شعری برای زن عراقی

آلیس ملسنیور واکر، شاعر، رمان و داستان نویس و فعال سیاسی، زاده‌ی ۹ فوریه سال ۱۹۴۴ در ایالت جورجیای امریکاست. وی پس از فارغ التحصیلی درسال ۱۹۶۵ به می سی سی پی می رود و در جنبش حقوق مدنی آغاز به فعالیت می کند. واکر همچنین به تدریس و نشر داستان کوتاه و مقالات پرداخته است. نخستین مجموعه شعریش باعنوان Once (یک بار) در سال ۱۹۶۸ و نخستین رمان او The Third Life of Grange Copeland (سومین زندگی گرینچ کوپلند) در سال ۱۹۶۹ چاپ شد. دومین کتاب شعر واکر با عنوان Revolutionary Petunias and Other Poems (اطلسی های انقلابی و دیگر اشعار) و نخستین مجموعه داستانش In Love and Trouble (درعشق وگداز) که شرح حال زن سیاهپوست است، در سال ۱۹۸۳ روانه بازار شد. داستان های وی حاکی از خشونت درجامعه سیاه پوست و درونمایه اصلی تمام آثارش، با محوریت زنان روایت می شود. واکر پس از مهاجرت به نیویورک، رمان Meridian (مریدین) را که در وصف کارگران حقوق مدنی است به پایان می رساند.

سپس به کالیفرنیا می رود و رمان محبوبش The Color Purple (رنگ ارغوانی ۱۹۸۲) را می نویسد؛ رمانی که رشد و خودسازی یک زن آفریقایی-امریکایی را به تصویر می کشد. وی با این کتاب که بعدها اسپیلبرگ از آن فیلم ساخت، موفق به کسب جایزه پولیتزر شد. واکر رمان، داستان واشعار دیگری دارد که عمدتا زن سیاهپوست را در جامعه‌ای تبعیض‌گرا به تصویر می کشد.

در ناامیدی‌مان که عدالت، کند قدم برمی‌دارد،
سر فرود می‌آوریم و
حیران
از این‌که چگونه رهایی یابیم.
شاید این پرسشی باشد مهم
تنها برای غارت‌شدگان و ستم‌دیدگان!
و حالا همه‌ی ما چنین نیستیم؟!
اما
امید هم‌چنان در راه است.
مثل همیشه، امید زنی‌ست
که کودکانش را گرد خود می‌آورد
و مثل همیشه
جز آن‌ها
همه‌چیز را باخته است.
امید، زنی‌ست که ترسش را از دست داده است،
همراهِ خانه، کار، خانواده، درختان زیتون و انگورش…
آرامشِ استقلال
و
فریادِ دلگرم‌کننده‌ی همسایه‌ها…
امید، قیام می‌کند
همیشه قیام می‌کند!
آیا در تمام قصه‌هایی که در دست مرگ بوده‌اند، غافل از آن شدیم؟
امید، قیام می‌کند!
و همان عبای نخ نما، ارزان و مندرسش را بر سر می‌کند،
خود را روی سپرِ سرد و صیقل‌خورده‌ی صاحبان قدرت و ثروت پرت می‌کند-
سپری که به سکه‌های نقره و فلس مارمولک‌ها می‌ماند –
با آن‌چه باید ‌بجنگد،
حقیقتِ مصیبی‌‌ست که سرش آمده است
سر وطنش، مردمش،
کودکان و خانه‌ و کاشانه‌اش…
تنها سلاحش این است که آن‌چه آموخته است
نباید تباه شود
نه به نام جنگ
و نه خاصه به نام صلح…
امید، همیشه معلمی‌ست
با سخت‌ترین تکالیف
و تکلیف ما این است:
چنگ بزنیم به آن‌ بالا، به آن‌چه از امپراتوری‌مان ربوده و نفسش را بریده‌اند!
ما
بدون عدالت
هرگز
رهایی نخواهیم یافت!!

  • برگردان انگلیسی به فارسی: فاطمه سواعدی
اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *