غیزانیه حقیقتی خفته در عطش

دقیقا ۲۲ سال پیش در مسیر برگشت از اهواز به رامشیر به محض ورود به غیزانیه با ترافیک سنگینی برخورد کردیم بنا را بر یک تصادف هولناک گذاشته و به طرف صحنه رفتیم، در عین ناباوری متوجه شدیم تصادفی در کار نیست، تنها جمعی از ساکنین محل در اعتراض به مشکل آبرسانی تجمع کرده و راه را به طور کامل بسته بودند نیروی انتظامی ورود کرد و پس از درگیری البته مختصر راه باز شد و صحنه را ترک کردیم.

چند روز پیش و پس از ۲۲ سال دوباره این حادثه تلخ تکرار شد، درست همانند در آن روزهایی که جهت تحصیل به اهواز رفت و آمد داشتم،حادثه اما کمی پر رنگ تر از سابق به نظر می رسید، چند نفر نیز در این حادثه زخمی شدند.
از عوامل مصیبت باری که باعث عقب ماندگی استان شده اند خروجی همین وقایع می باشد چرا که وجود بعضی مدیران بی کفایت و عدم رسیدگی به مطالبات مردم درقالب مطالبات شهروندی در نهایت منجر به انفعال آن ها می شود و سپس با ورود نیروی انتظامی و پرداخت هزینه گزاف دوباره آرامش مستقر می گردد. لکن ما حصل آن این است که به جای این که خوزستان با تمام داشته هایش به عنوان فرصت قلمداد گردد و تمهدیدی جهت آفرینش، رونق و گسترش مضاعف توریسم، صنایع، سرمایه گذاری و …. اتخاذ شود بر عکس با حجم امواج ساطع شده تبلیغات نامحسوس نشات گرفته از حوادث اخیر به سبب عدم مدیریت مناسب به خطا این ذهنیت در استان به عنوان تهدید در کشور تلقی می شود.
و در نتیجه سبب بروز و تولد نگاه پلیسی و امنیتی به این استان می شود، چرا که هر سال چندین نمونه از این حوادث مرتبا رخ می دهد. لذا نتیجه متبادر شده در اذهان عمومی این خواهد بود که ساکنان خوزستان مردمی آشوبگر و ناآرام و….. هستند .

از نتایج فلاکت بار این نوع نگاه محروم شدن مردم خوزستان از خیرات سرزمین شان است چیری که اکنون به وضوح قابل لمس است، حال بماند که در هر حادثه ای عده ای جوان ناخواسته قربانی حجم بالایی از اهمال و بی توجهی مشخص در قِبال بی تدبیری برخی مدیران شده اند و تا آخر عمر به خاطر عدم توانایی این مدیران در حل صحیح مشکلات، انواع برچسب های رنگین بر پیشانی شان زده شده تا از نازل ترین فرصت های شغلی محروم شوند.
در سال گذشته که خوزستان بر اثر سیل به ونیز تبدیل شد همه دیدیم که چگونه استاندار خوزستان در پاسخ به اعتراض یک شهروندی که تمام زندگی اش را آب برده بود از جمله ” برو گم شو بی تربیت ضد انقلاب استفاده کرد”.
این نوع ادبیات خود بارز ترین مصداق سخنانم در بالا ترین سطوح مدیریتی می باشد.

مردم بسیار شریفی در غیزانیه ساکن هستند که ویژگی های بارزشان مهمان نوازی، شجاعت و وفاداری است. اشخاصی در این منطقه زندگی می کنند که تمام عمرشان را وقف خدمت به اجتماع کرده اند و به حل و فصل مشکلات مردم پرداخته اند آن هم بدون هیچ چشم داشتی و برای رضای خدا ..

غیزانیه مادر قسمتی از ادبیات حماسی خوزستان است، در این وادی شعر و ادبیاتی نگارش شده که در کمتر جایی می توان مشابه آن را یافت.
که این امر جایگاه ادبی، درک و فهم فوق العاده ساکنین آن منطقه ثابت می کند.

حضور مردم این بخش در انتخابات با دبه های خالی آب یعنی ما علی رغم ۲۲ سال تشنگی کشورمان را دوست داریم و در صحنه هستیم . مسئول محترم این مردم شایسته تقدیر هستند نه تنبیه !
عدم آبرسانی در منطقه ای که همسایه کارون است چه توجیه ی دارد؟
در این ۲۲ سال اگر مسئولین امر روزی یک ثانیه برای این مشکل اختصاص می دادند شاهد این واقعه تلخ نبودیم.

در برخی از رسانه ها مطلبی نشر شد که به شدت مرا متحیر کرد، گویا علت عدم آبرسانی “وضعیت جغرافیایی” (غیزانیه) خاص آن منطقه است بدین معنی که لوله های بی شمار نفت در مسیر آبرسانی قرار گرفته اند ..
سئوال اساسی که ذهن همه را به خود مشغول کرده این است که آیا اهالی غیزانیه پس از اکتشاف نفت در این منطقه آمده اند که اشاره شده است، وضعیت جغرافیایی ۸۳ روستای این منطقه در جغرافیای نامناسب قرار گرفته اند؟
آیا مسئولان محترم نمی توانند یک لوله آب همانند لوله های بی شمار نفت برای آب رسانی اهالی تشنه غیزانیه احداث کنند ؟

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *