هستی و موسیقی

جوامعِ امروزه، در جاي جاي اين كرهٔ پهناورِ خاكي، گرايشِ فراوانی به موسيقي دارند.
در این زمانه ، موسيقي كاربردي بنیادین به خود گرفته، به نحوي كه در هر كجا باشيم و در هر شرايطي،صداي موسيقي به شيوه هاي مختلفی به گوش مي رسد.
زبانِ موسيقي مي تواند شكلهاي متفاوت تری نیز داشته باشد ، ممكن است اعتراضي باشد يا انتقادي يا اين كه طنز گونه و يا حتي آميخته با هجو .
منتقدي كه با نگارش ده ها كتاب در صددِ فهماندنِ مفاهیم مقصود به ديگري است و سالها وقتِ گرانش را صرفِ رساندنِ لُبِّ كلامش به ديگران كرده، همان را يك موزيسيَن، با تنظيمِ قطعه اي موسيقي به سمع و نظرِ همه مي رساند.
اما اين موسيقي چيست كه اين گونه در وجودمان رخنه كرده و روحمان را به تسخير خود درآورده است؟!
موسيقي ندايي ست دروني از روحي سرگردان براي نيل به ثباتي ابدي است.
موسيقي را در همه جا مي توان فهميد، در تپشِ قلب ها، در غرشِ آسمان هنگام رعد و برق ، در سقوط قطره هاي باران به زمين، در امواجِ درياها، در آوازِ بلبلان و كبوتران، در جيرجيرِ جيرجيركها و واق واقِ سگها به هنگام شب، در نيزارها به هنگامِ وزشِ باد، در لبيك گويانِ طوافِ بيت الله:لبيك اللهم لبيك*لبيك لا شريك لك لبيك*ان الحمدَ و النعمةَ لك والمُلك*لا شريكَ لك. به هنگامِ دعا با معبودِ خویش …
جهان پر از موسيقي است ، براي شنيدنش گوشها را بايد شست.
هنگامی که به قطعه اي از موسيقي گوش فرا مي دهيم بايد اجازه دهيم نُت ها و نواهاي اين قطعه در روحمان، در شَرَيانهاي حياتيِمان و در اعماقِ وجودمان ساري و جاري گردند.
در موسيقي لطافت، محبت،طراوت، لذت و هر آنچه كه نامش نيك است وجود دارد. در جوامعي كه براي يك موسيقيدان احترام خاصی قائل مي شوند، قطعاً اين جوامع از نشاط و شادابيِ افزون تري برخوردار خواهند بود.
اين مقوله، كه موسيقي را غذاي روح مي داند، به چه چيزي اشاره دارد؟ طبعاً روح ارتباط عميقي با امور روحاني و پاك دارد و اگر چنانچه روح ناپاك شد فاجعه رخ خواهد داد. نوزادي كه با صداي لالاييِ مادرش به خوابي عميق مي رود چه دركي از منطقِ موسيقي مي تواند داشته باشد؟ جز اين است كه روحش آن ارتباط را برقرار مي سازد؟! حيواني كه با شنيدنِ موسيقي، شيرده تر مي شود چه دركي از نت هاي يك سمفوني دارد؟ جز اين است كه روحش آن ارتباط را برقرار مي سازد؟
اين ناشناخته که به روح تعبیر می شود چيست كه اين گونه كُنهِ ذات را به سيطره دارد؟!
چرا اين روحي كه در اجسام است در جستجويِ كمال است؟واقعاً چرا؟!
و نَفَختُ فيهِ مِن روحيٖ…!

 

ادیب احمد

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *