در باب حسادت اجتماعی

از موضوعات تامل برانگیز و شایان توجه در جامعه امروزی، موضوع  تخریب شخصیت است که بایستی علل وعوامل اینگونه رفتارها در جهت اصلاح جامعه، مطرح و مورد بررسی قرار گیرد. 

در زندگی روزمره، عده ای یا بهتر است بگوییم بسیاری از مردم، همواره در انتقاد، سرزنش و گاهی حتی بدگویی، از یکدیگر گوی سبقت می گیرند. در نگاه اول، با کمی توجه در رفتار و منش این دسته از افراد، می توان علل این رفتارهای سطحی و ساده انگارانه را متوجه شد، دلایلی همچون نداشتن اعتماد به نفس، عدم ثبات و دوگانگی (گاهی چندگانگی) شخصیتی، ریشه های خود کم بینی را در مقایسه خویشتن با دیگری که منجر به عیب جویی می شود، شامل می گردد. 

مقایسه کردن میان دو امر همسان انجام می گیرد که قرابت شدیدی بین آن ها باشد. حال آنکه هیچ دو انسانی از هیچ لحاظی کاملا شبیه به هم نبوده بلکه به تعداد انسان های روی کره زمین، تعدد تفاوت وجود دارد. بنابراین از لحاظ منطقی قیاس بین دو فرد هرگز علمی و عملی نبوده بلکه می تواند نتایج منفی و مخربی به بار آورد.

هنگامی که شخص دست به مقایسه برده و خویشتن را با دیگری می سنجد، در واقع خود را در تبلور توانایی های ذاتی اش ناتوان دیده؛ حتی گاهی از آن ها نيز غافل می شود. و همانطور که پیش تر اشاره شد، مقایسه بین دو امر ناهمسان، مقایسه مع الفارغ است؛ بنابراین شخص مقایسه گر -توانایی های- خود را در مرتبه ای پایین تر از فرد مقایسه شده می انگارد و دست به انتقاد بهانه تراشانه و تخریب وی زده، باعث برانگیختن حس حسادت در خویش می شود.

بشر بنا به ماهیت کمال طلبی اش، خواه ناخواه در دام حسادت گرفتار می شود اما عاقلان و نیک اندیشان، حسادت، این صفت نکوهیده را از خود دور کرده، و غبطه خوردن را جایگزین آن می کنند. 

غبطه در لغت به معنای حسن حال و سرور و نعمت آمده و در اصطلاح عبارت است از آرزوی داشتن نعمتی همانند آنچه به دیگری داده شده است، بدون آنکه در اندیشه زوال آن از دیگری باشد. این ویژگی آخر، غبطه را از حسد متمایز می‌سازد؛ زیرا حسد عبارت است از آرزوی نعمتی که به دیگری داده شده، برای خود، با آرزوی زوال آن از وی.[۱]و[۲]
غبطه به معنای اصطلاحی (آرزوی نعمتی برای خود…) بر خلاف حسد از صفات و اخلاق ناپسند به شمار نمی‌رود؛ از این رو، امام صادق علیه السّلام در حدیثی می‌فرماید: مؤمن غبطه می‌خورد، لیکن حسادت نمی‌ورزد.[۳]

افراد دوگانه شخصیت یا مزدوج، از یک سو اطرافیان خود را با کلام، تشویق به پیشرفت و از سویی دیگر با عمل، دست به تخریب آن ها می زنند. معمولا اینگونه افراد، دلایل قانع کننده ای برای این عمل خود بر می شمارند. 

پیشرفت شخصی هرگز مانع رشد فرد دیگری نمی شود. یک انسان سعادتمند هرگز زمان خود را به حسادت ورزیدن به دیگران تلف نمی کند بلکه مصمم وبا ایمان راسخ به خداوند متعال در راستای پیشبرد اهداف خود گام بر می دارد.

آیات و احادیث بسیاری در مکتب اسلام راجع به موضوع حسد ذکر شده است که در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره می شود:

 {وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}[۴]  پس پسر آدم برادرش را به دلیل حسادت در قبول واقع شدن قربانی او، به قتل رساند.

{قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ }[۵] نقشه های شوم برادران یوسف که از روی حسادت بود.

پیامبر گرامی اسلام صل ‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: لایَجتَمِعُ الحَسَدُ وَ الایمانُ فی قَلبِ امْرِیءٍ. (حسد و ایمان (هرگز) در دل یک نفر با هم جمع نمی‌شوند). [۶]

مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: الحاسِدُ یُظهِرُ وُدَّهُ فی ‌اَقوالِهِ وَ یُخفی بُغضَهُ فی ‌اَفعالِهِ. (آدم حسود دوستی خود را به زبان اظهار می‌کند ولی بُغض و کینه‌اش را در رفتارش پنهان می‌نماید).[۷] 

امام جعفرصادق(علیه‌السلام) فرمودند: اَلحَسدُ أصلُهُ مِن عَمَی القَلبِ وَالجْحودِ بِفَضِل اللهِ تَعالی و هُما جَناحان لِلكُفرِ. (اصل و مَنشأ حَسَد از کوردلی و ناسپاسی الطاف الهی است که این خود، دو بال کفر وبی‌دینی به شمار می‌روند).[۸]

در نهایت باید گفت، انسان در هر جایگاه اجتماعی، اگر همواره به مقایسه مع الفارغ خویشتن با دیگری یا دیگران مشغول باشد، از غافله پیشرفت عقب مانده، در نهایت جامعه، ایستا و شاهد تنش های جاه طلبی و سنگ اندازی در راه موفقیت دیگران خواهد بود.

منابع:

  1. ۱- لسان العرب، ج۷، ص۳۵۸، واژه «غبط«
  2. ۲- مجمع البحرین، واژه «غبط«
  3. ۳- وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۳۶۶
  4. ۴- سوره المائدة، آیه۲۷
  5. ۵- سوره يوسف، آیه۵
  6. ۶- مستدرک، ج ١٢، ص١٨
  7. ۷- فهرست غرر، ص ٦٧
  8. ۸- مصباح‌الشریعة،ص ٢٨٥
اشتراک گذاری:

۳ دیدگاه برای “در باب حسادت اجتماعی”

  1. احسنت استاد جمیلی کامل و مختصر و مفید ان شالله نرا الکثیر منک فی مسقبل🌷

  2. جداً ممیز جزاك الله خيراً
    قال تعالی، ف ذکر أن الذکر تنفع المؤمنين.
    استمر إن نراک احد الکتاب الممیزین في الاهواز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *