درآمد های خوبی دست پیدا کرده اند، نشان می دهد، می توان از مسئولین با تخصص و با درایتی در سطوح کلان بهره جُست که به جریانی جز تحول و توسعه نمی اندیشند.

باید توجه داشت که در یک توسعه همه سونگر، انسان، محرّک اصلی و محور نهایی توسعه است و نیازها و اهداف و آرمان های بی شماری دارد که تنها در فرآیند پیچیده، جامع و چند بُعدی توسعه می تواند دستیابی به آن ها را آسان تر کند. از این روی، توسعه بر مبنای خواسته هر اجتماع، باید بتواند برای معضلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، راه حلّ درستی بیابد تا بتوان در فضای به دور از تشنج و شتابزدگی به بخش اعظمی از مسائل پاسخ مناسب داد.

باید توجه داشت که در بحث توسعه نباید فقط و فقط در جریان اقتصادی غوطه ور شود، بلکه توسعه اقتصادی محرک قدرتمندی خواهد بود که می تواند بخش بزرگی از معضلات فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی جامعه سنتی را وارد یک گفتمان برابر کند.
این در حالی ست که بخشی از جامعه با برطرف شدن نیاز های اولیه شان قادر خواهند بود، وارد دیالوگ برابر شده و به گفتمانی در شرایط متوازن بپردازند.
«گفتمان متوازن» مهم ترین پیش فرضی ست که می تواند در جوامع متکثر و متنوع از لحاظ نژادی، قومی و دینی احساس تبعیض را بزوداید و گام مهمی را به سوی «توسعه پایدار» بردارد، این نوع توسعه در آن تأمین مستمر نیازها و رضایتمندی افراد همراه با افزایش کیفیت زندگی انسان را مدنظر قرار می‌دهد.
توسعه پایدار محل تلاقی جامعه، اقتصاد و محیط زیست است.

پایداری شهری که با معیارهایی نظیر عدالت اجتماعی، مشارکت شهروندی و همبستگی اجتماعی، افزایش کارآمدی نهادهای اجتماعی، ارتقاء فرهنگ شهروندی و کارآمدی سیاست‌ها و برنامه های سیاست گذاری در حوزه کلان شهری و بهینه سازی مناسبات مدنی قوام می‌یابد، آرمانی برای کیفیت پویایی زندگی شهری است.
لذا آن چه امروز در خصوص کلانشهر اهواز مهم جلوه می دهد، رفع تبعیض سراب گونه، ناشی از بی کافیتی ها در تصمیم گیری های کلان استان و این کلانشهر ست و تمرکز ویژه نسبت به فعال کردن شاخص ها و موتور های محرکه توسعه اقتصادی ست.

محمد نبهان، ۱۰٫ Jun .2020

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *