ليست للأجنحة معنى في سمائي

عصفورةٌ، بل قلم، متكسرة الأجنحة
تغريدَةٌ: صمتٌ، كآبة
فوق أسطر الكتاب؛ كتابي
فالتحليق…؟
لا أدري!


برای بال‌ها جایی نیست در آسمان‌ام

گنجشکی، بلکه قلم، بال‌های‌اش شکسته
آوازی: سکوتی، اندوه
بر بالای سطر‌های کتاب؛ کتاب‌ام، امّا
پرواز کردن …؟
نمی‌دانم!
ترجمه: “کوثر عبیاوی”

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *