فلسطین

 نویسنده: حبیب زبیدی


امروز جشن عروسی محمود یاسین است، او یک جوان فلسطینی است و در شهر خان یونس در جنوب نوار غزه زندگی می کند، هوای دلپذیر غزه در ابتدای زمستان شاید دلیلي باشد که در این موسم خیابان ها بیشتر از سایر اوقات پذیرای کاروانهای شادی عروسی باشند .
محمود یاسین با همسر جوانش در خودرو هستند، او در حین رانندگی صدای آهنگ شاد ضبط را به بالاترین سطح ممکن می رساند. شاید او می خواهد هیجان موسیقی را با ده ها خودرویی که در قالب کارناوال شادی او را احاطه کرده اند به اشتراک بگذارد، محمود یاسین از اینکه می دید خانواده ، دوستان و آشنایان مانند دانه های تسبیح پشت سر او در حین رانندگی مشغول شادی هستند احساس غرور می کند، پدر و مادرش که دقیقا پشت سر او هستند با کمی سرعت دادن به خودرو، خودشان را به او می رسانند، اکنون دقیقا آنها شانه به شانه در حرکت هستند، محمود یاسین با دیدن پدر و مادرش در آن ساعات فرحبخش، لبخند می زند، مادرش دستش را برای او تکان می دهد، چند قطره اشک شوق میهمان گونه های مادر می شوند، محمود یاسین با دیدن شادی مادر، بیشتر غرق در سرور می شود، یک کاروان شادی دیگر از راه می رسد و در آن شلوغی به شکل آرام با کاروان عروسی محمود یاسین کورس شادی می بندد، این کاروان متعلق به جوان دیگری به نام عمار فرحات است جمعيت كاروان شادي عمار فرحات بسیار بیشتر بود. چه نشاطی خیابان را در برگرفت، محمود یاسین با دیدن مراسم عمار فرحات ضبط را خاموش می کند.

گویی شکوه مراسم عمار فرحات باعث حسادت او شده است !! مادر عمار فرحات پرچم فلسطین را با دست راست مرتب تکان می دهد تا حاضرین را تهییج کند، و با دست چپ کودکی تقریبا شش ساله را در بغل گرفته است، آن کودک به شدت گریه می کند و از ترس خودش را به مادر عمار فرحات چسبانده است، با توجه به سن آن مادر، بی شک آن کودک، فرزند او نیست.

هر دو کاروان به انتهای خیابان می رسند، محمود یاسین و ماشین هایی که او را همراهی می کردند از سمت راست وارد خیابان الکرامة شده تا به مقصدشان که تالار زیتون است برسند و ادامه مراسم زفاف را آنجا جشن بگیرند، و کاروان عمار فرحات و ماشین‌هایی که او را همراهی می کردند از سمت چپ وارد خیابان الصمود شده و به طرف قبرستان ادامه مسير مي دهند تا در آنجا مراسم خاكسپاری عمار فرحات را انجام دهند، عمار فرحات دیشب در یک بمباران هوایی به شهادت رسیده بود.

در فلسطین ، شادی وجه اشتراک مرگ برای سرزمین و عروسی است !
ملتی که برای استرداد سرزمین خود در جنگی نابرابر با شادمانی در مرگ خود استتار می کند، در مقابل اشغالگری که از شدت ترس از مرگ ، ظهور رنگین کمان در آسمان باعث به صدا در آمدن آژیرهای خطر آن می شود، ترکیب این معادله فقط نتیجه یک خطای سیاسی است که واژه (آینده )بی شک آن را تصحیح خواهد نمود.

” سرزمین، مالکیت نیست انتماء است ” سرزمین تنها چیزی است که قابل معامله نیست چون قبل از اینکه به آنهایی که زنده هستند و آنجا زندگی می کنند متعلق باشد، به میلیونها شخصی که در طول تاریخ آن جا دفن شده اند تعلق دارد.

حبیب زبیدی
۲۰۲۱/۵/۲۳

 

هر گونه کپی‌برداری از این مطلب، با ذکر نام منبع و مؤلف آن بلامانع است. copyright©

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *