نگاهی به پیشینه‌ی رودخانه‌ی بهمنشیر

 رودخانه‌ی دایمی کارون از رودخانه‌های مستقل زیر حوضه‌ی کارون بزرگ است که در استانهای چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد و خوزستان جریان دارد. این رودخانه از بهم پیوستن دو رودخانه ی کیار و آب جونقان واقع در حدود ۸ کیلومتری جنوب غربی شهر جونقان در محدوده ی شهرستان جونقان در استان چهار محال و بختیاری تشکیل می شود. این رودخانه در مسیر خود روستاها و شهرهای متعددی (بهشت آباد، گل سفید، بزنگان، فارسون، آب گنجشکان و..، گتوند، شوشتر و … عرب حسن، ملاثانی، ویس، عارمیه، و … اهواز، اسماعیلیه، کفیشه، حفار شرقی، خرمشهر و آبادان) را مشروب ساخته و در نهایت در شهر خرمشهر دو شاخه می شود: یک شاخه رودخانه ی بهمنشیر را تشکیل می دهد و شاخه ی دیگر به اروندرود می ریزد. این رودخانه در ابتدای مسیر با نام بهشت آباد در جریان بوده و از شهر شوشتر تا محلی که رودخانه ی دز را دریافت می کند، با نام شطیط معروف است. همچنین رودخانه های، آب بازفت، آب سرحوض، شلال، آب کیارس، آب کری، آب کوهرنگ، خرسان، دز، سبز آب، مرغاب، آب جونقان، کیار و … به این رودخانه متصل می گردند و تا قبل از شهر گتوند در جهت های مختلف شمال شرق به جنوب غربی، شمال غرب و جنوب شرق، شرق به غرب و جنوب شرق به شمال غرب جریان دارد. از شهر گتوند تا مصب که در سطوح هموار طی مسیر می کند با جهت کلی شمال به جنوب جریان می یابد. طول رودخانه ۹۵۰ کیلومتر با حوضه ای به مساحت ۶۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است. شیب متوسط بستر آن در مناطق کوهستانی بدلیل طولانی بودن مسیر حدود یک درصد و در مناطق جلگه ای کمتر از یک درصد است. رود كارون يا به تعبير عرب «دجيل‌اهواز» نيز در عصر ساساني و طي چند سدة نخست اسلامي، جدا از شطالعرب و از شرق خرمشهر و آبادان و از طريق خور موسي، مستقيمًا به خليج فارس ميريخت. بستر رود كارون در شرق خرمشهر و آبادان در گذر زمان متغير بوده و كارون در مسير سفلاي خود، هر از چندي از طريق يكي از سه بستر زير: شط قديمي(كهنه رود)، شط الأعمي(رود كور) و شط قبان، به خليج فارس مي‌ريخته و بهمنشير (بهمن اردشير) چهارمين و آخرين بستر كارون در اين بخش از مسير خود بوده است.

در قرن چهارم هجري به دستور عضدالدوله ديلمي نهري موسوم به «نهر عضدي» (حفار، نهر بيان) ميان رود كارون و شطالعرب (شمال خرمشهر) حفر گرديد و بدين‌وسيله، رود كارون با شط العرب مرتبط شد و جزيرة آبادان به وجود آمد كه بخش اعظم شهر خرمشهر، يعني بخش شرقي اين شهر و همچنين شهر آبادان را در خود جاي داده است. 

شط کور: در فاصله ده تا دوازده میل بالای بهمنشیر مجرای سوم کارون واقع شده است که حالا خشک و خالی است و روزگاری شاید قبل از وجود بهمنشیر کارون از آن راه به دریا می ریخته است. این رودخانه خشک که گمان می رود همان است که نثارخوس بقصد پیوستن به اسکندر کبیر در شوش با کشتی از آن عبور نموده حالا کارون العامیه یا کارونکور نام دارد .

افسران بحری که با کشتی نفرات به سال ۱۸۳۶ تا دریا سیر کرده بودند فرو رفتگی با عرض دویست یارد ملاحظه کردند که در وسط آن هنوز مجرای کوچکی بوده و هنگام جزر و مد آب درآن می ریخته و موقع جزر فقط یک پا آب شور درآن می مانده است. احتمال این که همین مجرای اصلی کارون باشد از این مطلب تأیید می شود که جغرافی‌دانهای عرب طول نهر حفر شده را چهار فرسنگ یا در حدود پانزده میل نوشته اند که معادل درازی فعلی کارون العاميه تا بحمره است بنا براین می توان حقأ استنباط نمود که نهر واقع در پائین مجرای اصلی کاملا مصنوعی بوده است.

این فرض را حقیقت ذیل تایید می کند که گفته اند در عهد ایلامیها (عيلاميها) و بابلی ها از قسمت پایین کارون به بهمنشیر مجراکنده بودند که مبدأ آن سبلة کنونی بوده که در زمان اسکندر وجود داشته.

این مجرا را عضدالدوله تعمیر کرده و نهر یا کانال جدید نام داده بود . مقدسی جغرافیدان عرب بالای بهمنشیر را فم العضدی (جوی عضدی) نامیده بود.

کانال قبان (گبان): از کارون العاميه به فلاحيه پایتخت سابق بنی کعب که در کنار رودخانه جراحی است مجرائی است که به قبان یا گبان معروف بوده است. در قرن پیش در این منطقه کارون بوسیله شيخ سلمان بنی کعب سدی ساخته شده بود تا آب به کارون العاميه برده باشند. هنگام لشکر کشی کریم خان این سد ویران شده و کارون العاميه هم كما كان کور ماند.

در بعضی از مواقع سال این کانال تا فلاحيه قابل کشتی رانی است. درمسافتی دور از آن مقبرهای مخروطی دارای سیزده پله یا طبقه متعلق به روبيل ابن يعقوب یا بطوری که گاهی گفته اند ریواج علی در ساحل راست نهر برپاست وآن یگانه بنا و اثر آن حوالی است که بسته به مسیر رودخانه گاهی در سمت راست و زمانی در طرف چپ به نظر می رسد. سپس بنای کوچک دیگر به اسم امامزاده علی بن حسین است که شش درخت خرما برآن سایه انداخته‌اند که طی جریان مارپیچی نهر، گاهی دور و گاهی نزدیک می نماید، و قدری دورتر در طرف راست آن به امام سبا ياسبعه می رسیم که در وسط راه به اهواز واقع است بعد از آنجا هم قرار گاهی به نام قاجاریه اخیرا در ساحل راست رودخانه تأسیس یافته که تلگراف خانه و توقفگاه برای کشتی‌هاست. 

 بهمنشير (بهمن اردشير، بهم‌شیر): شاخه‌ای از رود کارون و پرآبترین دهنه‌ی آن می‌باشد. بهمنشیر مخفف نام بهمن‌اردشیر، اولین پادشاه ساسانی است که اقدامات عمرانی بسیاری بنام او در این ناحیه ثبت شده است. اردشیر بابکان مقارن سال ۲۲۴ میلادی پس از فتح کرمان به تسخیر خوزستان پرداخت و خوزستان را جزو قلمرو ساسانیان نمود واضح است که با توجه به گستردگی قلمرو ساسانیان، جزیره آبادان تحت فرمانروایی ساسانیان بوده است و برای نگاهبانی از مرزهای جنوب، در آن نیز پاسگاه هایی ساختند. آبادان در دوره‌ی حکومت ساسانیان از توابع استان «شاد بهمن به شمار می آمد اردشیر اول ساسانی شهر «بهمن اردشیر» بهمنشیر را در سرزمین قدیم آبادان کنونی پی افکنند. اردشیر با قتل بندو، آخرین پادشاه مستقل دولت آبادان، نام آن را نیز تغییر داد و در دوره ساسانی به آن «اردشیر» یا «کرخ میسان» می گفتند و همچنان پایگاه تجاری بازرگانان چینی، هندی، ایرانی، عرب و روم بوده است.| اردشیر بابکان مقارن سال ۲۲۲ م. با شاهان دست نشانده ی پارس و ملوک طوایف اطراف به خصوص کرمان، اصفهان، خوزستان، و میشان جنگید و آنان را شکست داد و با استفاده از ضعف و اختلافات داخلی دولت اشکانی، خود را شاه خواند. اردشیر به سال ۲۲۶ م. رسم تاج گذاری کرد و عنوان شاه شاهان ایران را اختیار کرد وی بر تخت زرین نشست، تاج بر سر نهاد، و بزرگان و توده ی مردم را بار داد. باشندگان او را به شاهنشاهی درود گفتند و کامیابی او را آرزو کردند. آنگاه اردشیر به آنان گفت:« خداوند رحمت خدا را بر ما فرو فرستاد و سخن مان را یکی کرد و نعمت خویش را بر ما ارزانی داشت و مرا نماینده اش بر زمین و بندگانش فرمود تا کارهای دین و پادشاهی را که دو برادر توأم اند استوار سازم و آیین داد و نیکوکاری را پایدار کنم. اردشیر پس از تاج گذاری به کمک ارتشی منظم دشمنان و مخالفان خود را یکی پس از دیگری از پای در آورد و منطقه ی نفوذ خود را از فرات تا مرو، هرات و سیستان وسعت بخشید. سپس متوجه غرب شد و به سال ۲۲۸ م. از فرات گذشت و با تسخیر شهرهای نصيبين و حران قدرت خود را به تنها حریف نیرومند یعنی رومیان نشان داد. اردشیر بابکان در خوزستان شهرهای تستر (شوشتر)، هرمز اردشیر (اهواز)، و رامهرمز اردشیر (رامهرمز) را بنا کرد. اردشیر اول ساسانی در خوزستان و بین النهرین، یازده شهر بنیان گذارد. شهر «وهشت آباد» اردشیر را در شرق دجله پی افکند. در نزدیکی این شهر، ابله که یونانیان آنرا اپولو گوس می نامیدند، شهری بزرگ و پررونق شد. بر جای و هشت اردشیر و ابله ی کهن، به روزگار خلیفه ی دوم شهر بندر بصره بنیان گرفت. بهشت آباد اردشیر بر دو سوی رود دجله بود. شهر بهمن اردشیر (بهمنشیر) نیز شهر دیگری بود که اردشیر در این خاک (یعنی در سرزمین قدیم خرمشهر و آبادان کنونی) پی افکند. حدود جغرافیایی استان شادبهمن و نام شهرهای آن بنا به نوشته ی دکتر محمدی ملایری در کتاب «تاریخ و فرهنگ ایران» (دل ایرانشهر) بدین گونه است استان شادبهمن جنوبی ترین استانهای دوازده گانه ی سورستان با سواد بوده که به خلیج فارس می پیوسته و با وصفی که یاقوت از بابل قدیم نوشته است که از زیر کسکر تا جنوب عراق را در بر می گرفته، این استان بخش مهمی از بابل قدیم را شامل می شده است. استان شادبهمن که به آن استان دجله هم می‌گفته‌اند، دارای چهار تسو بوده بدین ترتیب : ۱- تسوی بهمن اردشير ۲- تسوي میشان (به عربی : میسان) که نام دیگرش ملوی بوده ۳- تسوی دشت میشان (به عربی: دست میسان) که همان ابله است ۴- تسوی ابر قباد. ابن خرداد به، نام این استان را شادبهمن و قدامه آن را خسروشادبهمن نوشته است. در این نام‌ها و محل آنها در بعضی از مأخذ جغرافیایی و تاریخی عربی و اسلامی کم و بیش جابجایی و اختلاف هایی دیده می شود که گمان می رود ناشی از تغییراتی باشد که در دوره های مختلف تاریخی، در آنها یا در قلمرو آنها روی داده است. مثلا بهمن اردشیر که در آغاز این صورت به عنوان تسویی از تسوهای چهارگانه‌ی این استان آمده و به احتمال زیاد نام این استان از نام همین تسو گرفته شده است. در معجم البدان یاقوت در ضمن تسوهای استان شاد بهمن، نامی از آن نیست، ولی در ذیل کلمه، بهمن اردشیر آن را استانی وسیع خوانده بین واسط و بصره که تقریبا همه استان شادبهمن را در بر می گیرد و مسیان و مذار و بصره را هم جزو آن شمرده است و در جایی دیگر جزیره ی آبادان یعنی همان جایی را که میان رودان می خواندند، جزو همین استان بهمن اردشیر نوشته و ابن رسته هم این استان یعنی استان بهمن اردشیر را که آن را به جای استان كوره خوانده، آخرین کوره های عراق و آخر آن را هم جزیره میان رودان دانسته است.

اطراف رودخانه‌ی بهمنشیر از نواحی مهم خرماخیز خوزستان بشمار می‌رود و در کرانه غربی آن نسبت به کرانه شرقی نخلستان‌های بیشتری وجود دارد. رودخانه‌ی بهمنشیر، نخلستان‌های سواحل آن و انهار منشعب از آن بخش مهمی از گردشگری طبیعی و روستایی و آگروتوریسم منطقه آزاد اروند محسوب می‌شوند که در صورت ایجاد زیرساخت‌های لازم می‌توانند به قطب گردشگری آبی و روستایی جنوب کشور تبدیل شوند.

منابع مطالعاتی:

جلالي عزيزيان، حسن. (۱۳۷۷)، تاريخ آبادان در روزگار اسلامي، انتشارات بنياد پژوهش‌هاي اسلامي آستان قدس رضوي.

دانشنامه جهان اسلام: جلد ۱۳، بنیاد دایره المعارف اسلامی.

دشتی، محمد. (۱۳۸۴)، جغرافياي تاريخي شبكة آبهاي بين النهرين (بخش اول: محور دجله)، نشریه نامه تاريخ پژوهان، شماره ۱٫

شوشتری، قاضی نورالله. (۱۳۷۶)، مجالس المومنین، نشر اسلامیه.

لسترنج، گی . (۱۳۳۷)، جغرفیاي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمه‌ی محمود عرفان، انتشارات علمی و فرهنگی.

کرزن، جرج.ن. (۱۳۴۹)، ایران و قضیه‌ی ایران (دو جلد)، مترجم:غلام‌علی وحید مازندرانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

موسوی، سید عارف. (۱۳۹۳)، تاریخ آبادان (۴ جلد)، انتشارات موسسه فرهنگی شمیم یاس ولایت.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *