مجموعه اشعار محمد الماغوط

كتاب ديوان أشعار محمد الماغوط كتابي است دو زبانه كه با تلاش سعيد بوسامر وسماهر أسد توسط انتشارات كلك سيمين تهران در سال ۱۳۹۵ در ۴۵۰ صفحه چاپ ومنتشر شد. در این کتاب متن عربی در یک صفحه ومتن فارسی در صفحه ی مقابل قرار گرفته است تا خواننده را به آموزش زبان عربی از طریقه مقابله دومتن یاری دهد. همچنین این کتاب منبع خوبی برای مطالعه وتحقیق پژوهشگران رشته زبان وادبیات عربی می باشد. در این کتاب با یکی از شاعران نامدار سوری که از پیشگامان شعر سپید عربی(القصیده النثریة) است آشنا می‌شویم. ماغوط یکی از شاعران مهم وانقلابی ادبیات عرب وجهان است که قصیده­ وار رنج‌های اجتماعی مردم را با نگاهی نمایشی نشان می‌دهد. ایشان بی‌پروا و تنها با تکیه بر موسیقی بیان درونمایه­ های شعرش را منثور وار پیش برده است و روایت‌های امروز را در شعرعرب پیاده کرده است. مترجمان تلاش كرده اند تا قواعد شعر سپید را در ترجمه فارسی رعایت کنند.

شعری از کتاب

“في يوم غائم”
لا أريد أن أشكر
ولا أريد أن أبتسم
سأضرب المائدة بسوطي
وأصفع الأبوبا خلفي بجنون
أريد أن أغنّي وأهاجر
أن أنهب وآكل وأثور
هذا من حقي
لقد ولدتُ حرّاً كالآخرين
*
ولدتُ عارياً، شبَبْتُ عارياً
كالرمح
كالإنسان البدائي
سأنزع جلود الآخرين وأرتديها

برگردان شعر به فارسی؛ سعید بوسامر و سماهر اسد

“در یک روز ابری”
نمی‌خواهم سپاسگزار باشم
نمی‌خواهم لبخند بزنم
سفرهرا با تازیانه‌ام خواهم زد
و درها را در پست سرم دیوانه‌وار می‌کوبم
می‌خواهم آواز بخوانم و ترک دیار گویم
سرقت کنم و بخورم و بخروشم
این حق من است
آزاد همچو دگران زاده شدم
*
برهنه زاده شدم و برهنه بزرگ گشتم
همچو نیزه
همچو انسان اولیه
پوست دگران را از جا می‌کَنم و برخود می‌نهم.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *