چگونگی شکل‌گیری و توسعه‌ی کالبدی شهر صنعتی آبادان

چنانچه می‌دانیم، قرن هجدهم سرآغاز توسعه‌ی فعالیت‌های صنعتی و تولیدی بود و در گوشه و کنار شهرها، بتدریج  مراکز صنعتی نضج گرفت.

بروز انقلاب صنعتی و تغییرات ناشی از آن در گسترش کالبدی شهرها بر مسیر معابر و خیابان‌های جدید، خطوط و ایستگاه‌های راه آهن، آبراهه‌ها و خطوط کشـتیرانی برجای گذاشـته است. بنابراین، پیشرفت شهرنشینی و توسعه‌ی شهری، نتیجه‌ی مستقیم انقلاب صنعتی و ترقی اقتصاد سرمایه‌داری است، که نخست در کشورهای غربی و سپس در کشورهای در حال توسعه اتفاق افتاده است. بر این اساس، وقوع انقلاب صنعتی تحولات گسترده‌ای را در ساختار و کارکرد سکونتگاه‌ها به وجود آورد. این تحولات، به فراخور شرایط زمانی و مکانی و میزان صنعتی شدن، متفاوت بوده است. مثلاً در انگلستان در قرن نوزدهم بسیاری از مراکز جدید صنعتی، مثل منچستر و بیرمنگام، از حالت یک روستا یا یک شـهر کوچک به یک شهر بزرگ تبدیل شده‌اند.

شهرنشینی ﺑﺎ اﻧﻘﻼب صنعتی ﺷﺘﺎب ﺑﻴﺸﺘﺮی ﻳﺎﻓﺖ ﺑﻪ عبارتی ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺻﻨﻌﺖ ﻋﺠﻴﻦ ﺷﺪ. ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ رﺷﺪ ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ و ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﺮان ﺷﻬﺮﻫﺎ ﮔﺴﺘﺮش ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ و ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻫﺴﺘﻪ اصلی ﺷﻬﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﮔﺮدﻳﺪ و ﻫﻤﻪ اﺑﻌﺎد ﺷﻬﺮ را تحت ﺷﻌﺎع ﺧﻮد ﻗﺮار داد.

انقلاب صنعتی ساختار شهرها و حیات اجتماعی شهرها را عمیقا دگرگون کرد. تأثیر انقلاب صنعتی بر الگوی شهر بدان اندازه است که از آن با تعبیر عصر دوم شهرنشینی یاد می‌شود. انقلاب صنعتی باعث ظهور شهر صنعتی شد و فرآیند اقتصاد شهری را حاکم کرد. تأسیس کارخانه ها باعث تغییر ساختار شهرها و مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها شد. از سوی دیگر، انقلاب صنعتی گسترش و تنوع الگوی حمل و نقل را به دنبال داشت که خود تأثیری عمیق بر شکلگیری شهر صنعتی گذاشت.

شهر صنعتی، پارادایم شهر جدید را به وجود آورد. با انقلاب صنعتی شهر مدرن پدیدار شد و نظم اجتماعی جدیدی به وجود آمد که در یک سوی آن صاحبان سرمایه و در سوی دیگر توده مهاجران بودند. دو قطبی شدن شهرها از لحاظ فیزیکی و اجتماعی ماحصل انقلاب صنعتی و مدرنیته بود.

ﻣﺪرﻧﻴﺴﻢ ﺟﻨﺒﺶ عظیمی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ اﻧﻘﻼب صنعتی ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺧﺮد و ﻗﺪرت ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی در پی ﺳﻌﺎدت اﻧﺴﺎنی ﺑﻮد و ﺷﻬﺮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﺎد ﺗﻤﺪن ﻣﺪرن ﺗﺤﻮﻻت ﺑﺰرگی را از آن ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ در ﻫﻤﻴﻦ راﺳﺘﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺷﻬﺮی ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ ﻗﺪرت ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی و ﻣﻬﻨﺪسی ﺑـﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﻬﺮﺳﺎزی ﻣﺎشینی و ﻫﻨﺪﺳﻪ ﮔﺮایی روی آورد.

در بسیاری از شهرهای صنعتی، صاحبان صنایع برای نیل به کارایی و سود بیشتر، در کنار مراکز کاری خود به احداث شهرکهای مسکونی همراه با فضاهای جنبی تجاری، ارتباطی، فرهنگی، تقریحی و آموزشی دست زدند بنابراین حفظ منافع مالکان و رفع نیازهای آنها سبب شکلگیری “شهرسازی کاربردی” شد که برخلاف شهر سنتی، فرم آن صرفا از نظر سودآوری و تامین نیازهای کارگران توسعه یافت.

شهر بتدریج و اولین بار تضاد طبقاتی و جدایی‌گزینی را در اثر انقلاب صنعتی تجربه کرد. گروه‌های کم درامد در کنار حوزه های فعالیتی (اعم از داخل و خارج شهر) و گروه‌های با درامد بیشتر در نواحی خوش آب و هوا و خوش منظره استقرار یافتند.

در دوران انقلاب صنعتی برخی شهرها بدلیل قطعه‌بندی و جدایی‌گزینی میان بخش‌های مختلف شهر و سکونت افراد کم درامد در حواشی شهر علاوه بر رشد نامنظم و خودرو حاشیه شهرها، تضاد طبقاتی و جدایی گزینی اجتماعی و فرهنگی نیز در ساختار شهر پدیدار شد.

اولین گروهی که به نقد وضعیت موجود پرداختند، پیش‌شهرسازان نوگرا بودند، آنان به‌تبع تفکرات مدرنیستی، بر این باور بودند که با کمک علم و عقل جدید، علاوه بر رفع مشکلات، می‌توان به توسعه‌ی لازم دست یافت.

می‌توان گفت که اندیشه‌های پیش‌شهرسازی قرن ۱۹م. با همه‌ی گرایش‌های نوگرایی، طبیعت‌گرایی، فرهنگ‌گرایی و نظایر آن، در قرن ۲۰م. هم به‌طور مبسوط و در عین حال تئوریزه شده با نام «شترسازی» ادامه یافت، با این تفاوت که دانش شهرسازی این دوره، به‌دنبال رشد تفکرات تحصیل‌گرایی در عرصه‌ی علم و بروز مسائل و مشکلات پیچیده، بصورت یک «علم مستقل» مطرح شد و نگاه به شهر گزینشی و بیشتر به جنبه‌های کالبدی و فیزیکی محدود بود.

در این دوره و خصوصاً بعد از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴م.) برای رسیدن به کارایی و بازده بیشتر، از پرداختن به تزیینات و جزئیات حذر شد. با فرض بازدارنده بودن مباحث تاریخی، نظام معماری و شهرسازی جدید، مستقل از رویدادهای گذشته توسعه یافت و جامعه علمی از طریق «سلسله کنگره‌های معماری مدرن» بر اهداف و سیاست‌های عصر جدید صحه گذاشته و در طراحی‌های شهری استفاده شد.

در میان کنگره‌های معماری مدرن، کنگره‌ای که بیش از همه مسائل شهرها را به‌طور منطقی تئوریزه کرد و حداقل چندین دهه علاوه بر جوامع اروپایی و آمریکایی، شهرهای اقصی نقاط عالم از جمله شهرهای کشورهای توسعه ‌نیافته را تحت تأثیر قرار داد، «کنگره‌ی چهارم» با عنوان «شهر کارکردی» بود. این کنگره در سال ۱۹۳۳م. به نام سیام درشهر آتن برگزارشد و با بیانیه‌ای به نام «منشور آتن»، شهرها می‌توانستند چهار عملکرد حیاتی اعم از: مسکن، کار، تفریح و ارتباطات را در بطن خود داشته باشند.

شهرسازی در شهر مدرن و صنعتی آبادان نیز که بر پایه صنعت نفت شکل گرفته بود، تاحدود زیادی تابع این نظام بوده و ترکيب سه مفهوم معيارهای کالبدی، فعاليتی و هويتی مفاهيم پايه‌ای در شکل‌گيری اين شبکه می‌باشند. در طول زمان نيز اين مفاهيم موجب استمرار عملکردی نظام فضاهای شهری در ساختار بافت‌های تاريخی می‌باشد.

شهر، بزرگترین و پیچیده ترین ساخت و ساز بشر، را می‌توان مانند تار عنکبوت، یا کندوی زنبور عسل یا همچون افرینش هنری نوع بشر به‌شمار آورد. افزون بر این، شهر از موقعیت انسان به عنوان موجودی اجتماعی اجتماعی تفکیک ناپذیر است. شهرها عمیقا با شهروندان و تمدنشان در پیوند هستند. به‌نظر می‌آید که پیدایش شهرها و جوامع پیچیده‌ی مدرن در ارتباطی موازی می‌باشند. کاملا آشکار است که نظم شهری در شهرها، ترکیب فیزیکی و طرح کلی آنها، بازتاب دهنده مردمی است که در آنها زندگی می‌کنند. همچنین بازتاب دهنده سازمان اجتماعی و سبک زندگیشان نیز هست.

بافت هر شهر کمیتی پویا و در حال تغییر است که وضع کالبدی شهر و چکونگی شکلگیری آن را در طول زمان نمایان میسازد. بافت هر شهر، نخست، دانه بندی فضای کالبدی شهر یعنی فضاهای خالی و پر و مقدار آنها را نسبت به یکدیگر و چگونگی رابطه و حد نزدیکی بین آنها را مشخص می‌کند. دوم، شبکه‌ی ارتباطات و نحوه‌ی دسترسی و خصوصیات کلی راه‌ها و کوچه‌ها را آشکار می‌کند و توسط آن می‌توان راه‌های اصلی و فرعی را تشخیص داد. سوم، بافت هر شهر می‌تواند گویای چگونگی و نحوه‌ی توزیع فضایی فعالیت‌ها و عملکردها باشد. چهارم، بافت هر شهر، نحوه‌ی شکل‌گیری و مراحل رشد و توسعه‌ی شهر در طول زمان را منعکس می‌کند. پنجم، می‌تواند بیانگر روند رشد و توسعه‌ی اقتصادی شهر باشد.

یکی از عوامل اصلی و بسیار مهم در تشکیل بافت شهری، عوامل طبیعی، جغرافیایی و زمین‌شناختی می‌باشد. سه عامل زمین، آب و هوا از عوامل اساسی و مهم طبیعت هستند. در بافت شهر آبادان آب و وجود دو رودخانه‌ی موازی یکی از عوامل مهم و اصلی در شکل‌گیری و محل استقرار شهر  به‌شمار می‌رود.

بافت شهرهای ایران به دو نوع، پیوسته و گسسته طبقه بندی می‌شوند. شهرهای واقع در نواحی گرم و خشک و نواحی سرد کشور اغلب دارای بافتی پیوسته و متراکم هستند. در نواحی معتدل و مرطوب شمال کشور و نواحی گرم و مرطوب مجاور سواحل خلیج فارس، اغلب شهرها دارای بافت گسسته می‌باشند. بافت آبادان نیز با توجه به قطعه بندی از پیش تعیین شده و جداسازی بافتهای شرکتی از بافتهای دیگر دارای فرمی گسسته است.

بطور کلی شهر آبادان را می‌توان مجموعه‌ای از فضاهای کالبدی ایستا شامل بافت‌های شرکتی و غیر شرکتی و فضاهای پویا شامل راه‌های دسترسی بین مکان‌ها دانست. در شهر امروزی آبادان به‌دلیل گسترش وسایل حمل و نقل ماشینی، حجم فضاهای پویا به‌شدت گسترش یافته و فرم فضاهای ایستا از حالت خطی به عمودی (افزایش ارتفاع نسبت به سطح) تبدیل شده است که یکی از آثار نامطلوب سلطه‌ی حرکت سواره و زندگی ماشینی در شهرها مخدوش شدن سیما و منظر و سرسپردگی هویت معماری و شهرسازی بوده است.

استفاده بیشتر از حرکت‌های پیاده در گذشته باعث ارتباط و ادراکات بصری بیشتر بین شهروندان با معماری و شهرسازی می‌شده است که نمونه ی زیبای این مساله کوچه باغ‌ها و استفاده از میدان‌ها و فضاهای خالی و سبز میدان مانند به‌عنوان ایجاد مکث و توقف کوتاه در یک مسیر ممتد، در بافت‌های شرکتی آبادان می‌باشد. مساله مهمی که در سه دهه اخیر شهرسازی و معماری به‌دلیل پیچیدگی و گستردگی روابط اجتماعی دچار نوعی آشفتگی و سردرگمی در فضاهای پویا و ایستا شده است.

شهر جدید آبادان که شامل محدوده‌ی محله امیری بوده، با عنوان Abadan Town or Village برای اولین بار در نقشه ی مورخ ۱۹۲۸م. مشخص شده است. پیش از آن آبادان در نقشه سال ۱۹۲۵م. با عنوان Old Sheikh Village with Bazar معرفی شده است.

در این نقشه شهر آبادان در جنوب شرقی پالایشگاه قرار گرفته و به‌واسطه‌ی پارکی تازه ساز با عنوان Park Area از ردیف خانه های کارگری (کولی لاین‌ها) جدا شده است.

شهر برای مقصودی خاص که همان پالایشگاه و صنعت نفت بوده، پدید آمده و به همان مقصود هم توسعه یافته است. آبادان شامل بافتی بسیار متراکم و کم وسعت، متشکل از بناهای بومی و ساده‌ای که قبل از پالایشگاه هم وجود داشته و انبوهی از خانه‌های جدید برای اسکان کارگرانی که داخل و پیرامون پالایشگاه مشغول بکار بودند، لیکن شرکت نفت مسکن کافی برایشان تدارک ندیده بود. هر دو منطقه‌ی مسکونی، هم بخش شهری (غیرشرکتی) و هم بخش شرکتی یا منطقه‌ی ویلایی به‌صورت باغشهر با قطعه‌بندی های بزرگ در غرب پالایشگاه قرار گرفته بود، در خدمت پالایشگاه و در راستای خدمات رسانی به آن بودند.

واژه‌ى باغشهر نخستين بار در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم توسط ابنزر هاوارد -شهرساز انگليسى- در ادبيات شهرسازى جهان پديدار شد.

در واقع شهر جدید آبادان یک شهر خدماتی بوده که نظام شکل‌گیری و برنامه‌ریزی سیاست‌های آن بر پایه صنعت نفت و سلسله مراتب درون سازمانی، عملکردی و نظام طبقاتی – اجتماعی آن شکل گرفته است.

وجود حمل و نقل سريع‌السير، سلسله مراتبى از فضاهاى سبز، فاصله اندك زمانى و مكانى ميان مناطق سكونتى و مراكز كار و فعاليت، مالكيت عمومى بيشتر زمين‌هاى شهر، فرم دايره مانند و سيستم شعاعى شبكه‌ی معابر، وجود صنايع سبك و خودكفايى اقتصادى شهر از جمله مهمترين ويژگى‌هاى اين سكونتگاه‌ها به شمار مى‌رود.

استخوانبندی یک شهر مجموعه‌ای است مرکب از یک ستون فقرات و شبکه‌ای به هم پیوسته از کاربری‌ها و عناصر مختلف و متنوع شهری که شهر را در کلیت آن انسجام می‌بخشد. الگوی ساختار کالبدی استخوان‌بندی شهر آبادان از نوع خطی در امتداد جهت شرقی – غربی بوده که اجزا و عناصر کالبدی شالوده‌ی اصلی شهر را دو گروه عناصر مصنوع و عناصر طبیعی تشکیل داده‌اند. عناصر مصنوع عبارتند از: پالایشگاه و تأسیسات وابسته به آن، بافت‌های شرکتی و شبکه‌ی دسترسی به این دو، و عناصر طبیعی عبارتند از: رودخانه‌ها، انهار منشعب از رودخانه‌ها و پوشش‌های گیاهی شامل نخلستان‌ها.

ستون فقرات شهر اصلی‌ترین دسترسی در شهر است که بهترین عناصر و مجموعه‌های شهری، در راستای آن به هم می‌پیوندند. ساختار کالبدی بافت شهر آبادان در بعضی محله‌ها به‌صورت شطرنجی، در برخی به‌صورت تارعنکبوتی و در برخی ترکیبی از هر دو نوع می‌باشد.

وجود عنصر طبیعی دو رودخانه در شمال و جنوب شهر و نخلستان‌های مشرف به آنها به مثابه عوامل کشش و جهت‌دهی به توسعه‌ی شهر عمل می‌نمایند.

مجموعه‌ی عناصر کالبدی بافت‌های شرکتی شهر از قطعه‌بندی‌های منظم طراحی شده به‌صورت باغشهر و از بافتی گسسته تشکیل شده و ساختمان‌ها در میان این قطعات واقع شده‌اند که توسط فضای سبز احاطه می‌شوند. الگوی معماری این بناها از نوع برونگرا است. قطعه‌بندی‌ها و بلوک‌بندی‌های بافت دارای مدول و ریتم معینی بوده و از نظم و هماهنگی خاصی پیروی می‌کند.

نکته اساسی در استخوان‌بندی اصلی شهر، نحوه‌ی پیوند و برقراری ارتباط آن با بقیه‌ی شهر و بخش‌های مختلف آن است. در ساماندهی استخوان‌بندی اصلی شهر باید توجه داشت که هر عنصری برای آنکه بتواند به پدیده‌های دیگر در کنار خود جای دهد و به آن متصل شود به عنصر واسطه‌ای احتیاج دارد که اصطلاحاً به آن مفصل گفته می‌شود.

در شهر آبادان استخوان‌بندی و هسته‌ی اولیه‌ی شهر شامل لکه‌ی پالایشگاه و به‌تبع آن بافت‌های مسکونی پیرامون آن می‌باشد و شبکه‌ی دسترسی و راه‌ها مفاصل واسطه ای را تشکیل می‌دهند. بنابراین پالایشگاه نقطه‌ی عطف و دلیل ایجاد شهر و بافت شهری آبادان محسوب می‌شود.

علاوه بر اینکه شهر جدید آبادان یک شهر صنعتی و متاثر از صنعت نفت می باشد، عوامل اقلیمی و طبیعی نیز در شکل‌گیری بافت آن بی‌تاثیر نبوده‌اند. عواملی نظیر جهت وزش باد مطلوب، شدت و جهت تابش خورشید، وجود رودخانه‌ها و نهرهای منشعب از آنها، در شکل‌گیری، جهت‌گیری و طراحی بافت اولیه‌ی شهر صنعتی آبادان تاثیر بسزایی داشته‌اند.

باد غالب در آبادان از جهت غرب به شرق و شمال غرب به جنوب شرق به شهر می‌وزد. با قرارگیری بافت و محلات شهر در راستای محور غربی – شرقی و کشیدگی بافت در این محور، بادهایی که به سمت شهر می‌وزند به مثابه‌ی سیستم تهویه‌ی شهر عمل می‌کنند که با جانمایی پنجره‌های دوتایی (یکی در بالای دیگری) و کرکری شکل چوبی در اضلاع ساختمان‌ها و در مسیر این بادها باعث کوران هوا و ایجاد هوایی مطلوب در بناها شده‌اند. همچنین با استفاده از فضای سبز به‌جای حصار در پیرامون ساختمان‌ها و نیز ایجاد شکستگی‌های فراوان در اضلاع و طرح ساختمان‌ها به ایجاد سایه و تعدیل هوای گرم منطقه کمک شایانی کرده اند.

شاید بهترین توصیف آبادان از دهه ی ۱۹۲۰م. تا سال ۱۹۵۱م. این باشد:

مجموعه‌ای از لکه‌های شهری که پیرامون پالایشگاه نفت شکل گرفته است. پالایشگاه که منطقه‌ای صنعتی و پیوسته در حال گسترش بود، واقعیت بارز زندگی در آبادان بوده است.

پیدایش آبادان به‌صورت یک شهر مدرن و صنعتی به حدود سال ۱۹۱۰م. باز می‌گردد. در سال ۱۹۰۸م. مقدار قابل توجهی نفت در تپه‌های جنوب غربی ایران، در مسجد سلیمان، کشف شده بود. در پی این مهم شرکتی که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس نامیده می‌شد، تأسیس شد و تاسال ۱۹۱۱م. خط لوله‌ای به طول ۱۳۰ مایل از چاه‌های این تپه‌ها تا جزیره‌ی آبادان در کرانه‌ی اروندرود کشیده شد.

کارشناسان انگلیسی پس از بررسی موقعیت قرارگیری به این نتیجه رسیدند که این شهر می‌تواند به یک موقعیت استراتژیک در پیشبرد اهداف بلند مدت آنها تبدیل شود بر این اساس تصمیم گرفتند تمام امکانات و تجهیزات مدرن ساختمان سازی را از طریق اروند رود و آبهای آزاد به این شهر منتقل کنند. هدف از این کار این بود که می‌بایست صنعت ساختمان در خدمت پاسخ به نیازهای صنعت نوپای نفت باشد.

نقشه‌ی متعلق به سال ۱۹۱۰م. از پالایشگاه نشان می‌دهد که پالایشگاه به سرعت تأسیس و محوطه‌ای هم برای ساخت خانه‌های کارگری (کولی لاین ها) در جنوب شرقی و خانه‌های ویلایی در جنوب غربی قطعه‌بندی شده است. بعد از آن محله‌ی بریم (منطقه‌ی ویلایی) که در مرز جنوب غربی پالایشگاه و در ادامه‌ی چند خانه‌ی ویلایی ابتدایی قرار داشت، در اوایل دهه ی ۱۹۲۰م. از مجموعه‌ی چند ساختمان پراکنده به شبکه‌ای از خیابان‌های قابل گسترش تبدیل شده بود.

گام اول شکل‌گیری شهر مدرن آبادان، به ساخت پالایشگاه و تأسیسات آن محدود می‌شود. در این مرحله، شهرنشینی رشدی بطئی و کند دارد و توسعه‌ی آبادان نیز چشم‌گیر نیست. سرعت نفوذ تکنولوژی محدود است و فقط به پالایشگاه محدود می‌شود در حالی که در گام دوم با رشد سریع شهر در بافت‌های شرکتی با طرح و برنامه‌ی قبلی، افزایش یکباره‌ی جمعیت (خصوصاً غیر بومی)، توسعه‌ی برنامه‌ریزی شده‌ی شهر و ساخت محلات متعدد وابسته به شرکت نفت مواجه هستیم. در این دوره طرح‌های توسعه‌ی شهری با دیدی جامع، سیستماتیک و آینده‌نگر به شهر و بافت شهری شکل می‌گیرند.

در گام سوم، بافت مرکزی شهر (غیر شرکتی) مجزا از بافت شرکتی به‌صورت شطرنجی و نسبتا منظم شکل می‌گیرد که باعت رونق و پیشرفت شهر و نفوذ تکنولوژی بر اساس مقتضیات زندگی جدید می‌شود.

در گام چهارم فرودگاه بین المللی در کنار فرودگاه اولیه‌ای که زمان جنگ جهانی دوم برپا شده بود، احداث می‌شود تا جوابگوی نیاز ساکنان غیربومی و شاغل در پالایشگاه آبادانی باشد.

در گام پنجم شاهد ادامه‌ی روند شکل‌گیری بافتهای شهری (غیر شرکتی) به‌صورت خودرو و طراحی نشده، جهت اسکان کارگرانی که پالایشگاه در اختیار آنها مسکن قرار نداده، می‌باشیم. در گام ششم نیز شاهد احداث پتروشیمی و تکمیل بافت‌های شرکتی بر اساس کمبودهای موجود و جوابگویی به نیاز شاغلین در پالایشگاه و پتروشیمی هستیم.

ایدئوگرام گسترش بافت‌های شهر صنعتی آبادان

در خلال این تغییرات و ساخت و سازهای جدید شرکتی، شکل‌گیری برخی از بافت‌های غیر شرکتی به‌صورت خودرو و تغییرات جدید کالبدی و گسترش شهر در راستای شرقی – غربی و در امتداد دو رودخانه‌ی بهمنشیر و اروندرود به‌صورت مستمر ادامه دارد به‌طوری‌که در اواخر دهه پنجاه آبادان به شهری مدرن با بهترین و پیشرفته‌ترین امکانات مطابق با تکنولوژی روز تبدیل شده بود.

در دوران اخیر بدلیل پراکندگی عناصر شهری و واگذاری منازل شرکتی به ساکنان و پیشرفت تکنولوژی و تغییر الگوی ساختاری مراکز و بخش‌های شهر در استخوان‌بندی و فرم اولیه‌ی شهر دگرگونی و تشتت ایجاد کرده است و خط اسمان شهر را مخدوش ساخته است. در روند گسترش و واگذاری ها بخش اولیه‌ی شهر آبادان که پالایشگاه می‌شد و در واقع نماد و نشانه‌ی شهر بود، اکنون در درجه ی دوم اهمیت قرار گرفته زیرا دیگر مرتفع‌ترین بخش شهر نیست که از همه جای آن دیده شود، اکنون افق دید شهریِ محدبی که برجسته ترین نقطه‌ی آن پالایشگاه و شعله های همیشه سوزان آن بود جای خود را به منحنی مقعری داده که مرتفع‌ترین بخشهای آن را آسمان‌خراش‌هایی تشکیل می‌دهند که در بافت‌های شرکتی واگذار شده احداث شده و بخش‌های زیادی از این بافتها فرم باغشهر خود را از دست داده‌اند.

اصول فضاسازی در شهرسازی و معماری بافت‌های شرکتی آبادان به‌طور کلی عبارتند از :

▪ برون‌گرایی و استفاده از فرم کوشک مانند در طراحی ساختمان‌ها

▪ استفاده از فضای واسط شامل: رواق، سایبان، باغ و باغچه و …

▪ مردم‌واری و تناسبات هندسی انسانی

▪ وحدت و هماهنگی در فضاهای پویا و ایستا

▪ سلسله مراتب فضایی اعم از: فضاهای باز، بسته و نیمه باز، فضاهای عمومی و خصوصی و …

▪ خودبسندگی و استفاده از مصالح بوم آورد

▪ تقارن و تعادل و وحدت بصری در فرم، حجم، نماها ، طرح و …

▪ ریتم و تکرار در خطوط، فرمها، فضاها، شکستگی‌ها و …

▪ طراحی هم‌ساز با اقلیم منطقه و استفاده از تهویه‌ی طبیعی و کوران هوا

▪ استفاده از المان‌های سنتی – ایرانی و بومی در معماری و طراحی بافت‌ها

نتیجه‌گیری:

شهرهای امروزی هر روز علی‌رغم پیشرفت تکنولوژی و پیشرفت علم بسیار دلگیر و کسل کننده می‌شوند و هیچ گونه نظم و یا هارمونی جذابی در آنها به‌چشم نمی‌خورد. دیگر با قدم زدن در کوچه‌های آنها احساس دلپذیری برای انسان رقم نمی‌زند. دیوارها و حصارهای سبز جای خود را به دیوارهای صُلب سنگی، آجری و یا سیمانی داده و دیگر خبری از خودنمایی و رقص شعله‌های نارنجی پالایشگاه از دور نیست، برج‌های سر به فلک کشیده خط آسمان بافت‌های زیبای آبادان را شکستند و دیگر از انتهای خیابان‌ها مشعل‌های همیشه سوزان و برج‌های تقطیر و مخازن پراز طلای سیاه پالایشگاه دیده نمی‌شود تا با دیدنشان حس تعلق خاطری دلپذیر و ارتباطی با فرکانس بالا در وجود شهروندان نقش ببندد.

از میان تمامی بافت‌های شرکتی که پیش از اجرا با اهداف و سیاست‌هایی کاملاً برنامه‌ریزی شده، طراحی شده بودند، بافت‌هایی که می‌توان آنها را دروازه ورود مدرنیته به شهرسازی در ایران دانست و در سال ۹۴ توسط شورای عالی شهرسازی و معماری در لیست بافت‌های مصوب کشور قرار گرفتند، حال تنها بافت بریم و بوارده با خط آسمانی یکنواخت و دست نخورده باقی مانده‌اند. امید است که قبل از واگذاری این بافت‌های ارزشمند فرهنگی – تاریخی، به ساکنان و کارمندان پالایشگاه، تمهیداتی جهت حفظ و تاب‌آوری آنها اندیشیده‌ شود تا بعدها پشیمان نشده و شرمنده‌ی آیندگان نباشیم.

در پایان می‌توان گفت :

یکی از گرایش‌های متضاد عصر ما این است که علی رغم توسعه شهرنشینی، خود شهر، هر روز بیشتر ناپدید می‌شود.(لوییس مامفورد)

و در واقع وقتی به آنجا، یعنی شهر،  می‌رسی، انگار آنجایی وجود ندارد.(گرترود استاین)

آن خانه‌های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک‌ها به یکدیگر،

آن بام‌های بادبادک‌های بازیگوش،

آن کوچه‌های گیج از عطر اقاقی‌ها،

آن روزها رفتند … (فروغ فرخزاد)

منابع مطالعاتی:

بنه‌وُلو، لئوناردو. (۱۹۲۳)، بنیادهای شهرسازی مدرن، ترجمه: مهدی کوثر (۱۳۹۵)، انتشارات دانشگاه تهران.

پاپلی ﻳﺰدی ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﻴﻦ و ﺳﻘﺎیی ﻣﻬﺪی. (۱۳۸۱)، ﺳﻨﺖ ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ ﺑﺎزﺧﻮانی ﻳﻚ ﻣﻘﺎﻟﻪ”ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ از رواﺑﻂ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ اﻧﺴﺎن(ﻓﺮﻫﻨﮓ)ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﻣﺤﻴﻂ”، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎیی ﺷـﻤﺎره ۶۵ و ۶۶٫

پاكزاد، جهانشاه. (۱۳۸۶)، سير انديشه ها در شهرسازى(از آرمان تا واقعيت)، ج۱، تهران: وزارت مسكن و شهرسازى، شركت عمران و شهرهاى جديد.

حمیدی، ملیحه. (۱۳۷۶) ،استخوان‌بندی شهر تهران، جلد اول، نشر معاونت فنی وعمرانی شهرداری تهران.

سلطان‌زاده، حسین. (۱۳۹۰)، تاریخ مختصر شهر و شهرنشینی در ایران از دوره‌ی باستان تا ۱۳۵۵ه.ش، انتشارات چهارتاق.

شیعه، اسماعيل. (۱۳۸۹)، نقش دهی صنعتی به شهرهای ایران در دوران معاصر، نشریه بین المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره ۵٫

فردانش، فرزین. (۱۳۸۵)، آبادان: شهرسازی و معماری تحت مدیریت شرکت نفت ایران و انگلیس، فصلنامه‌ی گلستان هنر، شماره‌ی چهار، سال دوم.

محمدزاده، رحمت. (۱۳۸۸)، بررسی آثار مدرنیته‌ی غرب بر شهرسازی ایران، نشریه صفه، شماره ۴۸٫

فرهمند، شکوفه و علی عسگری و مرتضی ســامتی. (۱۳۸۷)، تحلیل فضایی توسعه شهری در ایران(رشــد اندازة شهرها)، تحقيقات اقتصادی، شماره ۸۲٫

مارشال، استفان. (۱۹۶۷)، شهرها،طراحی و تکامل، ترجمه حسین بحرینی، انتشارات دانشگاه تهران.

ناظمی، الهام. (۱۳۹۶)، شهر و شهرسازی در دوران انقالب صنعتی و پس از آن.

March, alan (2004). Democratic dilemmas, planning and Ebenezer Howard’s Garden City. Planning Perspectives,19.

نجلا درخشانی؛ کارشناسی ارشد مرمت و احیاء بناها و بافت‌های تاریخی

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه برای “چگونگی شکل‌گیری و توسعه‌ی کالبدی شهر صنعتی آبادان”

  1. باسلام و احترام
    مقاله نشان از مطالعه و پژوهش عمیق نویسنده محترم دارد ولی خواندن مقالات مطول بوسیله نمایشگرهای نورافشان فعلی و نه بر روی کاغذ چشمان را می فرساید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *