تپش مذاکره، تنش امریکا


۱- تحلیل شما در خصوص اتفاقات اخیر امریکا، و نیز بازتاب آن در غرب و خاورمیانه چیست ؟

اتفاقات اخیر امریکا و جریان جورج فلوید همانند جرقه ای در انبار باروت بود، در بطن جامعه آمریکا جریان های مختلف و تاثیر گذاری وجود دارد؛ همانند مهاجران چه بخش آفریقایی تبارها، لاتین تبارها و حتی جمعیت کثیر مسلمانان و نیز دیگر اقلیت ها ..
نباید فراموش کنیم که همیشه این گروه ها در سطوح مختلف درگیر تبعیض و نژادپرستی بوده اند، همواره و به طور سیستماتیک این اتفاق رخ داده، تفاوتی هم نمی کند که چه کسی رئیس جمهور می شود فضای حاکم و روش اداره کشور از یک سیستم واحدی تبعیت می کند.
نگاه بالا به پایین، فاصله گذاری ها و تبعیض نسبت به شرقی ها و حتی بومیان امریکا – از زمان تولد امریکا – با شکل های جدید و لعاب های مختلف دائماً در تاریخ این کشور باز تولید، تقویت و به حیات خود ادامه داده است، این سیستم و این نوع نگاه، خودش را در فضای سرمایه داری به جهان تحمیل و برده داری نوین صنعتی را پایه ریزی کرد.
فراموش نکنیم خیل عظیمی از مردم امریکا مهاجر اند و تحریک گسل محرومیت، تبعیض، فقر و حتی مخالفین نظام سیاسی امریکا را به طور متکثر و در عین حال متوحد در مناطق مختلف به چالش جدی کشیده است.
نکته ظریف این نا آرامی ها علیه نژاد پرستی در تداوم و گستردگی آن به صورت کاملا واضح قابل مشاهده است، این جریان عملا در خاورمیانه بر مناطق بحرانی و خصوصا بر کشور هایی که کاملا به نظام امریکایی تکیه دارند، تاثیر خود را به مرور خواهد گذاشت.

۲- به خاورمیانه برویم جایی که رژیم اشغالگر صهیونیستی مدت هاست در حاکمیت سیاسی خود دچار اختلاف و بحران داخلی شده است به عقیده شما بحران امروز امریکا تا چه اندازه می تواند رژیم صهیونیستی را وارد تنش جدیدی کند؟

نگرانی های امروز رژیم صهیونیست ها و برخی از کشورهای منطقه از این نا آرامی ها و اتفاقات اخیر بسیار ملموس است، امروز امریکا به عنوان یک قدرت بلا منازع، یک پدر دلسوز تعیین کننده مناسبات قدرت در جهان و به ظاهر صاحب مشروعیت تام، در نحوه تصمیم گیری کاملا ضعیف و ناتوان ظاهر شده و از سوی دیگر با عدم مقبولیت روز افزون سیاست های بین المللی اش در سطح جهان و ناتوانی در حل بحران های منطقه ای، به طور القایی آن کشور ها و علی الخصوص رژیم صهیونیستی را نیز دچار ضعف راهبردی و تشویش در سیاست های بین المللی کرده است.
نکته دیگر نحوه عملکرد کاملا متفاوت ترامپ در مدیریت بحران های داخلی ایالات متحده امریکاست، او نتوانست همانند رؤسای جمهوری پیشین به سادگی از این بحران گذر کند، خصوصاً این که موج پاندمی کرونا نیز فشار وارده را به حد و مرز غیر قابل کنترل رساند و مشخصا ترامپ و تیم اش را به یک جریان منفعل تبدیل کرد که به جای مدیریت دقیق بحران خود منشاء تولید بحران شد.

۳- به عقیده خیلی از کارشناسان ترامپ ناخواسته با اتخاذ برخی از سیاست های نادرست در قِبال اروپا و دیگر مناطق بحران خیز سبب انشقاق روابط دوستی بین ایالات متحده امریکا و اروپا شده و نیز مقدمات و زمینه فروپاشی نظام سرمایه داری را ناخواسته مهیاء کرده است؟ نظر شما در این خصوص چیست؟

چهره عریان سیاست های راهبری ترامپ آن قدر در جهان زشت رونمایی می شود که جهان از ابر قدرتی امریکا به سطح انزجار رسیده اند، این سطح از تنفر به اکثریت زمام داران سیاسی نیز سرایت کرده به طوری که بسیاری از کشور ها خصوصا اروپایی ها در مناسبات با امریکا در حال تجدید نظر جدی هستند. آن ها نمی خواهند منافع ملی و مناسبات اقتصادی خود را با تنفر به وجود آمده از سیاست های زورگویانه امریکایی ها در خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای شرقی و امریکای جنوبی ذبح کنند. لذا این انشقاق سیاسی ما بین اروپایی ها و امریکایی ها در آینده قابل پیش بینی ست و این امر یکی از بزرگ ترین نکات فروپاشی نظام سرمایه داری و سقوط حاکمیت دلار در جهان خواهد بود.

۴- اکنون جهت گیری اپوزیسیون ایران ساکن امریکا در رابطه با اتفاقات اخیر و نیز با تقابل شان با این نوع دمکراسی و آزادی آمریکایی چگونه است ؟

در رابطه با اپوزیسیون ایران، لازم می دانم که پیش از ورود به این بحث این نکته را یاد آور شوم که این اپوزیسیون، همان اپوزیسیون لس آنجلسی ست، اپوزیسیونی کاملا مبتذل و نژادپرست که بزرگترین صادرات اش نفرت پراکنی ست و مهم ترین کالایی که می تواند به خوبی تولید کند دگرستیزی ست، این شاکله ده ها سال است که به اعتقاد خودشان در فضای آزاد غرب زیسته اند اما بلواقع هنوز نتوانسته اند دیگری را بپذیرند، هنوز در مرحله ای هستند که می گویند عرب بد است، افغان بد است و آن ها، بلوچ و ترک و کرد و .. آن دیگری ما هستند و ایران یعنی ما و ما یعنی ایران.
این اپوزیسیون یک اپوزیسیون بی ریشه است به این معنی که معیار و هدف اش تنها در پول و کسب قدرت خلاصه می شود.
خصوصیت بارز دیگر آن ها این است که از هر اهرم فشار ولو علیه هم وطنان خودشان نیز حمایت می کنند، نمونه بارز آن حمایت های گسترده از تحریم های اقتصادی علیه مردم ایران که به طور متمرکز فشار را بر دوش مردم و هم وطنان خودشان وارد آورده است.
این اپوزیسیون در قبال مسئله امروز جهان [ تبعیض نژادی] حرفی برای گفتن ندارد، در مقابل موج ضد نژاد پرستی گسترده در سطح جهان بهت زده است و نمی داند که بایستی چه کند و چگونه با منشاء و هویت شکل ساخت خود که با اتکا بر نژادپرستی بنا شده است به تفاهم برسد !
امروز قطعا این اپوزیسیون در جهان مقبولیت پیدا نمی کند و ندارد، خصوصا از سوی جوانان که برای حقوق اقلیت ها و نفی هرگونه تبعیضی چه در قِبال عرب ها، افغان ها، ترک ها، کردها، بلوچ ها، آفریقایی ها و … به تلاش جدی افتاده اند.

روی دیگر این سکه، اپوزیسیون بی سوادی ست که از حربه اسلام ستیزی، با تکیه بر شمایل آراسته و حمایت رسانه های جهت دار سعی می کنند از لحاظ روانی خود را مهم جلوه داده و با تهییج بخشی از احساسات مردمی در درون کشور جریان سازی کنند، و نکته جالب دیگر این است که آن ها با اینکه می دانند بیش از ۹۰ درصد مردم اعتقادات راسخی به دین اسلام دارند و نیز جامعه ایران متشکل از اقوام مختلف است، هنوز دست از تلاش های مذبوحانه خود بر نداشته اند، تلاش هایی که نشان می دهد آن ها به شدت دنبال تحریک گسل های موجود در بستر جامعه دارند.

لذا در تحلیل این اپوزیسیون می توان از آن به عنوان اپوزیسیون اجاره ای توسط سیستم های اطلاعاتی امریکایی و صهیونیستی نیز نام برد که دائما سعی می کنند با رویکرد پوپولیستی و با ابزار های مهمی چون توده های نا آگاه جامعه بر تشدید گسل های موجود در جامعه تکیه کنند و حوادث بسیار جزئی را با شارژ های متناوب – این توده در زمان های مشخص- به سادگی به یک بحران گسترده تبدیل کنند.

۵- دیدگاه شما نسبت به سخنان اخیر برخی از مسئولان کشور در قبال این که ایران هرگز با امریکا وارد مذاکره نخواهد شد چیست ؟

در رابطه با سخنان برخی از عزیزان مسئول باید عرض کنم بله ایران وارد مذاکره مستقیم با امریکا نخواهد شد، ما با کیس های متنوعی از مذاکرات سیاسی، اقتصادی و .. دولت ترامپ با کشور های چین، روسیه، و حتی برخی از کشور های اروپایی روبه رو بوده ایم، نهایتا تجربه نشان داد کلیه این مذاکرات در سطوح مختلف بی نتیجه، سست پایه بوده و تنها جنبه تبلیغاتی برای امریکایی ها به ارمغان داشته و برای طرف مقابل به عنوان یک مذاکره فشل قلمداد می شده است.
نکته جالب دیگر در درون کشور این است که طیف اصلاح طلب با آن که می دانند این مذاکره ها هیچ نتیجه ملموسی به همراه نخوهد داشت باز بر گزینه مذاکره پافشاری می کنند، گویی مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهند.

سیاست ایران بسیار واقع گرایانه و پراگماتیس است و در این شرایط که امریکا در هر نقطه ای از جهان حامل یک بحران و در خاک خود از بهم ریختگی و عدم کنترل و تسلط بر اوضاع رنج می برد، قطعاً هر نوع مذاکره ای جدی می تواند برای امریکا یک برگ برنده محسوب شود لذا بعید می دانم تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری ترامپ اتفاق خاصی در این خصوص رخ دهد.

۵- شرایط جهان پس از کرونا را چگونه ارزیابی می کنید؟

جهان پسا کرونا جهان ملتهبی خواهد بود گرچه همه ما دوست داریم این وضعیت با سرعت و آرامش کامل به پایان برسد، چالش های اقتصادی جدی پسا کرونا در گام اول یقه نظام سرمایه داری را می گیرد چرا که صدای خورد شدن استخوان های طبقات فرودست کم کم به گوش می رسد و غرب قادر نخواهد بود این فشار های متراکم را با آرامش مهار کند، پیش بینی می شود که طبقه کارگری در غرب وارد فاز گسترده تری از اعتصابات خواهد شد کما این که به خوبی می بینیم جریان ضد تبعیض نژادی در آمریکا در اروپا به شکل های مختلفی علیه وضعیت نامناسب معیشتی نیز سویچ پیدا کرده است.
در واقع این پاندمی با مختل کردن موتور های فعال در نظام اقتصادی اروپا، جریان های اقتصادی این کشورها را عملا فلج کرده و این از هم گسیختگی در ساختار نظام سرمایه داری و نیز اختلاف در شیوه برخورد با این بحران از سوی سیاست مداران این کشور ها سبب شده، از آن غول یک پارچه قدرتمند اقتصادی در آینده چیزی جز یک نظام شکست خورده اقتصادی نبینیم !
باید توجه داشت که حیات اقتصادی امریکا زاده، سیاست چپاول، جنگ، تخریب و کودتاهای گسترده در کشور های دیگر است، با این پیش فرض مسلم جریان کرونا و سپس قتل بی شرمانه فلوید توسط پلیس امریکا سبب شد معادله سیاسی امریکا دچار عدم توازن شده و تنش در قلب امریکا بشدت گسترش یافت، به طوری که این نا آرامی ها به سوی سیاست های غلط امریکا در قِبال دیگر کشور ها سوق پیدا کرد، اتفاقی که شاید خود امریکایی ها هرگز به آن نمی اندیشیدند.
در گفتگو های گذشته ام با شبکه های خبری، برخی نشریات و نیز در روزنامه نیویورک تایمز مشخصا اشاره کرده بودم که کرونا علیه رفتار های زیاده خواهی امپریالیزم خواهد شورید؛ سخنان بیل گیتس، کسینجر و حتی  یووال نوح هریری یهودی طی یادداشتی که در روزنامه لوموند فرانسه در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۲۰ با کمال وقاحت بیان می کند و گفت:  ” باید در انتظار آن بایستیم که با دوزخی از بیماری‌های عفونی فروبرویم که امواج مرگبار آن یکی پس از دیگری از راه برسند.”
اما می بینیم امروز غرب و امریکا در حالتی از عدم توازن قرار گرفته است. تمام پیش گویی های آن ها درباره دنیای پسا کورنا، مرگ و میر بیش از سی میلیون انسان، تباه شدن آینده جهان و زندگی فردی با فاصله گذاری و تغییر بافت اجتماعی آن به گونه ای تعبیر می شد که آنان در جزیره امان قرار گرفته و دنیایی غیر خودی گرفتار آن خواهد شد، در صورتی که همه چیز آن طور که گفته می شد پیش نرفت و آن چه که پیش بینی نمی شد این بود که کرونا علیه سیاست های نفرت پراکنی، تبعیض و نژادپرستی برخواسته و درست آن رؤیای امریکایی و غربی خود برتر بینی را در قلب خود نشانه رفته است.
گویی کارکرد این ویروس حذف ویروس بزرگتری به نام امپریالیزم است.

۶- سخن آخر قیس قریشی، فعال رسانه ای و کارشناس مطالعات منطقه ای – خاور میانه …

و در اخر تشکر می کنم از وقتی که برای من گذاشتید از شما و همه همکارانتان کمال سپاس را دارم اما ان چیزی که باید به عنوان سخن آخر اشاره کنم این است که خوشحالم در اهواز نگاه رسانه ای این قدر با دقت و حرفه ای دنبال می شود، حقیقتاً ایجاد کردن چنین فضاهایی جهت گفتگو کار بزرگی ست به هر حال ما در خاورمیانه کمتر با فضای گفتگوی متوازن رو به رو هستیم، کمتر گوش می دهیم ما هنوز بلد نیستیم با همدیگر درست صحبت کنیم، بلد نیستیم گفتمان کنیم و حتی در قبال تحمل رای مخالف غالباً نا باورانه منفعل می شویم و بحث و حتی گفتمان صحیح را از ریل خارج می کنیم.
شاید باورتان نشود اساس اختلاف ها و دشمنی های بی اساس اکثرا در عدم رعایت اصول گفتمان صحیح صورت می پذیرد، شما وقتی نمی توانید سخن مخالف را بپذیریت در همان نقطه گوش شما هرگز چیزی را نخواهد شنید و بلا فاصله لب به سخن می گشاید این فرایند سبب می شود که عملا دو نفر که هدف و غایت مشترکی در گفتمان دارند، در عین اشتراک در رای به شدت بایکدیگر مخالف خواهند بود. بدون آن که اصلا بدانند که طرف مقابل با او هم رای است.
لذا وقت آن رسیده که باید در فرهنگ مان تغییری ایجاد کنیم و از فضای سیاه و سفید خارج شویم، رسانه شما و باقی رسانه ها می بایست بستر چنین گفتمانی را ایجاد کنند تا این فرهنگ به تدریج اشاعه پیدا کند. متشکرم

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *