خشونت علیه زنان

نویسنده: زهره طاهری هشی


در ابتدا تعریفی از خشونت علیه زنان ارائه شده است این نوع خشونت عبارت است از هرگونه عمل خشونت آمیز بر مبنای جنسیت که به آسیب یا آزار جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدید یا اجبار یا محروم کردن زنان از آزادی.و در مورد نفی خشونت علیه زنان در اسناد بین المللی است و داد خواهی از قانون وقتی قانون دیه زنان را نابرابر قرار می دهد, وقتی اجازه تعدد زوجات به مردان می دهد و … با نوعی خشونت قضائی با زنان مواجه می شویم. رفتارهای خشونت آمیز دام نه وسیعی را در بر می گیرد یعنی علاوه بر کتک زدن, پرتاب اشیاء, هل دادن و سایر رفتارهایی که جنبه فیزیکی دارند برخی رفتارهایی که بیشتر جنبه هیجانی دارند نیز در زمره رفتارهای خشونت آمیز قرار می گیرد. اینکه پوشش زنان به عنوان عامل افزایش خشونت خیابانی است و تعبیرهای جامعه شناختی خشونت گویای این است که شرایط خاص فرهنگی, اجتماعی و تاریخی زمینه بروز خشونت را فراهم می آورد.از جمله پیامدهای خشونت این که باعث افسردگی و خدشه دار شدن امنیت و خودکشی زنان می شودو از موارد راهکار ها می توان به باورهای غلط فرهنگی از قبیل برتری مرد نسبت به سایر اعضای خانواده، فراهم کردن امکانات تحصیل, درآمد بیشتر و … اشاره کرد.

 

سازمان بهداشت جهانی نیز خشونت علیه زنان را چنین تعریف کرده است: “هر نوع رفتار خشن و وابسته به جنسیت که موجب آسیب جسمی، روانی یا رنج زنان می‌شود، چنین رفتاری می‎تواند با استفاده از تهدید، اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی در جمع یا خفا رخ دهد” . خشونت فیزیکی قابل مشاهده است اما گاهی اوقات خشونت هایی مثل بی توجه بودن، دروغ گفتن، وادار کردن زن به ترک خانه، تهمت زدن و … وجود دارند که آثار آنها به چشم نمی آید ولی تحمل شان برای خانم بسیار سخت است. در حقیقت هر نوع سرزنشی حتی مسخره کردن وزن همسرتان و یا رفتارشان می تواند خشونت به حساب بیاد.

خشونت عليه زنان سازمان بهداشت جهاني در اولين مطالعه خود درباره خشونت عليه زنان نتيجه گرفته است كه در هر ۱۸ ثانيه يك زن مورد حمله يا بدرفتاري قرار مي گيرد. حتي باردار بودن، زنان را از خشونت مردان مصون نمي دارد. ۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمريكايي مورد آزار جسمي شوهرانشان قرار مي گيرند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها به هنگام بارداري نيز مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند. همچنين از هر ۱۰ قرباني زن سه نفر توسط شوهر يا ساير مردان كشته شده است. در شيلي ۶۳ درصد زنان مورد آزار جسمي قرار مي گيرند. ۴۱ درصد زنان هند بر اثر آزار جسمي همسران خود دست به خودكشي مي زنند. در بنگلادش بيش از ۵۰ درصد قتل ها ناشي از خشونت مردان است. متأسفانه در مورد ايران هرگز آمار درست و مشخصي در مورد خشونتي كه در خانه بر زنان اعمال مي شود منتشر نشده است. از طرفي باورهاي مردسالار به نوعي اين خشونت را طبيعت مرد مي داند و سعي مي كند آن را توجيه كند و به زنان مي قبولاند كه زن با لباس سفيد به خانه بخت مي رود و هر چه كه بر سرش آيد بايد با كفن سفيد از آن بيرون بيايد. خشونت عليه زنان جا و مكان خاصي ندارد. در خانه ، خيابان يا محل كار.

عوامل خشونت عليه زنان عامل اصلي خشونت عليه زنان را مي توان در تبعيضي يافت كه مانع از برابري زن با مرد در زندگي مي شود. خشونت هم در تبعيض ريشه دارد و هم به آن دامن مي زند. از آنجايي كه بسياري از دختران و زنان حاضر نيستند خشونت خانگي را به پليس گزارش دهند يا نيروي قضايي در برخي كشورها به شكايات در اين زمينه ترتيب اثر نمي دهد و آن را موضوعي خصوصي قلمداد مي كند، آمار خشونت خانگي دقيق و منعكس كننده واقعيات نيست. با اين حال آمار جمع آوري شده همچنان تكان دهنده است.

به گفته سازمان عفو بين الملل خشونت در خانواده بيش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده اي عامل مرگ يا معلوليت جسماني زنان اروپايي در گروه سني ۱۶ تا ۴۴ سال است. اما برخي كشورها با كمك سازمان هاي بين المللي مدافع حقوق بشر دست به ابتكارات تازه اي براي مهار اين روند كرده اند.   آمار جهاني همچنان ترس آور بنابر تخمين دولت روسيه احتمالاً در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۴ هزار زن توسط اقوام خود به قتل رسيده اند. با اين حال در اين كشور قانوني براي مقابله با خشونت خانگي ندارد. در آفريقاي جنوبي تعداد زناني كه در خانه به ضرب گلوله كشته مي شوند بيش از آنهايي است كه در خارج خانه و توسط فردي غريبه به قتل رسيده اند. افكار سنتي در اين گونه كشورها باعث شده كه آماري مستند از ميزان حوادث خانگي در دست نباشد. سازمان عفو بين الملل اخيراً با اشاره به خشونت خانگي عليه زنان در جوامع سنتي جهان گفت در كشوري مانند افغانستان كه سنت هاي زندگي فئودالي بسيار ريشه دار است، به زن به چشم دارايي نگاه مي كنند و تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات مي ماند.   فيزيكي، رواني، اقتصادي و جنسي را تجربه مي كنند.

وي گفت: خشونت فيزيكي شيوه هاي آزار و اذيت جسماني، ضرب و جرح، كشيدن مو، سوزاندن و هل دادن را شامل مي شود كه اين نوع خشونت ممكن است براي همه زنان بدون توجه به نوع تحصيلات، نژاد و وضعيت خانوادگي روي دهد. خشونت رواني وی خشونت روانی را شامل رفتار قلدرانه براي تحقير زن، تهديد به آزار و يا كشتن وي يا افراد خانواده اش، دشنام، استهزاء، ممنوعيت ملاقات با دوستان و زنداني كردن در منزل برشمرد. او افزود: اين نوع خشونت موجب بروز روحيه پوچي و يا خود نابودسازي، گريز از مشاركت اجتماعي و اضطراب  در زنان مي شود. وي ندادن خرجي، سوءاستفاده مالي از زن و صدمه زدن به وسايل مورد علاقه او را از جمله موارد خشونت اقتصادي عليه زنان برشمرد و گفت: در بسياري از كشورها زنان نيروي كار بدون مزد و فاقد درآمد هستند و همين عامل زمينه اي براي بروز خشونت اقتصادي نسبت به آنان مي شود به طوري كه در برخي موارد زنان حتي حق دخل و تصرف در اموال خود را نيز ندارند.

وي از استفاده قهرآميز بدون رضايت زن، اجبار در روابط زناشويي غيرمتعارف، عدم اجازه استفاده از وسائل پيشگيري از حاملگي ناخواسته و بي توجهي به نيازهاي جنسي زن را از نمونه هاي خشونت جنسي عليه زنان نام برد. خشونت جنسي سال اول ازدواج، دوران تنگناي مالي، تولد فرزندان و ميانسالي » از پرخشونت ترين دوران زندگي زنان به شمار مي رود . او سردمزاجي، نارضايتي جنسي و انواع انحرافات را از پيامدهاي اين نوع خشونت در زنان دانست. و اين كه آزار جنسي در محل كار در بسياري از كشورهاي دنيا آمار بالايي دارد گفت: در انگليس از هر ۱۰ زن هفت نفر در دوره زندگي شغلي دچار آزار جنسي مي شوند. اين پژوهشگر افزود: براساس تحقيقات انجام شده بر روي ۱۰۰ هزار پرونده در سال ۱۳۸۰ در ۲۸ استان كشور «سال اول ازدواج، دوران تنگناي مالي، تولد فرزندان و ميانسالي» از پرخشونت ترين دوران زندگي زنان به شمار مي رود.
وي گفت: براساس اين تحقيقات زناني كه از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار مي گيرند پنج برابر بيشتر از ساير زنان در معرض آسيب هاي رواني و خطر خودكشي و شش برابر بيشتر در معرض اختلالات رواني قرار دارند. ادامه در

خشونت علیه زنان اصطلاحی تخصصی است که مانند جنایت برپایه بیزاری، برای توصیف کلی کارهای خشونت‌آمیز علیه زنان به کار می‌رود. این شکل از خشونت علیه گروه خاصی از مردم اعمال می‌شود و جنسیت قربانی، پایه اصلی خشونت است. سازمان‌ها و کشورهای جهان می‌کوشند با برنامه‌های گوناگون با خشونت علیه زنان مبارزه کنند.

خشونت ضد زنان

خشونت علیه زنان می تواند به شیوه های مختلف و ناشی از موقعیت های مختلف، رخ دهد:

تجاوز جنسی

زنان رایج ترین قربانیان تجاوز هستند، که اغلب مرتکب شوندگان تجاوز، مردانی که با آنها آشنا هستند. میزان گزارش‌ها، پیگرد قانونی و محکومیت برای تجاوز به طور قابل توجهی در حوزه های مختلف قضایی متفاوت است و به نوعی نگرش جامعه نسبت به چنین جنایاتی را نشان می دهد. این جرایم خشونت آمیز که بالاترین میزان را دارد از همه کمتر مورد توجه قرار گرفته است

تجاوز به همسر

تجاوز به همسر زمانی به طور گسترده توسط قانون نادیده گرفته می شد و یا اینکه از آن چشم پوشی می شد، و امروزه به عنوان خشونتی ناپذیرفتنی علیه زنان محسوب می گردد و توسط انجمن بین‌المللی انکار شد و با متخاصم ها شدیداً مثل مجرم رفتار شد. هنوزه در بسیاری از کشورها تجاوز به همسر قانونی است و یا اینکه غیرقانونی است اما اغلب تحمل شده و یا به عنوان حق همسر پذیرفته شده است.

خشونت خانگی

زنان بیشتر در معرض قربانی شدن توسط کسی که با آنها محرم هستند قرار دارند، که به طور کلی “خشونت محارم” نامیده می شود. (IPV)

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری به ازدواجی گفته می شود که یک یا هر دوی طرفین برخلاف خواسته خود مجبور به ازدواج شده باشد. ازدواج های اجباری در جنوب آسیا، خاور میانه، و آفریقا رایج است. سنت های مهریه، جهیزیه، که در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد که در این کار همکاری و کمک می کند. ازدواج اجباری همچنین گاهی در نتیجه جدال بین دو خانواده صورت می گیرد که جدال توسط گرفتن دختر از یک خانواده توسط خانواده دیگر “ختم یا حل و فصل” می شود.

سوءاستفاده مربوط به ترجیح دادن فرزند پسر

ترجیح فرزند پسر، سنتی است که ریشه در نابرابری جنسیتی دارد که در بسیاری از کشورها رایج است و بین مذاهب و طبقات مختلف نیز یافت می شود

اسید پاشی

اسید پاشی یا حمله با اسید به عمل پاشیدن اسید روی بدن یک فرد “با هوشیاری کامل و با هدف آسیب زدن یا بدشکل کردن آنها به خاطر حسادت یا انتقام” گفته می شود.

بدرفتاری با بیوه ها

بیوه، زنی است که همسرش از دنیا رفته باشد. در برخی از قسمت های جهان، بیوه زن ها هدف بسیاری از سوءاستفاده ها که اغلب از سنت هایی همچون وراث بیوه زن، قرار می گیرند.

قوانین نابرابر

برخی کارشناسان، قوانین جزایی نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال زنان را از «خشن‌ترین قوانین جهان» دانسته‌اند. حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی در این مورد در سال ۲۰۱۰ این موضوع را زیر نور مجامع بین‌الملل قرار داد

در حال حاضر اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایران رجال را واجد شرایط برای مقام‌های بلند دولتی می‌داند و مراد از آن را فقط مردان تفسیر می‌کنند، و نظام عدالت ایران شهادت زن را برابر نصف شهادت یک مرد می‌داند.[  برخی روحانیون حضور یک زن به عنوان ورزشکار جلودار تیم ملی المپیک ایران در مراسم افتتاحیه المپیک ۲۰۰۸ پکن را مورد انتقاد قرار داده‌اند. یوسف صانعی با قوانینی همچون قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ که برخی آن را زن‌ستیز نامیده‌اند،به مخالفت برخاست

لایحه تأمین امنیت زنان علیه خشونت

از آنجا که خشونت علیه زنان، نقض حقوق بشر تلقی می‌شود، لایحه تأمین امنیت زنان علیه خشونت در دستور کار دولت یازدهم قرار گرفته و جلسات متعدد و تدابیر بسیاری در این راستا لحاظ شده‌است. به‌علاوه با همکاری مرکز آمار ایران، شاخص‌های بومی برای کمک به کاهش خشونت‌ها در حال تدوین است. شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور گفت:

رفع خشونت علیه زنان بسیار بلند پروازانه است اما آرزو می‌کنیم این اتفاق به وقوع بپیوندد.

حادثه اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان مربوط به اسیدپاشیهای پیاپی به ناحیه صورت زنان بدون چادر در شهر اصفهان است که در مهرماه ۱۳۹۳ خورشیدی به وقوع پیوست. در جریان این اسیدپاشی‌ها، حداقل چهار دختر یا زن جوانمورد حمله قرار گرفته‌اند که منجر به مرگ یکی از آن‌ها گردیده‌است. برخی گزارش‌ها شمار قربانیان اسیدپاشی در اصفهان را ۱۵ نفر اعلام کرده‌اند خبرهای اسیدپاشی در اصفهان، امنیت مردم شهر را مختل کرد، زنان و دختران شهر کمتر در معابر عمومی پدیدار می‌شدند. خبر این حوادث نخستین بار به صورت رسمی از خبرگزاری ایسنا منتشر گردیداین اولین بار نیست که اسیدپاشی در ایران رخ می‌دهد و این اتفاق پیش از این نیز بارها تکرار ده‌است اما نکته‌ای که این بار مردم را به شدت پریشان کرده وجه تروریستی این حادثه است در سال ۱۳۹۳ اسید پاشی به صورت زنان زمانی اوج گرفت که مقامات حکومتی در مجلس تصویب طرح امر به معروف و نهی از منکر را به پیش بردند.این طرح اختیارات زیادی به بسیجی ها و ماموران لباس شخصی رژیم می داد.

سرکوب زنان ایران در استادیوم‌های ورزشی

برای مدتها زنان ایران از ورود به استادیوم‌های ورزشی ممنوع بودند بعد از آن هم مورد اذیت و آزار نیروهای انتظامی قرار می گیرند. در تاریخ ۱۸ مهر ۹۸ در استادیوم آزادی تهران نیروهای ویزه انتظامی به یک دختر تماشاچی هجوم آورده پس از ضرب و شتم او را دستگیر کرده و با خود می‌برند. علت حمله این بود که این دختر تراکتی در یادبود «دختر آبی»را بالا برده بود

سوال های متداول: انواع خشونت علیه زنان و دختران

خشونت علیه زنان و دختران یکی از رایج ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان است که هر روز بارها و بارها در اقصی نقاط جهان رخ می دهد.

خشونت علیه زنان و دختران یکی از رایج ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان است که هر روز بارها و بارها در اقصی نقاط جهان رخ می دهد. این مسئله عواقب جدی کوتاه مدت و بلند مدت جسمی، اقتصادی و روانی بر زنان و دختران دارد و از مشارکت کامل و برابر آنان در جامعه جلوگیری می کند. میزان تأثیرگذاری آن، چه در زندگی افراد و خانواده ها و چه در کل جامعه، غیر قابل اندازه گیری است.

شرایط ناشی از همه گیری – از جمله قرنطینه، کاهش تحرک، افزایش انزوا، فشار روانی و ناپایداری اقتصادی – منجر به جهش نگران کننده ای در خشونت خانگی شده و زنان و دختران را بیش از پیش در معرض انواع دیگر خشونت ها، از ازدواج کودکان  گرفته تا آزار و اذیت جنسی در اینترنت قرار داده است. سوال های متداول حاضر مروری اجمالی بر انواع خشونت ها، به همراه سایر اصطلاحات متداول است که هر کنشگر برابری جنسیتی باید در مجموعه عبارات و واژگان خود داشته باشد.

  • واژه های مهم

خشونت مبتنی بر جنسیت

خشونت مبتنی بر جنسیت (GBV) به اعمال زیانباری گفته می شود که متوجه شخص یا گروهی از افراد، بر اساس جنسیت آن ها، شود. این امر ریشه در نابرابری جنسیتی، سواستفاده از قدرت و معیارهای اجتماعی آسیب رسان دارد. اصطلاح آن در درجه اول برای تأکید بر این واقعیت است که نابرابری ساختاری و مبتنی بر جنسیت در قدرت، زنان و دختران را در معرض خطر انواع خشونت قرار می دهد. در حالی که زنان و دختران به طور نامتناسبی از خشونت مبتنی بر جنسیت رنج می برند، مردان و پسران نیز می توانند هدف این نوع خشونت قرار گیرند. زمانی که به خشونت مربوط به معیارهای مردانگی/ زنانگی و/ یا معیارهای جنسیتی اشاره شود، این واژه گاهی برای توصیف خشونت هدفمند علیه سایر جمعیت ها (+LGBTQI) نیز استفاده می شود.

خشونت علیه زنان و دختران

خشونت علیه زنان و دختران به عنوان هر نوع خشونت مبتنی بر جنسیت تعریف می شود که منجر به آسیب فیزیکی، جنسی یا روحی یا رنج زنان و دختران بشود؛ از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی، اجبار یا محروم کردن خودسرانه فردی از آزادی، چه در ملا عام و چه در زندگی شخصی صورت بگیرد. خشونت علیه زنان و دختران مشتمل بر و نه محدود به خشونت های جسمی، جنسی و روانی در خانواده یا در جامعه عمومی است، و توسط دولت مرتکب شده یا از آن چشم پوشی می شود.

بازمانده از خشونت

واژه بازمانده از خشونت به هر شخصی که خشونت جنسی یا مبتنی بر جنسیت را تجربه کرده باشد گفته می شود. این واژه با اینکه معنی مشابهی با «قربانی» دارد، اما عموما بر آن ترجیح داده می شود زیرا بر تاب آوری دلالت می کند.

رضایت

نه یعنی نه. بله یعنی بله. رضایت توافقی بین طرفین برای انجام فعالیت جنسی یا عقد ازدواج است. رضایت باید آزادانه و فعالانه داده شود و توسط فردی که تحت تأثیر مواد مخدر یا الکل است یا فردی که زیر سن قانونی باشد قابل اخذ نیست. رضایت مشخص و معین است، به این معنی که رضایت به یک عمل به معنی رضایت برای سایر اعمال نیست و قابل نقض است، به این معنی که ممکن است در هر زمان لغو شود.

انواع خشونت علیه زنان

خشونت خانگی

خشونت خانگی، که گاهی سوءاستفاده خانگی یا خشونت از سوی شریک زندگی نیز خوانده می شود، به هر گونه الگوی رفتاری اطلاق می شود که برای به دست آوردن یا حفظ قدرت و تسلط علیه شریک زندگی اعمال می شود. این تعریف، شامل کلیه اعمال جسمی، جنسی، احساسی، اقتصادی، روانی و یا تهدید به انجام آن اعمال است که شخص دیگری را تحت تاثیر قرار می دهد. خشونت خانگی، یکی از رایج ترین انواع خشونت است که زنان در سطح جهان  آن را تجربه می کنند.

خشونت خانگی می تواند شامل این موارد شود

خشونت اقتصادی

  • شونت اقتصادی شامل ایجاد یا تلاش برای ایجاد وابستگی مالی شخص به وسیله کنترل کامل منابع مالی، جلوگیری از دسترسی به پول، و/ یا منع از حضور در مدرسه یا مشاغل است.

خشونت روانی

  • خشونت روانی شامل ایجاد ترس از طریق ارعاب، تهدید به صدمه جسمی به خود، شریک زندگی یا دیگران، آسیب زدن به حیوانات خانگی یا اموال، به بازی گرفتن ذهنی، یا اجبار به دوری از دوستان، خانواده، مدرسه و / یا کار است.

خشونت احساسی

  • خشونت احساسی شامل تضعیف حس خود ارزشمندی از طریق انتقاد مداوم، کم ارزش کردن توانایی های دیگری، اسم گذاری بر روی شخص و سایرٖ سوءاستفاده های کلامی، آسیب رسانی به رابطه میان شریک زندگی با فرزندان و یا منع ملاقات شریک زندگی با دوستان و اعضای خانواده می شود.

خشونت جسمی

  • خشونت جسمی شامل آسیب رساندن و یا تلاش برای صدمه زدن به شریک زندگی از طریق ضربه، لگد زدن، سوزاندن، گرفتن، نیشگون گرفتن، گاز گرفتن، محروم کردن از خدمات پزشکی یا اجبار به مصرف الکل و/ یا مواد مخدر، یا استفاده از سایر نیروی جسمانی است. این مورد می تواند شامل آسیب زدن به اموال نیز باشد.

خشونت جنسی

  • خشونت جنسی شامل اجبار شریک زندگی به مشارکت در یک عمل جنسی بدون رضایت است.

زن کشی

زن کشی به قتل عمدی زنان به علت زن بودن آنان گفته می شود، اما در یک معنای گسترده تر به هرگونه قتل زنان و دختران نیز اطلاق می شود. زن کشی به دلایل خاصی با قتل مردان فرق دارد. به عنوان مثال، در بیشتر موارد زن کشی، شریک زندگی فعلی یا سابق زن مرتکب قتل می شود، و شامل این موارد نیز است: سوءاستفاده مداوم در خانه، تهدید یا ارعاب، خشونت جنسی یا موقعیت هایی که زنان در آن ها در برابر شریک خود از قدرت و منابع کمتری برخوردارند.

قتل ناموسی

  • قتل ناموسی، قتل یکی از اعضای خانواده، معمولاً یک زن یا دختر، به این دلیل است که مدعی می شوند فرد موجب بی آبرویی یا شرمساری خانواده شده است. این قتل ها غالباً مرتبط با عفت جنسی است و به این گمان است که اعضای زن خانواده مرتکب تخطی شده اند.

خشونت جنسی

خشونت جنسی هر عمل جنسی است که بر خلاف میل شخص دیگری انجام شود، درصورتی که این شخص رضایت نداده باشد یا نتواند رضایت بدهد زیرا شخص کودک است، دارای ناتوانی ذهنی است، یا در اثر مصرف الکل یا مواد مخدر به شدت مست یا بیهوش است.

خشونت جنسی می تواند شامل موارد زیر شود:

آزار و اذیت جنسی

  • آزار و اذیت جنسی شامل تماس بدنی غیر توافقی مانند گرفتن، نیشگون گرفتن، سیلی زدن یا مالش به گونه ای جنسی است. همچنین شامل موارد غیرفیزیکی، مانند متلک گویی، اظهار نظرهای جنسی درباره بدن یا ظاهر فرد، تقاضای محبت های جنسی، خیره شدن با ایجاد وسوسه جنسی، مزاحمت با تعقیب و نمایش دادن اندام های جنسی فرد است.

تجاوز جنسی

  • تجاوز جنسی هرگونه نفوذ بدون رضایت به مهبل (vaginal)، مقعد یا دهان شخص دیگر به وسیله هر قسمت بدن یا جسم است. این عمل می تواند توسط هر شخص آشنا یا ناآشنا برای بازمانده، در طول ازدواج و روابط، همچنین در هنگام مخاصمات مسلحانه باشد.

تجاوز جنسی اصلاحی

  • تجاوز جنسی اصلاحی نوعی تجاوز به عنف است که بر اساس گرایش جنسی یا هویت جنسیتی قربانی انجام شده است. هدف این است که قربانی را مجبور به انطباق با نا همجنس خواهی (heterosexuality) یا هویت جنسیتی غالب کند.

فرهنگ تجاوز

  • فرهنگ تجاوز محیط اجتماعی است که اجازه می دهد خشونت جنسی عادی و موجه شود. این مسئله ریشه در مرد سالاری دارد و نابرابری های مداوم جنسیتی و سوگیری ها در مورد جنسیت و گرایش جنسی به آن دامن می زنند.

قاچاق انسان

قاچاق انسان، کسب و بهره کشی از مردم از طریق ابزارهایی مانند زور، کلاهبرداری، زورگویی یا فریب است. این جنایت فجیع میلیون ها زن و دختر را در سراسر جهان گرفتار کرده است، که بسیاری از آنها مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند.

ختنه زنانه

ختنه زنانه (FGM) شامل روش هایی است که در طی آن به دلایل غیرپزشکی و به طور عمد، اندام های تناسلی زن را تغییر داده یا باعث آسیب آن می شود. ختنه زنانه به چهار نوع عمده طبقه بندی می شود و عملکرد و انگیزه های آن از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. ختنه زنانه یک هنجار اجتماعی است که معمولاً یک گام ضروری در آماده سازی دختران برای روند بزرگسالی و ازدواج تلقی می شود و معمولاً با اعتقادات به جنسیت و ارتباط آن با بیان مناسب جنسی همراه است. ختنه زنانه نخستین بار در ۱۹۹۷ از طریق بیانیه مشترک صادر شده از سوی سازمان جهانی بهداشت (WHO) ، صندوق کودکان سازمان ملل متحد (UNICEF) و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) تحت عنوان خشونت طبقه بندی شد.

کودک همسری

کودک همسری به هر گونه ازدواجی گفته می شود که یک یا هر دو همسر زیر ۱۸ سال داشته باشند. این مورد نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر است که بر اساس آن “ازدواج فقط با آزادی انتخاب و رضایت کامل طرفین انجام می شود.” احتمال کودک همسری در بین دختران بیشتر است که در نتیجه آن ترک تحصیل کرده و خشونت هایی از انواع دیگر را تجربه می کنند.

خشونت های آنلاین یا دیجیتال

خشونت بر خط (آنلاین) یا دیجیتال علیه زنان به هر نوع خشونتی گفته می شود که علیه زنان به دلیل زن بودن آن فرد با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات (تلفن های همراه، اینترنت، رسانه های اجتماعی، بازی های رایانه ای، پیام های متنی یا پیامک ، ایمیل و غیره) کمک یا تشدید شود.

خشونت آنلاین می تواند شامل موارد زیر باشد.

·      اذیت و آزار مجازی

  • آزار و اذیت مجازی (اینترنتی) شامل ارسال پیام های مرعوب کننده یا تهدیدآمیز است.

·      پیامک جنسی بدون رضایت

  • پیامک جنسی بدون رضایت شامل ارسال پیام ها یا تصاویر برهنه یا جنسی بدون رضایت گیرنده است.

·      نشرعمومی اطلاعات شخصی

  • شامل نشر عمومی اطلاعات خصوصی یا شناسایی اطلاعات مربوط به قربانی است.

 

عوامل اجتماعی، زمینه‌ساز اصلی خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان هرگونه رفتار خشن وابسته به جنسیت است، که موجب آسیب جسمی، جنسی یا روانی یا رنج زنان، شود؛ چنین رفتاری می‌تواند با تهدید، اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی صورت گرفته و در جمع یا خفا رخ دهد.

مسائل اجتماعی جامعه، پدیده‌های اجتماعی، اعم از شرایط ساختاری و الگوهای کنشی هستند که در مسیر تحولات اجتماعی قرار می‌گیرند. مسائل اجتماعی به عنوان پدیده‌های نامطلوب، اذهان صاحبنظران و افکار عمومی را به خود مشغول داشته‌اند و خشونت از جمله مسائل اجتماعی است که نه تنها متاثر از جنبه‌های مختلف حیات بشری است، بلکه برآن‌ها نیز تاثیر گذار خواهد بود.

خشونت را باید جزء آن دسته از اصطلاحاتی محسوب نمود که موارد استفاده متعددی یافته‌اند. در علوم مختلف، تعاریف متنوعی از خشونت ارائه شده است. نزدیکترین اصطلاح در روانشناسی به خشونت، واژه پرخاشگری است که مراد از آن رفتاری صدمه زننده و تخریب کننده است که از جانب فردی علیه فرد دیگر انجام می‌گیرد. در جرم‌شناسی خشونت را شامل اعمال و رفتاری دانسته‌اند که احساس ناامنی را در فرد و جامعه به وجود می‌آورد. همچنین گفته شده که خشونت علاوه بر جنایات پیش‌بینی شده در قانون، ممکن است اعمال دیگری را نیز که جنبه محرمانه نداشته باشد را در برگیرد.

خشونت علیه زنان شاید شرم‌آورترین و ننگین‌ترین مورد نقض حقوق بشر باشد

یکی از مساله‌های اجتماعی مهم که جامعه ما با آن درگیر است، مساله خشونت خانگی علیه زنان است. خشونت علیه زنان شاید شرم‌آورترین و ننگین‌ترین مورد نقض حقوق بشر است و تا وقتی تداوم دارد، قادر به برقراری عدالت و ایجاد توسعه و صلح در جهان نیستیم. مطالعات انجام شده حکایت از آن دارند که خشونت علیه زنان در تمامی کشورهای جهان وجود دارد و مرزهای فرهنگ، طبقۀ اجتماعی، تحصیل، درآمد و قومیت را درنوردیده است. در کشورهای مختلف بین ۲۰ تا ۵۰ درصد زنان خشونت فیزیکی و آسیب‌های جسمی را تجربه کرده اند. از آنجا که تعداد ارتکاب خشونت علیه زنان نسبتاً پنهان شده یا نادیده گرفته می‌شود به سختی می‌توان به آمار موثقی از آن دست یافت.

هر رفتار خشن وابسته به جنسیت که موجب آسیب جسمی، جنسی یا روانی در زنان شود خشونت علیه زنان است

پس از تلاش‌های فعالان حوزه زنان، سازمان ملل در قطعنامه مربوط به حذف خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ ،خشونت علیه زنان را به طور کلی اینگونه تعریف کرده است: «هرگونه رفتار خشن وابسته به جنسیت، که موجب آسیب جسمی، جنسی یا روانی یا رنج زنان، شود؛ چنین رفتاری می‌تواند با تهدید، اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی صورت گرفته و در جمع یا خفا رخ دهد»

خشونت علیه زنان دارای انواع مختلفی است: خشونت فیزیکی (جسمی): که به هرگونه رفتار غیر اجتماعی که جسم زن را مورد آزار قرار دهد اطلاق می‌شود.

خشونت روانی (عاطفی): رفتار خشونت‌آمیزی است که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار می‌کند.

خشونت اجتماعی: در این نوع خشونت زن تحت کنترل شدید مرد قرار دارد و در انزوای اجتماعی است

خشونت جنسی: از لمس کردن بدن زن تا تجاوز را در بر می‌گیرد.

خشونت اقتصادی (مالی): یعنی نداشتن امنیت اقتصادی به نوعی که زن به دلیل در اختیار نداشتن پول و ثروت خانواده کاملاً وابسته به مرد خانواده باشد.

مساله خشونت علیه زنان و نحوه برخورد با آن تابع هنجارها و ارزش‌های اجتماعی فرهنگی هر جامعه است

به نظر می‌رسد زنان دارای موقعیت‌های پایین‌تر اقتصادی و اجتماعی، موقعیت‌های بدتر خشونت را تجربه می‌کنند و عواملی مانند سطح سواد پایین، درآمد کم، فقر، منابع اندک و مشکلات ناشی از فرزندآوری در افرادی که به خشونت دست می‌زنند یا قربانی خشونت می‌شوند، قابل توجه است. ماهیت این پدیده در برخی از کشورها متفاوت است. برای مثال در کشور غنا، خشونت اعمال شده علیه زنان می‌تواند جنبه‌ای شبه مذهبی، اجتماعی- فرهنگی، جنسی، بدنی، عاطفی، روانی یا اقتصادی داشته باشد. شدت و بزرگی مساله خشونت علیه زنان و نحوه برخورد با آن تابع هنجارها و ارزش‌های اجتماعی فرهنگی هر جامعه است، بنابراین نوع برداشت و تعریف خشونت خانگی علیه زنان و عوامل زمینه‌ساز آن می‌تواند متفاوت و وابسته به نوع فرهنگ جامعه بوده و این تفاوت‌ها بیانگر گوناگونی سیاست‌ها و برنامه‌های پیشگیرانه در جوامع مختلف را توجیه می نماید.

متخصصان آسیب‌های اجتماعی در کشورهای غربی ادعا کرده‌اند که یک سوم تا یک پنجم زنان خانه‌دار مورد خشونت قرار می‌گیرند. در کشور ما نیز مانند سایر کشورها خشونت علیه زنان مسئله و معضلی اجتماعی است ولی تاکنون مطالعه اپیدمیولوژیک کاملی در این زمینه صورت نگرفته است. به دست آوردن آمار واقعی در مورد شیوع خشونت خانگی علیه زنان در داخل کشور امری دشوار است. به این علت که فرهنگ ایرانی همواره خشونت را موضوعی خصوصی در نظر گرفته و زنان قربانی این مساله را به سکوت و مطرح نکردن آن در عرصه عمومی جامعه ترغیب کرده است.

خشونت خانگی علیه زنان بیش از سرطان، تصادفات رانندگی، جنگ و مالاریا عامل مرگ‌و ‌میر زنان است

بانک جهانی برآورد نمود که سالانه نه میلیون مورد معلولیت مادام العمر در نتیجه خشونت خانگی علیه زنان در سراسر جهان اتفاق می‌افتد. همچنین بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی خشونت خانگی علیه زنان بیش از سرطان، تصادفات رانندگی، جنگ و مالاریا عامل مرگ‌و ‌میر زنان در سنین باروری بین پانزده تا چهل و چهار سال است. پیامدهای خشونت در خانواده تنها متوجه زنان نمی‌شود و فرزندان نیز دچار مشکلات متعدد می‌شوند. فرزندان این خانواده‌ها حتی اگر به طور مستقیم هم درگیر رفتار خشونت‌آمیز بین والدین نشوند، باز هم دچار اضطراب و استرس ناشی از تنش درون خانواده هستند.

متاسفانه همسرآزاری بین نسل‌ها منتقل می‌شود و بر اساس نتایج پژوهش‌های انجام شده در این حوزه کودکانی که مادران آن‌ها مورد آزارهای فیزیکی پدرشان قرار می‌گیرند در معرض خطر بالاتری برای انتقال رفتارهای خشونت‌آمیز به نسل بعدی قرار دارند و شوهرانی که اقدام به کتک زدن زنان خود می‌کنند در خانواده پدری شاهد کتک خوردن مادران از پدرانشان بوده‌اند. براساس نظریه یادگیری اجتماع، افراد در اثر همنشینی با افراد جامعه چگونه رفتارکردن را می‌آموزند. این دیدگاه به نقش خانواده و همسالان در ارتکاب خشونت اشاره دارد. باندورا مدعی است غالب رفتارهای انسان از طریق مشاهده و در خلال فرآیند الگوسازی فراگرفته می‌شود.

برای مقابله موثر با مساله اجتماعی خشونت علیه زنان در خانواده، در گام نخست باید زمینه‌های شکل دهنده آن شناسایی شود و به این پرسش پاسخ داده شود که کدام عوامل زنان را در معرض خشونت خانگی قرار می‌دهد و باعث می‌شود صدمات جبران ناپذیر روحی، جسمی و خانوادگی به ایشان وارد شود و در خروج از چرخه خشونت موفق نباشند. پژوهش‌ها نشان داده اند که از عوامل زمینه‌ساز در بروز خشونت خانگی علیه زنان می‌توان به عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل قانونی و حقوقی اشاره کرد.

فقدان آگاهی و ضعف فرهنگی جامعه از عوامل اصلی زمینه ساز خشونت خانگی علیه زنان در جامعه ایرانی است

پژوهش‌ها نشان می‌دهند از دیدگاه صاحب نظران فقدان آگاهی و ضعف فرهنگی جامعه از عوامل اصلی زمینه ساز خشونت خانگی علیه زنان در جامعه ایرانی به شمار می‌‎رود. رفتارهایی مانند سوء ظن، شتاب در قضاوت، عصبانیت و تند مزاجی، مصرف مواد مخدر و الکل در مردان، وجود باورهای غلط مانند برتری جنس مرد، تحمیل تمام کارهای خانه به زن، فقدان مهارت‌های ارتباطی در زوجین و ناتوانی در رفع اختلافات از طریق تعامل فکری و حل مشکلات زندگی مشترک، ناآگاهی از حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر از جمله عوامل مؤثر زمینه ساز خشونت علیه زنان است. همچنین نمایش تصاویر خشونت آمیز در رسانه‌ها می تواند به یادگیری و ترویج خشونت خانگی علیه زنان در جامعه منجر شود و بر روی سلامت خانواده‌ها تاثیر گذارد ضمن آن که وجود سابقه روابط خشونت آمیز در خانواده و وجود روابط خشونت آمیز در جامعه موجب آسیب پذیری بیشتر خانواده‌ها شده است.

به طور کلی شناخت درست عوامل موثر بر خشونت علیه زنان می‌تواند سبب رسیدن به راهکارهای مناسب گردد، زیرا پدیده خشونت علیه زنان موضوعی چند بعدی و چند جانبه است. ارائه چنین راهکارهایی باید با بررسی دقیق عوامل زمینه‌ساز مبنی بر کاهش اعمال خشونت توسط مردان و خشونت پذیری توسط زنان صورت گیرد.

 

ساختار جامعه و خشونت عليه زنان

خشونت پديده اي تاريخي و جهاني است كه در همه جوامع و تمام ادوار وجود داشته است. توجه به اين پديده از دهه ۷۰ ميلادي آغاز شد و پژوهش هاي متعددي در اين حوزه انجام گرفت. بررسي در باب خشونت با مشكلاتي همراه است. در اين پژوهش ها محقق وارد حوزه خصوصي و صميمي خانواده مي شود و در خصوص رفتاري حساس از افراد سئوال مي كند. وجود خشونت در خانواده از طرف قرباني به علل مختلف پنهان نگاه داشته مي شود، فراموش مي شود و يا در بيان آن اغراق مي شود. نبود آمار در خصوص افراد در معرض خشونت، مشكل ديگري در راه دست يابي به نمونه معرف است. مشكل ديگري كه در بررسي هاي خشونت مشاهده مي شود تبيين هاي نظري موجود است. بسياري از ديدگاه هاي نظري موجود عوامل موثر در بروز خشونت را در سطح ويژگي هاي «فردي مانند» و يا در سطح «خانوادگي مانند» در نظر مي گيرند. كليه اين عوامل در شناخت صحيح از پديده تأثير دارند.
نظريه پردازان فمينيست تبيين هاي فردي يا خانوادگي را در باب خشونت، براي توضيح كافي نمي دانند. هر چند معتقد هستند اين عوامل مي تواند به مثابه عاملي تشديدكننده رفتار خشن عمل كند، تأكيد آنان بر وجود ساختار نابرابر روابط قدرت ميان زنان و مردان در جامعه و نهادهاي آن است. توجه آنان متوجه ساختار مردسالارانه اي در جامعه است كه به مردان اجازه اعمال قدرت بر زنان را مي دهد. از اين ديدگاه خشونت عمل انفرادي يك مرد عليه يك زن نيست كه با استفاده از ويژگي هاي فردي تحت بررسي قرار گيرد، بلكه خشونت رفتاري است كه از جانب مردان جامعه بر روي زنان جامعه اعمال مي شود. خشونت يك ابزار نظارتي مهم است كه هم بازتاب روابط نابرابر قدرت در جامعه است و هم به حفظ روابط نابرابر قدرت كمك مي كند.
با نگاهي به تحقيقات انجام شده در ايران ناهماهنگي ميان داده هاي كسب شده مشخص مي شود. هم چنين مشخص مي شود كه در اكثر بررسي ها عوامل موثر بر خشونت به صورت متغيرهاي فردي و خانوادگي بحث و بررسي شده اند. اين مقاله با توجه به ديدگاه فمينيستي سعي در مشخص كردن اهميت ساختار نابرابر قدرتي دارد كه در حوزه هاي اقتصاد، قوانين، نيروهاي نظارتي جامعه و نهادهاي حمايتي جامعه حضور دارد و بر توجه به ساختار جامعه كه مردان را تشويق به اعمال خشونت و زنان را وادار به تحمل آن مي كند تاكيد مي كند.

 

منابع:

  • یکه‌کار، ش و دیگران. (۱۳۹۸). «زمینه‌های اجتماعی خشونت خانگی علیه زنان». فصلنامه مددکاری اجتماعی. شماره ۲۹. صص: ۵۹-۴۹.
  • اعظم آزاده، م  و دیگران. (۱۳۸۵). «نقش جامعه پذیری  جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی». پژوهش زنان شماره ۱ و۲. صص: ۱۷۹-۱۵۹.
  • محمدی، ف و دیگران (۱۳۹۱). «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت علیه زنان(مطالعه شهرستان روانسر)». مطالعات اجتماعی ایرانیان. شماره ۴. صص: ۲۹-۱.
  • احمدی، ب و دیگران. (۱۳۸۷). «دیدگاه زنان و مردان تهرانی و صاحبنظران درباره خشونت خانگی علیه زنان در ایران: یک پژوهش کیفی». مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی. شماره ۲. صص: ۸۱-۶۷.
  • حاج نصیری، ح و دیگران. (۱۳۹۵). «خشونت‌های جسمی، جنسی و عاطفی در میان زنان ایرانی: مرور سیستماتیک و متاآنالیز». مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان. شماره۲۱. صص:  ۱۲۱-۱۱.
اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *