شط دوباره طغیان کرد

مجله الکترونیکی شط پرس در اقلیمی زائیده شده که هنوز با انواع مختلفی از درد ها، رنج ها و بلاها دست و پنجه نرم می کند، در بستری که ذهن ها، روان ها و جسم ها لگدمال شده است؛ اما هنوز بارقه هایی از حیات به چشم می خورد.
یک سال پیش در چنین روزی «شط» طغیان کرد و به بخشی از رویداد های معیوب و گذاره های سطحی تاخت، از نشانه های حیات یک جامعه ای سخن به میان آورد که در اذهان عمومی در حال کمرنگ شدن بود، شط، نخل، قهوه، ماهیگیری، صبور، شارع الشیوخ، بافت های تاریخی اهواز، بازار های چند صد ساله، بندرگاه ها، ستون های تنومند نخبگان فرهنگ و ادب، پرداختن به اِلمان های شاخص این اقلیم از شمالی ترین نقطه تا جنوبی ترین آن در امتداد کارون، دز و کرخه .. کم کم داشت یادمان می رفت که هنوز نفس می کشیم و زنده ایم !
شط از به چالش کشیدن گفتمان امروز و دیروز در این خاک، دست به یقه شدن با نوع و شکل اندیشه ورزی قَبلی و روستایی مَنش در عین ریخت مدرن اش، سخنوری جنجالی اش و ادعاهای سراب گونه اش، در نگاهی متمرکز به عمقِ مسائل بنیادی عملاً مالی کشی ها، سمبل کاری های مسائل اساسی و طرح امور بی اهمیت یا نهایتاً کم اهمیت تر جامعه – جابجایی مسئله ها، اولویت ها و نیاز های یک جامعه، و به تعبیری، به راه انداختن دیالوگ با درون مایه گعدیه در جریان های کلان تصمیم گیری در سطوح مختلف – را نشانه رفت و از جریانی پرده برداشت که در عین طغیان منفعل نمی شود و آرام آرام مسیر خود را پیدا می کند.

در اين رویارویی مستمر، جسم نحیف جامعه گاهی تاب شنیدن نداشت و شط به جای همه اهالی آن اقلیم از میان شهرهای شان و از کنار خانه های شان گذر کرد و تنها شنید، شنید و شنید، اما از خُروش اش باز نایستاد، ضمن ایستادگی در مقابل جریان های سطحی تمام سنگ ها و پاره آجر های این و آن را یک به یک بلعید و به جریان خود ادامه داد .. !
محمود درویش رو به شط می کند، لبخندی زیبا در چهره اش نقش می بندد، آرام آرام زمزمه کنان می گوید: اندکی از آن آبی پُر بی‌نهایت، کافی است برای کاستن از فشار این روزگار، و پاک کردن باتلاق این مکان ..

آری .. امروز «جریان شط» نیز معتقد است می بایست به بنیادها پرداخت و چون مرغان ماهیخوار کاکائی برای رسیدن به مقصود به آغوش «زمان» گُریخت و در یک آن، از آبی کم رنگِ سطحی به دل بنفش ها زد، در «هستی» غوطه ور شد و به انتظار طلوع فجر نشست.

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه برای “شط دوباره طغیان کرد”

  1. نوشته ای صمیمانه و دردمندانه از اوضاعی که اهواز و مناطق اطراف آن بدان دچارند. انشای مقاله خوب است ولی کمی نیاز به ویرایش دارد. مع الوصف در رساندن آن تصویر مطلوب از جامعه امروز اهواز موفق است. بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *