لایه ای به نام هویت

در این دنیای سراسر تغییر ، سعی بر ماندگاری و ایستادگی در مقابل جریان های ضد فرهنگی و میراثی ، خود نشانی از بذل جهود فراوانی دارد.
مردمانی که در این اقلیم و سرزمین ساکن بوده اند همواره سعی بر این داشتند که اثری ملموس از خود به یادگار بگذارند که در کوران دوران و فصل ها ثابت و لا یزال بماند از معبد دورإنتاش در شوش تا حلقه ی پادشاهی ارجان (بهبهان) همه به نوعی سعی بر القای ماندگاری اثری از خود داشتند ..
اما قصه در کوچه پس کوچه های قدیم اهواز چیز دیگری است
سخن از خیابانی است که خود سراسر موزه ی باز از تاریخ و هویت اصلی این کلانشهر از دو بُعد تاریخی و مذهبی خبر می دهد که در سایه کم و یا شاید بی مهری مسئولان ذی ربط رو به خرابی و ویرانی نهاده است.
این خیابان ها آن قدر شاخص و زیبا هستند که برای دیدن معماری اصلی این شهر می توان به بافت تاریخی شهر از امتداد کوی عامری اهواز قدیم تا پل کابلی رجوع کرد.
کوچه هایی تنگ اما با نشاط با دیوارهای سنگی، دیوارهای خشتی با قدمتی ۴۰۰ ساله، کاروانسراها و سرا های منتهی به بازار إمام خمینی(ره) خود نمونه های بسیار جذاب و نفیسی از بافت و معماری قدیم اهواز می باشند
ساختمان هایی با طراز و سبک و سیاق معماری خاص در دوره های مختلف تاریخی، گواهی بر سن و قدمت بی بدیل این سازها می باشد.
مسجد تک مناره ای حضرت فاطمه الزهراء (س) بلوار ساحلی جنب پل فولاد (کوت عبدالله) نیز یکی از شاخص ترین إلمان های هویتی و تاریخی اهواز می باشد، همان گونه که مسجد تاریخی شیخ نبهان اول ، تنها مسجد بی مناره و قدیمی ترین مسجد اهواز است !
بوی میراث اسلامی از کوچه های تاریخی این شهر می آید اما سئوال مهم این است که چرا هیچ کس برای این آثار خاص معماری در اهواز تره هم خورد نمی کند !
به راستی در این عصر که تغییرات سریع و مدرنیته مجالی جهت اندیشیدن به آن چه سرمایه های نمادین و معنوی این شهر محسوب می شوند ، به انسان غرق شده در تحولات نمی دهد ، وظیفه و رسالت ما چیست؟
به کدام سو باید نگریست و در پی کدامین حل باید تلاش کرد؟

رونق بی بدیل و بسیار وسیع صنعت توریسم و گردشگری شهری و محیطی در اهواز قدیم یکی از بازوهای قوی توسعه اقتصادی و زیست بوم منطقه ای می باشد که اگر توجه ویژه ای صورت نگیرد تا چند سال دیگر به صفحات تاریخ خواهد پیوست و دیگر اثری از این میراث ملموس نخواهد ماند و برای آیندگانی که در جستجوی آثار بجای مانده از گذشته خود هستند چیزی جز حسرت و آه نخواهیم گذاشت.
با دوستی گرانقدر از فعالین فرهنگی و گردشگری اهواز در این زمینه گفتگویی داشتم که شالوده مطلب وی این بود که اگر به صورت جدی از این ظرفیت های کلان استفاده شود شاهد تحرک و پویایی صنعت گردشگری در اهواز خواهیم بود و در عین حفاظت از میراث و سرمایه های نمادین این شهر می توان با ایجاد اماکن تفریحی، بازسازی و ترمیم ویژه و اضطراری بافت تاریخی اهواز در دو نقطه اهواز قدیم و ناصریه( نادری کنونی) و با استفاده از تبلیغات هدفمند و ثبت شناسه ی ملی برای این دست اماکن تاریخی گامی مثبت در جهت حفظ، نگهداری و بهره برداری صحیح از این نماده های شاخص شهری برداریم.
لازم به ذکر است که صنعت توریسم خود به تنهایی قادر خواهد بود حجم قابل توجهی از معضل بیکاری را به صورت کاملا ملموس، مستقیم و بدون فوت وقت برطرف کند.

نویسنده این متن اعتقاد دارد که در اهواز هویت حقیقی مرهون و وابسته به إلمان هایی است که در زیر لایه ای قطور بنام مدرنیته دفن شده اند اما هنوز زنده هستن و متتظر بازگشت به شکوه و حیات مجدد خود هستند.

نمونه های موفقی را میتوان در وبسایت صندوق توسعه و نگهداری از اماکن تاریخی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری پیدا کرد که از این ظرفیت ها نهایت استفاده را برده اند لکن اسمی از کلانشهر اهواز در این زمینه وجود ندارد که خود این باعث خلق علامت سوال و ابهامات زیادی در اذهان دوستداران می شود.
براستی در دوران که در مباحث معماری نوین یکی از مهمترین اصول آن استفاده از بافت اصلی و هویت حقیقی آن مناطق است چرا در معماری شهر اهواز، سازندگان را به الزام استفاده از طرح های بومی و منطقه ای معماری نمی کنند تا شاهد رشد قارچ گونه ساختمان هایی بد منظر و فاقد روح در سطح شهر نباشیم…..

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه برای “لایه ای به نام هویت”

  1. سلام و درود بر شما آقای مؤيد کعبی..مقاله مفید و مطالب قابل تاملی بودن و امیدواریم که مسئولان ذیربط به میراث فرهنگی و تاریخی این خطه توجه کنن و تا این حد مورد بی مهری قرار نگیرن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *