زن، عشق، زمین و دیگر هیچ..

سامی اولین فیلم سینمایی عربی جنوب ایران است که به کارگردانی حبیب باوی‌ساجد و به تهیه‌کنندگی محبوبه هنریان آماده ی اکران عمومی است.

فضای فیلم سرشار از اِلمان های سمبلیک اقلیمی ست که با اندیشه های ذهنی راوی (سامی) پیش می رود و با نگاه مستند گونه ای گره خورده است. این فیلم درجهت احیای حس نوستالژیک عربی والبته انسانی بشدت تأثیرگذار است.
سامی مردی تنهاست که لبخند روی لبانش خشکیده، و دارایی اش یک موتور، یک اسب، خانه ای کلنگی و دختری که جنگ یک پایش راازاوگرفته است.
سامی بشدت کم حرف است، موجز و البته تأثیرگذار حرف می زند، در پی چیزی نیست اما تنها دغدغه ی او احیای زمین اش است. می خواهد زندگی کند ..حالت چهره ی سامی و بی اعتنایی تام به شریان های اصلی تولید ثروت همچون نفت و … که در اطراف زمین اش در حال رخ دادن است و او بدون چشم داشتی به آن ها از کنارشان همچون بیگانه ها عبور می کند، او را بیش از پیش انسانی آرمان گرا با مناعت طبع نشان می دهد.
سامی با تمام این سختی ها اما وطن اش را رها نکرده، و بهای سنگینی در ازای ماندنش پرداخت کرده (درجنگ)، اما اکنون هزینه تنهایی را یک تنه می بایست بپردازد .. هزینه ماندن، جنگ یک نفره با وضعیت وخیم معشیتی.. آن کناره ها اما صدای بوق کشتی های بندر یادآور رونق صنعت و حجم مبادلاتی ست که سامی با وجود قرار گرفتن در دایره این صنعت در ناتوانی مالی شدید قرار گرفته .. تناقضی بین شیپور های رونق و کار و پاهایی که با فقر مادی از کنار آن می گذرد و بوی سرمایه های کلان سرتاسر بستر زندگی سامی را در برگرفته است؛ از صدای کامیون های حامل بار گرفته تا کشتی ها و لوله های نفت و گاز که باد در طول فیلم همچون یک موتیفت(عنصرتکرارشونده) برآن ها می وزد.
سامی از رؤیاهایش سخن می گوید .. از توجیه اقدامات ناتمام .. از عجزی که به نا امیدی تبدیل شده است ..و اما شیخ عشیره (این کارکتر هزارتو ونمادین)،این ها را با آه و توأم با حسرت می گوید. شیخ برخلاف تصورات جامعه شهری (وحتی تصورات قومی) بی سواد نیست. او یک انقلابی دنیا دیده مبارز است که با آرمان خواهی نوستالژیک اش سعی در ممانعت از کوچ کردن عشیره اش به شهر می شود .. شیخ سامی را محرم دل خود می داند .. او هم برای زندگی جنگیده است ودرجوانی می خواست به چگوارا بپیوندد.. حبیب باوی ساجد که برای نخستین فیلم بلند داستانی سینمایی خود از نابازیگر(ودرپاره ای موارد ازبازیگران ناشناخته بومی) استفاده کرده است، برای ایفای نقش شیخ، از مترجم توانای ادبیات عرب «سیدمحمدال مهدی» استفاده کرده است تا باتوجه به نوع لحن و دانایی این مترجم، چهره کاریزماتیک به شیخ بدهد. سامی اما تنها دنبال زمین است، زمینی که همسرش (دلال) درحال مرگ نگاهش به این زمین بود؛ زمینی که همه دست رویش گذاشته اند؛ مین ها ، بالگرد ها ، هنگ مرزی، جنگ و ..
سکانس عجیب و خارق العاده درگیری یک کامیون دار وکارگران نفت سبب می شود سامی از قهوه خانه «غازی» بیرون بزند. سامی برای وطنی تنها شده است که در میان مین ها و یا مین ها در میان آن جولان می دهند، اما این امر در میان جامعه بخوبی درک نشده است؛ زمین ، وطن و عشق! جایش را درسکانس قهوه خانه به مشاجرات دیگر معشیتی داده است.
سامی راوی عشق حقیقی یک زوج عربی است که برخلاف روایت های جامعه شهری، بستر عاشقانه قومی ست. او شرح زندگی مردی که شانه های تعهد او را سخت دربر گرفته و پس از کشته شدن زن اش نمی تواند از میان این تعهد جا خالی کند را به وضوح نشان می دهد.
سامی درپایان پای «سعاد«(دخترش) را می گیرد، پایی نه برای رفتن، برای زیستن، برای زندگی و برای بقای نسل پس از او ..
موسیقی عربی فولکلوریک حفله (جشن) عروسی روح بخش نواخته می شود و زندگی با شور ادامه می یابد .. گرچه تلخ و پردرد .. و اما نکته ای که در نمایش خصوصی فیلم سامی از سوی حبیب باوی ساجد متوجه شدیم، این بود که به عوامل فیلم اش تعصب دارد و درخواست کرد تیتراژ پایانی فیلم را تا انتها بخوانیم، عواملی که پیداست در راستای همین احترام متقابل است که دوسال پای ساخته شدن فیلم سامی درکنار باوی ساجد بوده اند. تدوین فیلم توسط «رسول حق جو»، فیلم برداری توسط «عمادسلمانیان» و «سعید نگراوی» ایفاگر نقش سامی، نکته های قابل توجه ای دارند که پرداخت به آن هادر این مجال ومقال نمی گنجد.

 

با کمال تشکر از کوشش های فراوان خانم ملوک سیاحی منش

عکاسان : علی محمدی – مجید آلبوشهبازی

🎥 جهت دیدن تیزر فیلم سامی   اینجا کلیک نمایید

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *