كتاب الحيوان للجاحظ

الجاحظ هو أبو عثمان عمرو بن بحر بن محبوب بن فزارة الليثي الكناني البصري ١٥٩– ۲۵۵ هجري الموافق ٧٦٢ ٨٦٨ ميلادي
الف الجاحظ حوالي ٣٦٠ كتاب في أكثر من مجال وقيل ٢٠٠ ، ومما كتب الجاحظ كتاب البخلاء والعرجان والبرصان ،والبيان والتبيين ، وقد ألف هذا الكتاب في نهاية حياته وكان مصابا بالفالج أي الشلل وكان مصابا بمرض النقرس أيضا.
وهو معتزلي الاعتقاد وله فرقة من المعتزلة تسمى الجاحظية.
حقق كتاب الحيوان الأستاذ عبدالسلام محمد هارون، وطبع الكتاب أول مرة عام ۱۹۳۸ ثم ١٩٦٥ بالقاهرة .
كتاب البخلاء في سبعة أجزاء وقد ألفه الجاحظ بعد تعرفه على كتاب ( الحيوان ) لأرسطو والذي ترجمه ابن البطريق ،
وهناك من كتب في العربية عن الحيوان مثل الأصمعي وغيره لكن الجاحظ تميز في كتابه عن هؤلاء أنهم كانوا يؤلفون عن حيوان واحد ، ويوردون ما جاء عنه من شعر وحكم ، إنما الجاحظ كتب كتاب جامعا أنواع الحيوانات في عصره .
كان الناس يؤلفون الكتب في عهده إهداء إلى بعض الشخصيات وقد أهدى الجاحظ كتابه هذا إلى محمد عبدالملك الزيات وزير المعتصم وقيل أنه أعطاه خمسة آلاف دينار.
ومن الأشياء الطريفة في هذا الكتاب أنه بدأه بالدعاء لمنتقديه ويخاطبهم بصفة المفرد ، وكأنهم شخص واحد ( جنبك الله الشبهة وعصمك من الحيرة وجعل بينك وبين المعرفة نسباً وبين الصدق سبباً وحبب إليك التثبت وزيّن في عينك الإنصاف وأذاقك حلاوة التقوى وأشعر قلبك عزّ الحق وأودع صدرك برد اليقين ،وطرد عنك اليأس وعرّفك ما في الباطل من الذلة وما في الجهل من القِلة …. ثم عبتَني بكتاب حيل اللصوص وكتاب غِشّ الصناعات وعبتَني بكتاب المُلَح والطُّرَف )
ثم يتكلم الجاحظ أن هذا الكتاب هو نتاج علم انتقل من أمة إلى أمة حتى وصل إليه ، وهو بهذا يشير إلى إنسانية العلم وانتقاله من حضارة إلى أخرى ، وهنا إشارة هامة مفادها مشاركة الحضارة الإسلامية في التراث الثقافي والحضاري للإنسانية ، ثم يتحدث الجاحظ عن فضل القراءة ومجالسة الكتب، والقلم والكتابة ، وأهمية الترجمة وأحوال المترجمين ، ذاكرا أن فساد الترجمة يكمن في ميل المترجم إلى لغة دون الأخرى.
ثم يتحدث الجاحظ عن كتابه فيقول إنك ستجد في هذا الكتاب من وصف للحيوان وصفاته ، والحكمة ، والشعر ، والأدب ، والفلسفة ، وأيضا يطرح بعض القضايا البلاغية واللغوية فإذا ما طالعته ستجد ما يمتعك ويحقق لك ما تريد.
ومما يجدر الإشارة إليه أن الجاحظ أستخدم العلم التجريبي في وصف بعض الحيوان مستخدما التشريح تارة ، أو دراسة سلوك الحيوان ، كما جمع العديد من الأشعار والآراء والحكم حول الحيوانات وكيف ، ومما يقوله
ماذا يميز الإنسان عن النملة ؟ وأن ما يفضل الإنسان عن غيره هو العقل ، فإن لم يستخدم عقله فليس هناك فضل له على غيره من المخلوقات.
هذه دعوة للإطلاع والتعرف على تراثنا الإسلامي وكيف شارك فيه الجميع من مختلف الأديان فابن البطريق مثلا كان نصرانيا ، وكذلك شارك فيه من اليهود إسحق بن حنين وأبيه وكذلك الحسن وهب الصابئي ، و كذلك استوعبت اللغة العربية الترجمات وكانت لغة علم لقرون عديدة.

کتاب الحیوان اثر جاحظ

ابو عثمان عمرو بن بحر بن محبوب بن فزاره ليثی كنانی بصری معروف به جاحظ در سال‌های ۱۵۹-۲۵۵ ه.ق مصادف با ۷۶۲-۸۶۸ میلادی می‌زیسته است.

جاحظ حدود ۳۶۰ و به نقلی ۲۰۰ کتاب در بیش از یک حوزه تالیف نموده است؛ از جمله تالیفات وی می‌توان به “البخلاء”، “العرجان والبرصان” و “البيان والتبيين” اشاره نمود. وی کتاب “البيان والتبيين” را در پایان عمر و در حالی تالیف نمود که فلج و به بیماری نقرس مبتلا شده بود. وی معتزلی و فرقه‌ای به نام جاحظیه را تاسیس کرده بود.

کتاب الحیوان توسط استاد عبدالسلام محمد هارون گردآوری و برای نخستین بار در سال ۱۹۳۸ و پس از آن در سال ۱۹۶۵ میلادی در قاهره منتشر گردید.

کتاب البخلاء متشمل بر ۷ جزء است که جاحظ آن را پس از آشنایی با کتاب “الحیوان” ارسطو تالیف و ابن بطریق ترجمه کرد.

افرادی همچون اصمعی در مورد حیوان کتاب‌هایی به زبان عربی نوشتند؛ اما جاحظ با کتاب خود از این افراد متمایز گردید؛ زیرا آن‌ها در مورد تنها یک حیوان کتاب می‌نوشتند و آنچه را که از شعر و خرد به دست می‌آمد را کتب خود وارد می‌نمودند؛ اما جاحظ کتابی به رشته‌ی تحریر در آورد که انواع حیوانات عصر خود را در آن گردآوردی کرده است.

نویسندگان هم‌عصر وی کتاب‌های تالیف شده‌ی خود را به برخی شخصیت‌ها اهدا می‌نمودند؛ جاحظ این کتاب را به محمد عبدالملک زیات؛ وزیر معتصم عباسی اهدا نموده و گفته می‌شود معتصم پنج هزار دینار به ازای این کتاب به وی بخشیده است.

از جمله موارد جالب در این کتاب این است که وی کتاب را با دعا کردن برای منتقدینش آغاز کرده و آن‌ها را با ضمیر مفرد خطاب می‌نماید؛ به طوری که گویی آنها یک نفر هستند (خداوند تو را از شبهه دور و از سرگردانی منع دارد؛ و میان تو و معرفت، خویشی و میان تو و راستی سببی قرار دهد؛ ثبات را در دلت محبوب و انصاف را در نظرت آراسته گرداند؛ شیرینی تقوا را به تو چشانده و احساس شکوه حقیقت را در قلبت وارد گرداند؛ سردی یقین را در سینه‌‌ات به امانت گذارده و نومیدی را از تو براند؛ و ذلت باطل و کاستی جهل را به تو بشناساند…. سپس به کتاب‌های “حيل اللصوص”، کتاب “غِشّ الصناعات” و همچنین کتاب “المُلَح والطُّرَف” من ایراد وارد نمود.)

پس از آن جاحظ چنین سخن می‌گوید که این کتاب دستاوردِ دانشی است که از ملتی به ملت دیگر انتقال یافته تا این‌که به دست وی رسیده است؛ و با این موضوع به انسانیتِ دانش و انتقال آن از تمدنی به تمدن دیگر اشاره می‌کند؛ اشاره‌ی مهمی که مفاد آن مشارکتِ تمدنِ اسلامی در میراثِ فرهنگی و تمدنِ انسانیت است؛ سپس جاحظ به فضیلت مطالعه، هم‌نشینی با کتاب، قلم و نگارش و همچنین به اهمیت ترجمه و شرایط مترجمین پرداخته و بیان می‌دارد که تباهی ترجمه در گرایش مترجم به زبانی جز سایر زبان‌ها نهفته است.

جاحظ در ادامه از کتاب خود سخن گفته و می‌افزاید که در این کتاب شرحی از حیوانات و ویژگی‌های آنها، خرد، شعر، ادبیات و فلسفه خواهید یافت؛ همچنین این کتاب برخی از مباحث بلاغت و زبان را مطرح می‌نماید؛ در نتیجه از مطالعه‌ی آن بهره‌مند و به مراد خود خواهید رسید.

آنچه مورچه را از انسان متمایز می‌گرداند و همچنین آنچه انسان را بر سایرین برتری می‌بخشد، عقل است؛ بنابراین اگر انسان عقل خود را به کار نگیرد، هیچ برتری‌ای بر سایر مخلوقات نخواهد داشت.

این فراخوان، جهت آگاهی از میراث اسلامی ما و شناخت آن، و چگونگی شرکت همه‌ی افراد از ادیان و مذاهب مختلف در آن است؛ برای مثال ابن بطریق نصرانی بود؛ همچنین اسحاق بن حنین و پدرش از دیانت یهود و نیز حسن وهب صابئی در آن مشارکت به‌هم رسانیده بودند؛ در نتیجه زبان عربی همه‌ی ترجمه‌ها را دربرگرفت و قرن‌ها به عنوان زبان علم و دانش مطرح بود.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *