دو شعر

دکتر صالح بوعذار (۱۳۶۰ خرمشهر) شاعر و مترجم. وی تا کنون دو اثر از میخائیل نعیمه ترجمه کرده است و شعرهای بسیاری از شاعران معاصر عرب را ترجمه و در سایت‌ها و مجلات و محافل ادبی از جمله: مجله ادبی پیاده رو، هفته‌نامه پراو، کتاب سال بابان، کتاب ما صد و چهار نفر و … منتشر کرده است. همچنین شعرهای وی در مجلات عربی معتبری چون: قاب قوسین، المثقف، الف، الی، انطولوجیا، دروب، مجلة مصباح دروب أدبية منتشر شده‌اند.
از دکتر صالح بوعذار اخیرا کتابی با عنوان ” خاطرات آبله‌رو” از سوی نشر حکمت کلمه در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است.

والقمر
يبزغُ مُتَغَضّناً
في عويل الذئب المحدودب
والراعي
على الرياح الدامسة الحرون
كان طليق العنان
وقطعان،
الأيائل
تخور؛
على سيماء الديجور
ألف زئبق فاتر الثغر،
قَطَّبَ المحيا
وانهمرت
من حنجرة السماء
ألف تفاحة فجة وتفاحة
في كنف الألم
و انکسر ذاك المفتاح القرمزي
داخل أذن القفل الرمادي
والقمر
خمد نوره
في مخدع لطخات السكوت.

——

و ماه
مچاله می‌آمد
در زوزه‌ی گرگ گوژ
و شبان
بر توسن بادهای سیاه
یله بود
و رمه رمه

– گوزن –
ماغ می‌کشیدند؛
بر چهره ی شب‌.

هزار سیماب خندان
چهره،
عبوس کردند
و از خرخره آسمان
هزار و یک سیب کال
فرو غلتید؛
در دامن درد
و شکست
آن کلید سرخ
در گوش قفل خاکستری
و ماه
فرو مُرد
در شبستان شتک های سکوت!

*****

أمعنُ التحديق في عينيكِ
منذ ألفية وجود بسمتكِ الآفلة
يداك صيرتني أمناَ من الردى
وعينيكِ
أسرّتْ لي بحكاية ذاك اليوم الموعود
ومن فرودس طَرْفُكِ المعلق
لأجلي
قَطفتْ ثمانية تفاحات سكوت قرمزية
وأنا
وسط زقاق الثمالة والسكوت المفقود
مرات وكرات
قضمتُ
تفاحكِ القرمزي
-بثمالة-
وفي الجنة المحرمة
ه
ب
ط
تُ!

——

من خیره به چشمان توام
از هزاره‌ی حضور غایب تبسمت
مرا دستان تو از مرگ
ایمن کرد
و چشمانت
حکایت آن روز موعود را
با من در میان نهادند
و از بهشت معلق نگاهت
برایم
هشت سیب سرخ سکوت
چیدند
و من
در گم‌کوچه‌ی سکر و سکوت
بارها و بارها
سیب‌های سرخت را
_ مستانه_
گاز زده‌ام
و در بهشتی ممنوعه
هبو
‌‌‌‌ و
و
ط
کرده‌ام!

شاعر صالح بوعذار

تعریب تمام میهوب (سوریا)

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *