ليست للأجنحة معنى في سمائي

عصفورةٌ، بل قلم، متكسرة الأجنحة تغريدَةٌ: صمتٌ، كآبة فوق أسطر الكتاب؛ كتابي فالتحليق…؟ لا أدري! برای بال‌ها جایی نیست در آسمان‌ام گنجشکی، بلکه قلم، بال‌های‌اش شکسته آوازی: سکوتی، اندوه بر...